تاریخچه فرش

خور ، بیابانک و جندق (قسمت اول)

زمانی که به قصد خور و بیابانک پا از نایین بیرون می نهیم تا رسیدن به خور روستاهای نظیر فرخی و جلال آباد و چاه ملک را پیش رو داریم و سپس خور که مدخل گذر به سوی تعدادی روستای خشک و غبار آلود نظیر اردیب ، مهرجان ، گرنه و بیاذه است.

 

در فواصلی از کویر که گاه بی انتها به نظر می رسد در مواجه با خشکی و تفتگی شن زارهای گسترده در زیر آفتاب در برخورد با مردمی که مُهر تابش خورشید بر چهرشان نشسته ، مسافر حیرت زده و بی اختیار از خویش می پرسد که این مردم چگونه زندگی میکنند؟ و این امر نه فقط نتیجه ی برخورد عینی با منطقه بلکه حاصل شرایط ذهنی پیش ساخته یی است که همواره خور و بیابانک و جندق را بیانانی برهوت و ساکنان آن را مردمی عقب افتاده و برهنه در خاطر می آورد.

اما به موازات نزدیک تر شدن با مردم و تماس بیشتر با عمق زندگی آنها نه تنها می توان دریافت که چگونه ساکنان این روستا با توسل به شیوه هایی آسان و غیر قابل وصف و بر اساس استفاده ی مناسب از امکاناتی حداقل زندگی خود را تا به این سوی زمان کشانیده اند بلکه تداوم کمابیش مفید حرفه هایی سنتی چندین صد ساله نظیر بافت پلاس و حصیر و پارچه و حضور قالی بافی گرم و رنگینی را نیز می توان در حیات اقتصادی مردم منطقه شاهد بود مردمی که این زمان با نشان دادن قابلیتی شگفت در عرصه ی هنری بی همتا نظیر فرش به گونه یی راز حیات و جاودانگی خویش را بر ما روشن میسازند.

منبع : کتاب فرش نایین

 

 

 

منبع :