تاریخچه فرش

گبه پتویی یا گبه دو طرفه (قسمت دوم)

آشنایی دنیای فرش با گبه های دو طرفه بسیار متاخر است اولین گبه دو طرفه که به ادبیات فرش راه یافت در سال 1983 بود و آن در مجله هالی به چاپ رسید و از آن به عنوان ((گبه ای غیر معقول)) یاد گردید.

 

دو سال بعد از آن اولین مقاله ای درباره گبه های دو طرفه در همین مجله درج گردید و سپس نمونه های دیگری از این گبه ها از حراجی ها و گالری ها مربوط به فرش سردرآورد. با این وجود تعداد آن ها هیچگاه مطابق نیاز بازار نبود. آنچه به دست آمده، اگر شمرده شود هنوز هم به یک عدد سه رقمی نمی رسد.
کمیابی و گرانی گبه های دو طرفه را نباید پدیده ای نو و مختص زمان حال شمرد به عقیده من این گبه ها همیشه محصولی کمیاب و ارزشمند بوده اند. دلیل آنهم روشن است و آن مربوط به تولید آن ها می شود.
واژه دو طرفه هر چند به محصولی نهایی این گونه فرش ها اطلاق می شود، اما عملا با ابزار و ساختار آن ها هم ارتباط دارد و چنانچه خواهیم دید، هم دار این گبه ها دو طرفه است و هم بافنده دو نفره.
بر خلاف دیگر گبه ها، گبه دو رویه را حتما باید بر دار عمودی بافت، و آنهم نه یک دار عمودی معمولی که به دیوار اطاق تکیه می دهند، بلکه دارای متکی بر خود که بدون هیچ تکیه گاهی به خود استوار باشد، تا دو بافنده به راحتی بتوانند در دو طرف آن قرار گیرد. بر قرار کردن چنین داری با وسایلی که امروزه وجود دارد، کار مشکلی نیست، اما با در نظر گرفتن امکانات گذشته، برقرار کردن یک دار مستقل و بدون هیچگونه تکیه گاه، کار چندان آسانی هم نبوده است. تثبیت چنین داری نیاز به اهرم های اضافی و تیرک های چوبی بیشتری داشته که برای چادر نشینان تهیه آنها خالی از اشکال نبوده است. وقتی چنین داری تهیه می شد، دو بافنده در دو طرف دار و در مقابل هم می نشستند. اگر چه آن ها همدیگر را از بینابین تارها می دیدند و حرف همدیگر را            می شنیدند، اما عملا از کار هم خبر نداشتند. لازمه کار آنها این بود که قبل از شروع کار، هر یک طرح و نقشه ای را در نظر بگیرند و با هم به توافق برسند. مثلا یک بافنده نقشه ((راه راه)) را انتخاب می کرد و بافنده دیگر مصمم می شد که نقشه ((خانه در هم)) را ببافد. پس از چنین تصمیم، این دو بافنده دو راه داشتند، یکی بافتن از طریق ((رج به رج)) و دیگر بافتن از طریق ((گره به گره)) راه اول هر چند یک بافنده را مدتی معطل می گذاشت تا بافنده دیگر رج خود را تمام کند و این عمل تا آخر بتناوب ادامه پیدا می کرد، اما از راه دوم یعنی بافت گره به گره به مراتب آسانتر بود. زیرا در این بافت دو بافنده می بایست همه حرکات خود را هم همگون و به اصطلاح synchrsonize کنند. یعنی همین که بافنده اول گره اول را می زد، بافنده دوم می بایست گره دوم را بزند و این عمل را تا آخر به نظم و بتناوب ادامه دهند. البته گفتن آن از عملش سادتر است، زیرا این اعمال اگر با مهارت و هماهنگی انجام نشود، چه بسا که انگشتان دو بافنده، با هم برخورد کند و ایجاد اشکال نماید.

با مشکلاتی که شرح داده شد، طبیعی بود که تولید گبه های دو طرفه کم و قیمتشان به مراتب بیشتر از گبه های یکطرفه و معمولی باشد و بر همین مبنا بود که عشایر پتو های خود را یکطرفه می بافتند و گبه های دو طرفه مخصوص شاهان و خوانین و اشراف بود که مایل بودند پتوهای به مراتب نرم تر از پتوهای یک طرفه داشته باشند.
برای آنکه خواننده به کمیابی گبه های دو طرفه بهتر پی ببرد، بد نیست ماجرای اولین گبه دو طرفه را بنویسم. وقتی سال 1359 اولین گبه پتویی را در بازار تهران یافتم، مصمم به پیدا کردن نمونه های بیشتری از آن شدم. برای این امر به فرش فروشان با سابقه بازار تهران مراجعه کردم، آن ها به اتفاق از وجود چنین فرش بی خبر بودند. سپس روانه شیراز شدم در بازار شیراز نیز فرش فروشان را از وجود چنین گبه هایی بی خبر یافتیم. در غرب هم وضع به همین منوال بود. تا قبل انتشار اولین گبه پتویی هیچ فرش شناس و یا مجموعه دار خبره ای، چیزی از گبه های دو طرفه نمی دانست . در گذشته های دورتر هم احتمالا وضع به همین منوال بود، اگر نه آتنئوس به آن ها نمی پرداخت و از آن ها در شان و ردیف نمیکت های طلای انتیوخوس یاد نمی کرد.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :