تاریخچه فرش

خور ، بیابانک و جندق (قسمت دوم)

ویژگی های اجتمایی اقتصادی منطقه

 

خور مرکز بخش وسیع خور و بیابانک است که امروز بخشی از شهرستان نایین است. این منطقه که با هوایی گرم و متعدل همچون قرون گذشته به مدد معدودی رباط و قنات به حیات خویش ادامه داده است با تعدادی دیگر از روستا های شهرستان ، مثلثی را تشکیل داده که در راس آن روستا زرین (در جنوبی ترین منطقه) و در قاعده ی آن روستای محمد آباد و گور گز و جندق قرار دارند. تا پایان عهد قاجاریه این ولایت را جندق و بیابانک می نامیدند.

بر اساس مدارک و مستندات بسیاز زندگی در این مناطق کویری سابقه ای طولانی دارد و به پیش از اسلام می رسد. ناصر خسرو در سفرنامه خود از منطقه ی پیاده نام می برد که امروز بیاذه نام دارد . در انتهای ((ایالت)) خور و بر سر راه طبس واقع شده است. از دیگر گفته های ناصر خسرو بر می آید که در قرن پنجم این مناطق در دست اسماعیلیان و از ولایات طبس بوده و از روستاهای دیگر آن مهرجان (مهرگان ، مهرگون) و اردیب است.

خور و روستاهای جنوبی آن قبلا با قدیمی ترین روستای واقع در شمال یعنی جندق ارتباط چندانی نداشته اند ولی بعد ها در اثر نیاز اقتصادی و خصوصا آنجا که ناحیه محل تلاقی عمده ی راه های نقاط شمال ایران نظیر سمنان و سبزوار با شرق نظیر نیشابور و طبس و بیرجند و همچنین یزد و نایین در غرب است ، ارتباط بیشتری بین این دو نقطه برقرار شده است.

خور و بیابانک در دوره های مختلف به تناوب جزو ایالات یزد خراسان و قومس بوده است و در زمان قاجاریه جزو سمنان و سرانجام در دوره ی پهلوی در عداد توابع اصفهان درآمد گویش مردم منطقه از لهجه های قدیم ایرانی است و واژه های کهن در آن فراوان است . آثار تاریخی خور و بیابانک در منطق زیر قابل اشاره است:

خور : قلعه ی گبرها (قرن نهم هجری که احتمالا بر خرابه های قلعه ی کهن تری بنا شده است) گنبد سید راور (عصر صفویه) حوض شاه ، قلعه حاج غفور (زندیه ) مسجد تاور ، مسجد عرب ها ، مسجد جامع (قرن سیزدهم هجری ) هشت دروازه و چندین برج تخریب شده است .

جندق:دژ اردبیل (زندان انوشیروان) گند هشتار (بازمانده یک آتشکده) مسجد جامع (که تاریخ یکی از زیلو های آن 960 قمری است و زیلو های قدیمی تری نیز در مسجد وجود دارد) خانقاه ، صفه گاه مهرجان ، قلعه مهرگان ، گنبد شمس الدین (احتمالا قبل از قرن هشتم) مزار خواجه جمال الدین (قرن نهم) جندق همچنین زادگاه گروهی از معاریف از جمله شاعر و ادیب دوره ی قاجاریه یغمایی جندقی و حاج سید الله یغمایی بوده است که قبر این دو ادیب در خور واقع شده است.

بیاذه:قلعه ی بیاذه (که احتمالا بیش از هزار سال قدمت دارد) مسجد حسینیه (که احتمالا قرن هشتم) بازار زر گرها ، امام زاده (محل جنگ علویان و مردم منطقه).

گرمه:قلعه (که احتمالا بیش از هزار سال قدمت دارد) قبرستان کشته ها (محل جنگ علویان و سهراب گبر) استودان گبرها (مقابری که گفته می شود مربوط به زرتشتیان است).

ایراج و اردیب : قلعه (که پایه هایی از قلوه سنگ از آن باقی مانده است) بعقه ها و دیوان خانه (زندیه).

اقتصاد منطقه تا قبل از رونق قالی بافی بر اساس دامپروری ، کشت و بهره برداری از نخل و خرما و برخی محصولات کشاوری که به آب کمی نیاز دارند بوده است. پارچه بافی ، بافت عبا و زیلو و سفالگری نیز از حرفه های رایج این دیار بوده است. علاوه بر استفاده ی غذایی و اقتصادی از میوه های نخل ، از الیاف آن نیز برای حصیر بافی و از چوب تنه ی آن برای سوخت نیز استفاده میکردند. تنوع تولیدات صنایع دستی نظیر حصیر ، زیلو ، پارچه های پنبه ای سبک (حوله دستی) و کرباس و به خصوص بافته یی به نام ((پلاس)) ،که از نوارهایی از لباس ها و پارچه های کهنه تهیه می شود ، شگفت انگیز است. حمایت از این صنایع می تواند زمینه ی درآمد خوبی را برای اهالی ایجاد کند.

نقش اساسی دیگر در اقتصاد منطقه از آن حیوان صبور و پر تحمل یعنی شتر است که به صورت های مختلف در زندگی کویری مردم بیابانک موثر بوده و هم اکنون نیز به نوعی سودمند است. از گوشت ، پوست ، پشم ، شیر ،کود و استخوان شتر استفاده می شده است.

از آنچه دیدیم و از اشارات مختلف تاریخی و اجتماعی چنین بر میاید که منطقه تا حدودی زیادی خود کفا بوده است. اما امروز اقتصاد منطقه کلا بر فرش استوار است ، و اگر بگوییم که این مردم کم ادعا و محروم ، با برخورداری از حداقل امکانات زندگی ، تولید کننده ی یکی از زیبا ترین انواع فرش های ایران اند گزاف نگفته ییم. ارزش این توانایی را زمانی می توان دریافت که آن را با دیگر فرش های گرانبها و مرغوب ایرانی که خاص مناطق مرفه و پیشرفته است مقایسه کنیم.

تاریخ فرش منطقه ی جندق و بیابانک

در کتاب ((بر ساحل کویر نمک)) نوشته ی عبد الکریم حکمت یغمایی : که در روستای جندق نیز ، در سال 1318 شمسی ، بافت قالیچه های بدون نقشه رواج یافت و چون در آن زمان ارزش اقتصادی زیادی نداشت رونق نگرفت . با رفتن منور خانم از خور این صنعت فراموش شد. رونق و گسترش دوباره ی قالی را باید از سال 1340 شمسی به بعد دانست. در آغاز ، سرمایه داران نایینی و پس از آن پیله وران خور در این صنعت مایه گذاشتند و به تدریج که سطح زندگی خانواده ها بالا رفت و در فن قالی بافی مهارت یافتند ، خود به برپایی کارگاه ها همت گماشتند. با سرمایه گذاری خانواده ها ، سرمایه داران جندق و بیابانک به خارج از منطقه روی آوردند و روستاهای حاشیه ی شمالی و شرقی کویر نمک ، مانند حسینیان ، معلمان ، ترود (در شمال) و روستاهای پیرامون طبس مانند حلوان ، سرمایه گذاری کردند . به این ترتیب ، قالی بافی نه تنها در منطقه ی جندق و بیابانک ، بلکه در سرتاسر حاشیه غربی ، شمالی و شرقی کویر رونق گرفت.

منبع : کتاب فرش نایین

 

 

 

منبع :