اساتید فرش

سلسله گفتاری پيرامون هنر و هنرمندان قالی تبريز

تا کنون درموضوع قالی ايران و مجموعه عوامل آن ، بسيار گفته و نوشته اند ، وهرانديشه ای با ويژه گيهای خاستگاه خود به شرح و وصف آن پرداخته است ، اما آنچه دراين ميان جای تامل دارد عدم و يا کمينه بودن مطلبی گفتار و نوشتارهائيست که قالی وعوامل آن را آنگونه که هست ، نموده باشد و به عبارت ديگر، آنگونه قالی ايران وعوامل آن را نمايانده باشد که هويت مفهومی وموضوعی آن مستقل ازشخصيت حقيقی يا حقوقی گوينده يا نويسنده ، برای خواننده يا شنونده قابل درک ودريافت باشد.


البته بی هيچ اشارتی برآگاهان امر روشن است که بررسی کارشناسانه وعلمی قالی ايران بطورهمه جانبه ، به جهت وسعت جغرافيايی وگسترده گی موضوعی ومفهومی آن ، امرچندان سهل وساده ای نيست ، مخصوصا آنگاه که عقبه تاريخی نيزبراين عوامل افزوده شود که درآن صورت وقتی سخن از قالی ايران است ، حيطه کلام از پارت و ماد است تا به امروز، درمنطقه ای به وسعت جغرافيايی ختن تا قسطنطنيه .
نگارنده همواره وبه هر بهانه ای متذکر اين باورعقلی و علمی بوده است که هيچ کس نميتواند به تنهايی قالی ايران را بطورهمه جانبه شناخته و بشناساند وادعای هرمدعی در اين مقام جز لاف و گزاف نخواهد بود ، ولذا تنها راه شناخت فرش ايران روش استقرائی است تا بتوان از کنارهم نهادن مجموعه يافته های نظری وعملی همگان ، تعريف و توصيفی جامع و کامل از قالی ايران و مجموعه عوامل آن ارائه نمود.
درپی اين انديشه به نسبت وسع و توان ، در جهت شناساندن گوشه ای از قالی ايران آنهم در محدوده زمانی و مکانی معين ، سلسله گفتاری به علاقمندان تقديم می شود که درهرمقاله ازآن به طور مستقل يکی از عوامل قالی تبريز اعم از طراح و نقاش ، توليد کننده ، خبره ، امضا ها ، وهرآنچه بنوعی در شکل يا هويت قالی تبريز نقشی داشته است ، معرفی خواهد شد .
لازم به ذکر است که شرح و تفصيل جزئيات هر مورد ، خارج از عهده مقالات بوده ، لذا به ايجاب نوشتار، به صفات برجسته و نکات کليدی هر مورد بسنده نموده و بگو نه ايکه خللی به موضوع وارد نشود رعايت اختصار شده است .
توضيح لازم ديگر اينکه بحسب احساس ضرورت عقلی، بر خلاف عرف معمول از عوامل و نقش آفرينانی سخن آغاز می کنيم که در قيد حيات و حدالامکان مرجع و منبع همين نوشتارها باشند ، چرا که اگراين نقد بگذاريم و به نسيه ها بپردازيم ، چه بسا همين افراد معدود و منابع محدود را نيز که بمثابه دائره المعارف هايی از احوال قالی تبريز هستند ، بدون اخذ و ثبت هيچ شرح و احوالی از کف بدهيم .



مقاله پنجم

رسول روفه گر حق
پنجه طلای عرصه مرمت  فرش


استاد رسول روفه گر حق

استاد رسول روفه گر حق



وقتی سخن از هنر و هنر مندان فرش تبريز است بر خلاف باورعموم ، دايره آن محدود به  رسامان و نقاشان  نبوده بلکه بافندگان ، رنگرزان ، مرمت گران  وحتی بگونه ای خبرگان به فراخور ماهيت حرفه ای ،  بفاصله معينی از کانون ، داخل در اين دايره عشقند.
هر کدام از اين گروه ها همواره بواسطه هويت حقيقی يا حقوقی متاثر از فن و حرفه شان در معرض انظار بوده و گاه حتی بيش از آنچه هست بچشم آمده اند ، الا مرمت و به تبع آن مرمت گران عرصه فرش که شايد کمتر فنی را حتی درميان ساير فنون تا بدين حد مهجور ومظلوم يافت .
البته دليل عمده اينگونه در حجاب ماندن ، بيشتر از آن جهت است که عمدتا مرمت فرش و آنهم بدست ماهران اين فن ، از دو حالت خارج نيست ، يا بروی فرش های آنتيک و کلکسيونی است ، يا فرش های قيمتی وهنری ، که درهردو صورت معمولا صاحبان چنين فرش هايی تمايلی به آشکار سازی عمليات مرمت بر آن ندارند  و طبيعی است که به تبع اين پنهان کاری، مهارت ها ، ابداعات ، ذوق ونبوغ مرمت کاران ماهر و نامی فرش در خفا مانده و نتوان تعداد انگشت شماری شاهد تصويری بر آثار اين هنرمندان يافت . شايد بتوان از اين جهت مرمت را به ضرب المثل تشبيه نمود ، چرا که ضرب المثل ها نيز با آنهمه معنی ، غنا و رسای ادبي  هرگز مخترع مشخصی ندارند ، همانند رفوهای بسيار ماهرانه ای که بر فرش های کلکسيونی و موزه ای در سرتاسر دنيا موجود است ، بدون آنکه نام و نشانی از مرمت کاران در ميان باشد. از اينروی به باور نگارنده بيراه نخواهد بود اگر اين مرمت های ماهرانه را که گاه فرشی را از نيستی کامل نجات داده اند ، ضرب المثل های دنيای مرمت بخوانيم و بدانيم .


استاد روفه گر در کنار پدر

استاد در دوران کودکی در مکتب پدر ( فلش شماره 1 نشانگراستاد رسول روفه گر و فلش شماره 2 نشانگر پدر استاد ، مرحوم استاد اصغر روفه گر حق)



گاهی اين مرمت ها توسط بعضی از رفوگران فرش چنان ماهرانه انجام می پذيرد که در باز بينی فرش مذکورتوسط همکارانشان از ديد ها پنهان مانده و حتی گاهی مالک فرش نيزدر تعيين محل مرمت به ترديد افتاده است ، البته اين گونه مرمت هر چند که شايد با تعاريف متداول و مرسوم علمی چندان سازگار نباشد  لکن گويای تلاش و توانيست که اين گروه از هنرمندان عرصه فرش با ايجاد و تکيه بر آن نسل خويش را تا به امروز کشانده اند.
البته سخن در باب روش مرمت در فرش و سازگاری و انطباق آن با تعاريف مرسوم علمی ، خود مجالی مستقل و مکفی می طلبد تا به کنکاش در آن پرداخته شود .
با مقدمه فوق ، در اين نوشتار سعی درشناساندن يکی از انگشت شمار جوانی با دل و جان به اين فن دادگان داريم ، که سالها ست چون طبيبی حاذق با مرهم مرمت به درمان نه تنها فرش آذربايجان بلکه ايران  همت گمارده وجزو اولين هاست که شرح قصه سوزن و فرش را به ساحت دانشگاه کشانده است .
صاحب نظری بی ادعا و سخندانی کم سخن ، که قريب به سه دهه افتخار آشنايی و رفاقت ، پشتوانه اين قلم درارائه اين مجمل است.
رسول روفه گر حق  در سال 1332 در تبريز پا به جمع عائله زنده ياد مرحوم استاد اصغر روفه گر حق نهاد.
از همان دوران کودکی عادت چشم و گوشش به آلات و واژه هاي  حرفه پدر، انگيزه وشوق اوليه را در وجودش نهادينه کرده و سبب شد تا از همان دوران نوجوانی عصای دست پدر گردد و در مکتبش زانوی تعلم  زند ، تا نخ خام ذوقش را در سوزن تيز تجربه پدر تابيده و محکم کند ، چنان کرد واز اين رهگذر به آنچنان سواد بصری دست يافت که عملا در هيج مجموعه علمی حتی امروزه نيزقابل دريافت نيست . وی رج به رج و گره به گره از آموزه های مکتب پدری را خط به خط در دفتر قطوری از تجربيات عملی به سينه خويش نگاشت و در گذر ايام از حاصل يافته ها و بافته های خويش آنرا ويرايش و بروز نمود تا امروزه عصاره فن مرمت را عالمانه در اختيار طالبان  نهد .


پدر استاد روفه گر در حين کار

عکسی نادر از عرصه مرمت که مرحوم استاد اصغر روفه گر حق را در حال مرمت فرشی موسوم به مشروطه نشان می دهد ، فرشی مشابه با اين فرش در خانه مشروطه تبريز در معرض نمايش است



از ويژه گی های استاد رسول روفه گرحق که وی را از ديگر آموختگان سنتی عرصه مرمت ممتاز می نمايد ، توان پردازش داشته های نظری عرصه مرمت سنتی ، در چهارچوب تعاريف علمی است ، که بشا يسته گی از عهده اين مهم برآمده ، و سوابق قريب به دو دهه فعاليت های علمي  وی شاهد آشکاری بر اين مدعاست :
- چندين دوره همکاری علمی و عملي  با مرکز آموزش هنرهای سنتی سازمان ميراث فرهنگی در زمينه های مختلف ازجمله آموزش مرمت قالی .
- تدريس سبک شناسی فرش ايران ومرمت فرش در مدرسه عالی شهيد سرداری.
- عضويت در گروه فرش دانشگاه صنعتی سهند .
- تدريس بارتبه ی استادياری دردانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبريز تقريبا در تمام عناوين مرنبط با فرش از قبيل : کارگاه مرمت فرش ، کارگاه بافت ، کارگاه بافت گليم، آشنائی با بافته های سنتی ايران، کنترل کيفيت فرش و غيره که از سال 1382 تا حال در حال تداوم است.
-  طرف قرارداد سازمان ميراث فرهنگی با مسئوليت تهيه وتدوين مدارک جهت ثبت ملی وجهانی فرش آذربايجان در فهرست آثار فرهنگی يونسکو.
- همکاری با سازمان ها ، نهادها و موزه ها در جهت شناسايی و کارشناسی فرش های موزه ای و کلکسيونی .
- عضو هيئت موسس انجمن طراحان ونقاشان قالی آذربايجان.
- عضو هيئت موسس خانه ی هنرمندان صنايع دستی تبريز.
- عضو پيوسته ی انجمن علمی فرش ايران.
علاوه برمشغله های عارض از اين عناوين رسمی و غير رسمی ، فعاليت های فکری و فيزيکی ديگری از جمله  : نگارش مقالات ، تنظيم جزوه های درسی متعدد ، تدوين سرفصل دروس دانشگاهی ، طراحی سوالات کنکور کارشناسی ارشد رشته ی فرش وغيره ، کمتر ين زمان را برای اشتغال به زندگی شخصی برای استاد باقی می گذارند که البته همين زمان اندک نيز بدون دخالت انديشه فرش نمی گذرد .
استاد رسول روفه گر حق از انگشت شمار صاحب نظران است که به استناد تجربيات عملی و کنکاش و ژرف نگری در اندوخته های علمی ، در زمينه های گوناگون مرتبط با فرش خصوصا موضوع مرمت ، از پيشينه تاريخی تا انواع و روش های متداول سنتی و علمی آن ، دارای آراء و نظريات جديد و قابل تاملی می باشد ، که مع الاسف پردازش مفصل به آنها از حوصله اين مقال خارج و فرصت کافی ديگری می طلبد ، لذا درکوتاه سخن باور استاد در اين زمينه بر آنست که "  تقسيم بندی و روشهای متداول علمی در زمينه مرمت آثار و اشياء تاريخی و هنری ، به جهت گستردگی موضوعی و حيطه وسيع مفهومی فرش ، عينا قابل انطباق ، انتقال و اعمال در فرش نمی باشند و لازم است تعريف جامع علمی ويژه ای در ارتباط با مرمت فرش ارائه و روش های علمی متناسب و کاربردی خاص برای فرش تنظيم و ارائه گردد" .
استاد در جهت عمل به همين باور از جانب دانشگاه " پروژه تحقيقاتي  مرمت قالی " را در دست انجام و کتاب " مقدمه ای بر سبک شناسی فرش ايران " را تحت چاپ دارند.
در وصفی مختصر الحق ميتوان استاد رسول روفه گر حق را  مصداق اين ابيات از شعر اختر چرخ ادب پروين دانست که :
کار دانان چون رفو آموختند           پاره های وقت بر هم دوختند
عمر را بايد رفو با کار کرد            وقت کم را با هنر بسيار کرد
ونيز، اين جمله آخر، نتيجه سخن بردانشجويان و دانش پژوهانی باشد که گام دراين راه دارند .
باشد تا در فرصتنی مناسب به تفصيل بااستاد به سخن بنشينم ، تا بيش از اينها از استاد بدانيم .
 


سعيد رونقيان تبريزی

انجمن علمی فرش ایران

منبع :