در حاشیه

نقدی بر نمایشگاه 24 فرش تهران

نقدی بر نمایشگاه 24 فرش تهران (قسمت اول تا چهارم)

بیست و چهارمین نمایشگاه فرش تهران که از آن به عنوان بزرگترین رویداد فرش ایران نام برده می شود؛ برگزار گردید.

بسیاری از تولیدکنندگان و عرضه کنندگان قالی شرکت کننده در این نمایشگاه توانستند به اهداف مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند و بسیاری هم متاسفانه موفق شدند حتی به بخش کوچکی از اهداف مورد نظر خود دسترسی پیدا کنند .
آمار مستندی از تعداد شرکت کنندگان و فضای نمایشگاهی نمایشگاه 24 فرش تهران ندارم اما تصور می کنم افزون بر پانصد تولیدکننده و عرضه کننده فرش در فضایی به مساحت سی هزار متر مربع به مدت 7 روز حاصل تلاش یکساله خود را در معرض بازدیدکنندگان قراردادند . اگر خواسته باشیم اول از نکات مثبت نمایشگاه 24 نام ببریم باید اذعان کرد که نمایشگاه 24 در مجموع حرکت رو به جلو داشت. جلسات ستاد برگزاری نمایشگاه که تقریبا نمایندگان تمامی تشکلهای فراگیر در آن حضور دارند به صورت مرتب برگزار گردید ، پوستر نمایشگاه به موقع منتشر شد. تبلیغات محیطی اگرچه ناکافی بود اما با توجه به امکانات و وسع مرکز ملی فرش ایران چشمگیرتر از سال قبل بود .سالن اختصاصی مرکز ملی فرش پیام ها و ایده های جدیدی برای جامعه فرش داشت ، کارگاه های آموزشی مطلوبی برگزار شد و همکاران مرکز ملی فرش به صورت تمام وقت درخدمت جامعه فرش بودند .
علاوه براینها باید از برگزاری مطلوب جشنواره فرش برتر و همچنین تخصیص سالن اختصاصی رایگان به دانش آموختگان ، تشکلها و دانشکده ها ی هنر دارای رشته فرش نام برد .
جداسازی بخش غالب واحدهای عرضه کننده و تولیدکننده تابلوفرش و واگذاری امور مدیریتی سالن به خود عزیزان از دیگر دستاوردهای نمایشگاه 24 فرش تهران بود. در عرضه تولید و نوآوری تولیدکنندگان و عرضه کنندگان فرش قم از خلاقیت بیشتری برخوردار بوده اند اما صرفنظر از این دستاوردها؛ بیست و چهارمین نمایشگاه فرش تهران همچنان حالت انبار و فروشگاه بزرگ فرش را داشت که در روزهای آتی به بررسی چالشهای آن خواهیم پرداخت.

به رغم تذکرات فراوان و مکرری که قبل از برگزاری نمایشگاه به غرفه داران داده شد شور بختانه باز هم اکثریت غرفه داران کمترین بهای لازم را به غرفه آرایی و اصول غرفه داری ننموده و نمایشگاه 24 فرش تهران همانند سنوات قبل از این نظر بیشتر به انبار فرش شباهت داشت نه حتی یک فروشگاه فرش!

در اکثر غرفه ها فرش ها روی هم تلمبار شده؛ فضای غرفه ها فاقد نورپردازی لازم ،غرفه داران فاقد لباس فرم و یکنواخت ، بسیاری غرفه داران روی فرشها نشسته ، بسیاری از فرش های داخل غرفه ها فاقد عملیات تکمیلی و در مواردی حتی فاقد عملیات پرداخت و شیرازه ، از ساعت 12 لغایت 4 عصر بوی انواع غذاها در سالنها پیچیده ، نبود هیچگونه هماهنگی در چیدمان غرفه های هر سالن حتی در حد داربست ، و این وضعیت اسفناک دامنگیر اکثر غرفه داران بود !!
بنظرم این چالش یکی از اصلی ترین چالشهای فراروی نمایشگاه های تخصصی فرش در داخل کشور است . سوال اصلی اینجاست که چرا تولیدکنندگان و عرضه کنندگان فرش ماشینی که نمایشگاه تخصصی آنان یک هفته بعد از نمایشگاه فرش برگزار می گردد فاقد غرفه های آشفته هستند و این آشفتگی را منحصرا در غرفه های نمایشگاه تخصصی فرش دستباف می بینیم ؟
جمع بندی و جان کلام اینکه در بیست و چهارمین نمایشگاه تخصصی فرش بسیاری غرفه ها از نظر اطلاع رسانی ، خدمات ، پذیرایی، دکوراسیون ، تبلیغات، هماهنگی لباس، مشتری مداری، اطلاع رسانی ، نحوه برخورد ، آراستگی غرفه داران ، حتی از شرایط حداقلی نیز برخوردار نبودند و تاسف بارتر اینکه همین غرفه داران گرامی گلایه وشکوه شدید از عدم استقبال خریداران نموده و در این خصوص خود را اصلا مقصر نمی دانند . عزیزانی که حتی زحمت اطلاع رسانی به مشتریان سنوات قبل را نداشتند؛ کوچکترین خدماتی به مشتریان و بازدیدکنندگان ارائه نمی دهند ، روی گشاده ای به بازدید کنندگان نشان نمی دهند ، برای دکوراسیون غرفه کمترین هزینه ای ننموده و نه ظاهر خود را مرتب نموده و نه برای آراستگی همکاران غرفه اقدامی انجام نداده است حالا انتظار تحقق اهداف را هم دارد!!

نمایشگاه فرش یا محلی برای تجمع دلالها ؟!

ساده ترین مفهوم نمایشگاه اینگونه است که نمایشگاه محل آشنایی مشتریان و شهروندان با کالاها و خدمات نوین بنگاه هاست. اشخاص حقیقی و حقوقی تلاش می نمایند دستاوردهای جدید خود را در معرض دید شهروندان قرار داده تا به مشتریان خود بفهمانند که از تمایلات و خواسته های آنان مطلع بوده و درواقع ذهن آنان را خوانده و همان کالا و خدماتی را در نمایشگاه به نمایش می گذارند که شهروندان و مشتریان آرزوی آن را داشته اند.
ترکیب غرفه داران نمایشگاه تخصصی فرش تهران از فرش فروشان تهران یا شهرستانها ، تعدادی صادر کننده فرش ، گروهی از شرکت کنندگان هم تولیدکننده فرش و بالاخره تعدادی از غرفه داران هم عملا در هیچ یک از گروه های فوق نبوده و صرفا با استفاده از عملیات دلالی به فعالیت مشغول می باشند .اگر چه امسال تلاشهای خوبی شد که از تعداد دلالها کاسته شود اما در عوض بر حجم دلالهای غیر رسمی افزوده شد!!
شخصا نه تنها مخالفتی با شغل شریف !! دلالی ندارم که در بسیاری موارد آن را تسهیل کننده معاملات تجاری می دانم اما وجود قریب به 150 نفر دلال غیررسمی که غرفه داران عزیز باید برای تحقق اهداف در فروش اجبارا به آنان متوسل شوند بسیار درخور تامل است و امر ناپسندی است که متولی نمایشگاه تخصصی فرش باید فکری به حال آن نماید . نادیده گرفتن فعالیت منفی اینگونه افراد و همچنین عدم دقت کافی در واگذاری غرفه به افراد حقیقی یا حقوقی باعث شده اندک اندک بسیاری از تولیدکنندگان اصیل و برخی از وزنه های بزرگ فرش ایران با این نمایشگاه فاصله گرفته و در عوض در طول سال برای معرفی تولیدات خود اقدام به برگزاری نمایشگاه های اختصاصی نمایند .
اینکه با ورود شهروند به محوطه نمایشگاه تخصصی فرش افرادی دلال اقدام به شکار او نموده و شهروند را به غرفه هایی که پورسانت دلال را قبول نموده اند هدایت نمایند نه در شان فرش است و نه در شان نمایشگاه !
از طرف دیگر باید مرکز ملی فرش ماهیت این نمایشگاه را تعریف نماید و با توجه به ماهیت نمایشگاه ترکیب اصلی غرفه داران را مشخص نماید که به راستی اولویت در واگذاری غرفه داران کدامیک از گروه های فعال فرش هستند؟

آیا رسانه ملی با تحریم نمایشگاه تخصصی فرش ؛ پرچم دوم کشور را نشانه گرفته است؟

بر هیچ کس پوشیده نیست که تبلیغات نقش بسیار اساسی در بازاریابی کالا و خدمات داشته و دارد .همه ما به تجربه دریافته ایم که اگر رسانه ملی بخواهد جریان ایجاد نماید به راحتی از عهده آن بر می آید به طوریکه با جریان سازی تبلیغاتی توانسته مردم را از شرق تهران به سمت جاده کرج جهت خرید فرش ماشینی از شهر فرش بکشاند و یا در موارد دیگری همانند نمایشگاه کتاب تمامی شبکه های رسانه ملی بسیج شده و به طرق مختلف تلاش می نماید این نمایشگاه را به حق برجسته نموده و در نتیجه از اقصی نقاط کشور مردم به سمت تهران و بازدید از نمایشگاه کتاب حرکت می نمایند.
 اگرچه برای نمایشگاه 24 فرش تهران تبلیغات محیطی قابل ملاحظه ای انجام شد اما تحریم رسانه ملی به دلیل بدهی قابل توجه مرکز ملی فرش نقش قابل ملاحظه ای در عدم استقبال کافی شهروندان از این نمایشگاه داشته است. هرچند که این توجیه از وزارت صنعت و معدن و تجارت پذیرفته نمی شود که بعلت بدهی از طرف رسانه ملی تحریم شده است چرا که نتیجه و دود این تحریم نه در چشمان آن وزارت یا صدا و سیما بلکه در چشمان فرش است ،لذا اولین انتقاد به مرکز ملی فرش ایران است که چرا نسبت به تسویه بدهی خود به رسانه ملی اقدام نکرده که بزرگترین رویداد فرش ایران کوچکترین انعکاسی در این رسانه نداشته باشد و موجب یاس و افسردگی و دلخوری جامعه فرش ایران گردد . بی تدبیری و عدم هزینه کرد متناسب با بودجه احدی از مدیران وزارت صنعت و معدن و تجارت نباید باعث گردد که برای دومین سال متوالی جامعه فرش ایران شاهد تحریم رسانه ملی باشد و از این بابت هزینه سنگینی را متحمل شود.
بخش دوم موضوع به خود رسانه ملی برمیگردد که به فرض بدهکار بودن مرکز ملی فرش ایران آیا 5 میلیون نفری که بصورت مستقیم از این هنر امرارمعاش می نمایند سهمی از این رسانه ملی ندارند؟

عبدالله احراری

منبع :