نقوش و طرح های فرش

بررسی طرح و رنگ فرش صابر(قسمت چهارم)

زمینه های تاریخیتاریخ فرش ایران:سرزمین ایران به عنوان یکی از مراکز اولیه تمدن،همواره در ول تاریخ هزاران ساله خود،پیراستگی وتجانس قریبی با هنر وصنعت داشته است.این پیوستگی وتقارب در برخی از مقاطع،آنچنان به حد اعلای خود رسیده که بدون شک،بررسی تاریخ این ادوار،بدون توجه به هنر ایرانی غیر ممکن می باشد.

به عبارت ساده تر هنر در سرزمین ایران به گونه ای با تار وپود مردم آن عجین شده که بدون اغراق هیچ بررسی تاریخی در ایران بدون توجه به ماهیت وچگونگی هنر ایرانی ،ممکن نبوده،نیست ونخواهد بود.
از سفال وسرامیک وشیشه وصنایع چوبی ،گچ کاری وفلز کاری گرفته تا معماری ونقاشی(مینیاتور)وبالاخص نساجی وبافندگی قالی وگلیم وانواع زیر اندازها،خلاصه همه وهمه به نوعی در مسیر تاریخ اجتماعی ،اقتصادی ودر نهایت هنری ایران،سهمی را به خود اختصاص داده اند، در این میان فرش و فرش بافی به عنوان یکی از قدیمی ترین هنرهای ملی وسنتی مردم این سرزمین نقش مهمی در تاریخ هنر وهنرمندان آن ایفا نموده است،اما افسوس که ماهیت این دست آفریده ی هنرمند ایرانی به واسطه ی ماهیت مواد اولیه وهمچنین نحوه استفاده از آن زوال پذیر بوده وامروزه بررسی تاریخ فرش وفرشبافی در ایران را با مشکل مواجه ساخته است.
از اولین سلسله های حکومتی حاکم بر ایران، همواره تمامی رشته های هنری در مراحل مختلف،دوران هایی را پشت سر گذاشته اند.گاه به آخرین حدکمال وپیشرفت رسیده وگاه، به دست مهاجمان تازه وارد و سلطه گران ،تا سر حد نابودی ونیستی به پیش رفته اند،اما بسیاری از اسناد ونوشته های موجود که متعلق به نخستین سالهای تاریخ سرزمین ایران وادوار بعد از آن تا به امروز است،تا حدود زیادی راه گشای این معما گردیده،واگر چه در طول صدها سال گذشته، آثار به جا مانده از فرش دستباف ایران،همچون قالی پازیریک، بسیار ناچیز است،اما همین اسناد ومدارک تا حدود زیادی مبین وجود این رشته از هنر ایرانی در اقصی نقاط این سرزمین وحتی در گسترش آن به دیگر نقاط عالم است.
طبق منابع ومحققان ارمنی،قالیقلا ودیگر شهرهای ارمینیاقس اولین مراکز تولید فرش گره دار بوده اند.از مهمترین این منابع کتاب حدودالعالم است،واز موارد ذکر شده در کتاب حدودالعالم می توان پذیرفت، بافت فرش گره دار در اواخر قرن 4هجری،حداقل در سه منطقه سرزمین پهناور ایران مرسوم بوده است:
1-سیستان
2-فارس
3-طبرستان
اما اوج هنر فرشبافی ایران را باید در دوران حکومت سلسله صفویان(908-1145ه.ق)جستجو کرد.
در طی سلسله صفویان در زمان سلطنت شاه اسماعیل ( 908-931ه.ق)و شاه طهماسب(931-984ه.ق)شهر تبریز یکی از بزرگترین مراکز هنر از جمله قالی بافی گردید.مراکز مهم دیگر قالی بافی عبارت بودند از:کاشان،همدان،شوشتر وهرات
در زمان سلطنت طویل شاه طهماسب،قالی بافی به اعلا درجه ترقی رسید.وی علاقه ی وافری به فرش داشت وآن را تا تمام یک هنر ارتقا داد.او دستور بافتن فرشهای ممتازی را داد وآنها را به مسجد سلیمانیه در استانبول هدیه کرد و وگفته شده که خودش طرح هایی برای فرش کشیده است.
کروسینسکی در باب پوشاک والبسه ی دربار سلطنتی ایران می گوید:
دور اندیشی شاه عباس کبیر به تاسیس کارگاههای متعدد و چند کاره در اصفهان ونیز در نواحی شیروان، باغ،گیلان،کاشان،مشهد واستر آباد انجامیدکه در آنها منسوجات وشال(عمامه)ابریشمی برای استفاده ی خاندان سلطنت وهمچنین عموم به طریقی با شکوه وشگفت آور وتحت نظارت دقیق ناظران بافته می شود.در عین حال قالی و دیگر انواع منسوجات بافتنی پیوسته برای دربار سلطنتی بافته می شود.
شاه عباس(996-1038ه.ق)نیز با تاسیس کارگاه های قالیبافی در اصفهان وکاشان ودیگر نقاط،
قالیبافی را به سطح هنر ملی ارتقا داد.در زمان وی قالی هایی از ابریشم وطلا در کاشان بافته شد ودر اصفهان نه تنها فرش های گرانبهای سفارشی شاه ،بلکه فرش های اشخاص دیگر نیز به دست استادان بافنده ی کارگاه های سلطنتی تهیه می شد.
3-2-2- تاریخ فرش خراسان
در میان کلیه ی مناطق قالی بافی ایران با مراجعه به منابع وکتب موجود در خصوص تاریخ قالی بافی،کمتر جایی را می توان یافت که در آن از قدمت قالیبافی در مشرق ایران بویژه در نواحی شمال شرق ذکری به میان آمده باشد.به عبارت ساده تر نه تنها از قالیهای قدیمی که در این منطقه بافته شده اثری باقی نمانده،بلکه در منابع موثق که عموما توسط سیاحان ومورخان ضبط گردیده کمتر ،واغلب به طور پراکنده به آن پرداخته شده است.
با توجه به قراين و برخي اسناد موجود و تصاوير باقي‌مانده از نقاشي‌هاي قرون 8 و 9 هجري تصاوير زيادي از انواع قالي‌ها با نقوش متعدد اعم از هندسي و حتي نقوش لچک و ترنج و اسليمي ديده مي‌شود. بدون شک قاليبافي در آن زمان جزو صناعات مهم شهر هرات بود که جزو خراسان به حساب مي‌آمد.
قديمي‌ترين قالي خراسان مربوط به 160 سال پيش(که قالي‌بافي مشهد داراي همين سابقه است) با ابعاد 4×3 متر با طرح زيباي اسليمي دوره صفوي مي‌باشد ، متن آن قرمز لاکي و حاشيه اي به رنگ آبي دارد.
خراسان معبر پر سابقه ای در گذر تاریخ،حوادث بسیاری را به چشم دیده و بلایای بزرگی را از سر گذرانیده است.سرزمین گشاده دست خراسان همانطور که مهد فرهنگ وتمدن وصنعت بوده،جاذبه ای بسیار برای مهاجمان غارتگر وجنگجویان خونریز داشته است.
پس از هر هجومی حکومت هایی نظیر خوارزمشاهیان،سلجوقیان وایلخانان را می بینیم که با خلاقیتی فرهنگی به جبران خرابیهای اسلاف خود پرداخته اند وخراسان بر مسیر جاده ابریشم همواره مرکزی برای توسعه،ثروت،رفاه وکانونی برای نشر تمدن وفرهنگ بوده است.
به شهادت تاریخ این بخش از ایران در طی گذشت قرن ها، همواره دستخوش حوادث تلخ وشیرین بسیاری بوده است.گاه به علت بی کفایتی حکام وقت مورد هجوم وتاخت وتاز بیگانگان قرار داشت وگاه مورد التفات پادشاهان وقت ایران قرار می گرفت وبه اوج می رسید.در میان کتب ومنابع قدیمی،احسن التقاسیم از جمله مواردی است که به طور کاملا مشهود بر وجود قالیبافی در خراسان و قوهستان اهتمام می ورزد.
مقدسی در این کتاب می نویسد:
از قوهستان پوشاک هایی مانند نیشابوری سفید وفرش وجانماز واز غرج شار،زر ولباده وفرشهای نیکو وجامه دان و مانند آن صادر می شود.از بخارا پارچه های نرم و جانماز ورختخواب مسافر خانه وفرش وهمچنین از خوارزم سمور،سنجاب ،عناب و فرش ولحاف ودیباج پیشکش و مقنعه ابریشمی و... صادر می شود.وی در جای دیگر هنگام ذکر محصولات ایالت سند،به نحوی آشکار بر فرش بافی قوهستان،تاکید دوباره می ورزد.
از (توران) پانیذ خیزد که از (ماسکان) بهتر است.در دیگر شهرها فرش ومانندش می بافند.چنانکه در قوهستان خراسان بافته می شود.
در میان مناطق قالی بافی خراسان علاوه بر خوارزم وبخارا،شهر هرات نیز آشکارا در عرصه ی قالی های خوب ونفیس در طول دوران های متعدد، فعالیت داشته واین چیزی است که سیسیل ادواردز صراحتا در کتاب خود آن را انکار کرده و می نویسد:
به نظر من اگر در قرن 16 وادوار بعد از آن قالی های نفیس در هرات تهیه شده باشد، باید در قالی هایی که از آن دوره به بعد در افغانستان بافته شده،آثاری از استادی ومهارت مشاهده شود.
هرات در خراسان از مراکز مهم قالی بافی این دوران بویژه دوران حکومت شاه عباس می باشد.آدام اولئاریوس که جزو یک هیئت هفت نفره در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد،در سفر نامه خود می نویسد:
(بهترین قالی های ایران در هرات بافته شود)
البته احتمال دارد شهر مشهد نیز حتی قبل از دوره ی تیموریان در زمان عصر مغول از مراکز قالی بافی خراسان بوده باشد.
پس از سلسله ی صفویه با حمله ی افغانها تا مدتی ایران از جمله خراسان دچار آشوب وهرج و مرج شد.
سر انجام در دوران سلسله ی قاجار وضع کمی بهبود یافت و فرش ایران از طریق دریا وخشکی به اروپا وسایر نقاط راه یافت وبه عنوان مهمترین کالای صادراتی ایران مطرح شد.در اولین سال های حکومت ناصرالدین شاه،کار فرش بافی در شهرهای اراک وکرمان ومشهد رونق دوباره یافت وبا تاسیس کارگاه هایی در شهرهای اراک،کرمان،مشهد وتبریز بهبود نسبی در احوال این هنر بوجود آمد.احیای دوباره قالی خراسان از ابتدای قرن معاصر شروع می شود.از سال 1300ه.ش بتدریج با ورود استادان هنر قالیبافی از دیگر شهرها به خراسان بویژه مشهد،قالی خراسان رونق دوباره یافت.به نحوی که گروه خاصی از فرش های نفیس ایران که هم اکنون در موزه های داخل و خارج از کشور نگهداری می شوند توسط بافندگان خراسانی بافته شده اند.هر چند از اوایل دهه 1350بتدریج از کیفیت قالی های خراسان کاسته شد اما هنوز هم با بیشترین مقدار تولید ،سهم عمده ای را در این بخش از فعالیت اقتصادی کشور بر عهده دارد.
در زمان شاه اسماعیل در سال 916 ه.ق که هرات توسط شا ه اسماعیل تسخیر شد،پایتخت به تبریز منتقل شد ودر همین زمان اوضاع قالی بافی در اغلب مراکز خراسان تنزل یافت.
در حال حاضر در برخی از آنها اثری از شکوه قالی های گذشته دیده نمی شود .
مراکز مهم قالي بافي استان خراسان در حال حاضر عبارتند از:
مشهد، نيشابور، سبزوار، کاشمر،تربت جام،تربت حیدریه

پژوهشگر:محدثه حائری

منبع :