تاریخچه فرش

تاریخچه گلیم (بخش هفتم)

هنربافندگی از دیرباز منحصر به زنان بوده و هنوز نیز بخش از وظایف روزانه ی آنان را در خانه و زندگی عشایری تشکیل می دهد. معمولا زنان به صورت روزانه و مداوم به بافندگی نمی پردازند و فقط به هنگام تمایل و فرصت مناسب پای دار قالی بافی می نشینند.

 

تغییرات ناشی از چرخش فصول تاثیر عمده ای بر فعالیت های مربوط به بافندگی دارد. برای صحرانشینان ، فصل بافندگی و کار فشرده بر پای دارهای خوابیده منحصر به تابستان است که برای ییلاق به کوهستان ها کوچ می کنند. اما برای روستاییان ماه های تابستان زمان جمع آوری و رسیدگی به محصول است. خانواده ی روستایی در زمستان به بافندگی می پردازد. میان اقوام ساکن و غیر کوچنده نیز ، بافتن گلیم تمام وقت نیست ، به طور تفننی انجام می گیرد و جنبه ی دل مشغولی های روستایی دارد. بافندگی فعالیتی اشتراکی است از این رو دو سه زن همزمان روی گلیمی بزرگ به کار می پردازند.

گلیم بافی فرصتی مناسب برای بخشش و صدقه بر اساس دستورات قرآن نیز هست. گلیم هایی که توانگران به مساجد وقف می کنند ، نه تنها زمین مساجد را به رنگ های زیبا می آراید بلکه زیراندازهایی گرم و راحت برای نمازگزاران است. مساجد با رواج این گونه اموال در سراسر کشور های اسلامی به فضایی مناسب جهت حفظ و نگهداری این زیراندازها تبدیل شده است.

اواخر قرن نوزدهم میلادی تجارت بین المللی زندگی خودکفای روستاییان و چادر نشینان را دگرگون کرد. سکونت دائمی قبایل کوچنده که به اجبار و در جهت حفظ منافع دولت ها انجام می گرفت ، همچنین سرازیر شدن سیل منسوجات ، الیاف و مواد رنگی ارزان به بازار ها مردمان ایلاتی را از زندگی خودکفای شان محروم ساخت. قبیله پس از اسکان دائم ناچار با تجارت و مبادله ی کالا امرار معاش می کرد و این به مفهوم نابودی فنون زندگی عشایری بود. بدین معنا که نخستین عناصر تولیدات بافندگی سنتی از جمله تزئینات و ریسمان های چادرها و برخی خورجین ها به سبب توجه قبیله به دست آوردهای مدرن و امروزی از میان رفت. با این همه قبایل یکجانشین همواره به بافت گلیم هایی که صرفا دارای مصارف خانگی و محلی است ادامه می دهند. اگرچه برخی از قبایل به طور کلی از بافندگی روی برتافته اند اما روستاییان هنوز به بافتن گلیم های جدید می پردازند.

گلیم به مرور زمان دچار تغییرات بسیاری شده است. رواج بیش تر ازدواج میان قبیله های مختلف منجر به درهم آمیختن سبک های گوناگون شده ، میراث هنرهای سنتی را مغشوش کرده است. این تغییرات معمولا با کاستی هایی در مهارت همراه بوده است. با ظهور رنگ های نامرغوب شیمیایی ، که توسط اروپاییان در اواخر قرن نوزدهم رایج گردید ، نامرغوبی گلیم ها کامل شد. فروپاشی معیارهای بافندگی و رنگرزی نه به گونه ای سریع بلکه به تدریج از شهرها به روستاها و سپس عشایر انجام شد. به طوری که تا سال های اخیر هنوز برخی از عشایر آفریقای شمالی ، آناتولی ، ایران و افغانستان با مواد خام و شیوه های پیشینیان شان بافندگی می کرده اند.

در موارد استثنایی گلیم های بسیار خاصی نیز در اثر آمیزش طرح ها و شیوه های قبایل مختلف با طرح های غربی و استفاده از مواد رنگی امروزی بافته شده است. علاقه غربی ها به جمع آوری گلیم امری تازه است. نقش های شرقی فرش های گره بافت ، قبل از قرن شانزدهم نزد کلیسا و نخبه گان طبقه ی حاکمه ی اروپا محبوب بود اما گلیم بافت ها از آن جا که از کارهای روستایی و پست به حساب می آمد نادیده می گرفته اند.

منبع : کتاب تاریخچه ، طرح ، بافت و شناسایی گلیم

منبع :