نواحی و مناطق قالی بافی

خراسان و قالی آن از نگاه منابع و مواخذ مختلف فارسی

نگاهی به ویژگی‌های جغرافیایی و تاریخی خراسان

درباره استان خراسان در کتاب فرشنامه ایران چنین نقل شده است: زدر کتاب پژوهشی در فرش ایران از خراسان اینگونه نگاشته شده است:
«خراسان مرکب از دو کلمه (خور و آسان) در لغت معنی محل طلوع خورشید است و در متون قدیمی با عنوان «مطلع الشمس «از آن یاد کرده‌اند. این خطه در سرتا سر تاریخ پر ماجرای خود مردان نامداری را چه در زمینه سیاست و چه زمینه علم و ادب در دامن خود پرورانده است. در زمانهای قدیم سرزمین پهناور بوده است که طی قرنهای متمادی بر اثر جنگهای گوناگون بی‌لیاقتی حکام به بخش‌های مختلف تقسیم شده و امروزه قسمتی از این بخش‌ها در خاک همسایگان شمالی و افغانستان قرار دارند. خراسان امروز جزئی از خراسان قدیم یا خراسان بزرگ می‌باشد. «(۹)
در مورد خراسان در کتاب فرش سیستان اینگونه روایت شده است:
«تصور عده زیادی این است که خراسان تاریخی همین استان خراسان کنونی یا کمی بزرگ‌تر از آن است. [۱] تا پیش از دور مغول خراسان به معنی «مشرق «بوده [۲] و در نتیجه به تمام مشرق ایرا تا مرز چین، خراسان گفته می‌شده، اگرچه هر قمست از این سرزمین پهناور هم نامی داشته:مثل سغد، خوارزم، با می‌ان…. اکنون با تقسیمات جدید، بخشهای شمالی سیستان قدیم جزو استان کنونی خراسان شده است «(۱۰)
در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان در مورد شناخت خراسان چنین بیان شده است:
«از دو کلمه خور به معنی خورشید و آسان به معنی ظاهر شدن، آمدن، نمایان شدن است. در گذشته بسیار دور خراسان شامل ایلات سمت شرق کویر لوت تا کوههای هندوستان بود. زمان ساسانیان خراسان بخشی از ایرانشهر بوده است. و حاکمش را سپهبد می‌نامیدند. مردم خراسان در سال ۳۱هـ. ق به دین اسلام مشرف شدند و این استان محل قیام ابومسلم علیه خلفای اموری بود. با تاسیس سلسله طاهریان خراسان استقلال یافت. (۲۰۵ ه ق) و در سال ۲۸۳ بخشی از قلمرو صفاریان گردید. «(۱۱)
«در سال ۲۸۴ این استان در تصرف سلطان محمود غزنوی و برای مدتی خوارزمشاهیان بر لاین استان حکومت کردند. فتوحات چنگیز باعث شد که خراسان ملک مشترک جانشینان وی محسوب گردد. در اواخر قرن هفتم خراسان به تصرف ایلخانیان درامد و در سال ۱۷۸۳ امیر تیمور خراسان را به تصرف خود در آورد و هرات پایتخت فرزندش شاهرخ شد. شیبک خان ازبک در سال ۹۱۳ ه ق خراسان را تصرف کرده در نتیجه شاه اسماعیل صفوی در سال ۹۱۶ خراسان را از ازبک‌ها پس گرفت. (۱۲)
بسیاری از ایلات و عشایر همچو کرد‌ها و بهلولی‌ها در دوره صفویه، خراسان کوچانده شدند. بعد از درگذشت نادر خراسان برای مدتی به تصرف احمد شاه درانی درآمد. در دوره قاجار بموجب عهدنامه پاریس خراسان به دو قسمت تقسیم و بخش شرقی آن جز خاک افغانستان شد. (۱۳)
«خراسان بزرگ درسال ۱۳۸۳ به سه استان خراسان رضوی، جنوبی و شمالی تقسیم شد (۱۴)
همچنین در کتاب پژوهشی در فرش ایران اینگونه ذکر شده است.
«خطه خراسان نیز مثل سایر مناطق ایران از آسیب مغول‌ها در امان نماند و مصائب زیادی در طول تاریخ متحمل شد. تنها توجه شاهرخ از نوادگان تیمور و همسرش گوهر شاد خاتون که بانی بسیاری از آثار مشهد و بخصوص مسجد گوهر شاد است توانست رونق گذشته را به آن باز گرداند. از آن پس نیز خراسان همواره مورد هجوم واقع شد. ازبک‌ها بار‌ها خراسان را مورد هجوم قرار دادند و بر نابسامانیهای این منطقه افزودند. دوران تیره خراسان تا زمان آقا محمد خان قاجار طول کشید و سپس در زمان فتحعلی شاه آرامشی نسبی به مشهد بازگشت. «(۱۵)
«استان خراسان در حال حاضر با مساحتی در حدود ۲/۳۱۳۳۳۷ کیلومتر مربع (تقریباَ یک پنجم سطح کشور) در شرق ایران قرار گرفته است «(۱۶)
«این استان از شمال به کشورهای شوروی سابق، از مشرق به افغانستان و شوروی و از جنوب به استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان، از مغرب به استانهای یزد، اصفهان، سمنان و مازندران محدود است. شهرهای عمده استان خراسان عبارتند از: مشهد، درگز،، نیشابور، سبزوار، تربت حیدریه، تربت جام، کاشمر، فردوس،، تایباد، سرخس،.) (۱۷)
بنابر تحقیقی در مورد قالی و قالی بافی خراسان از اقوام ساکن در آن اینگونه نوشته شده است:
«اقوام گوناگونی در این منطقه سکونت گزیده‌اند که از آن جمله می‌توان به کرد، ترک، بلوچ و ترکمن اشاره کرد. «(۱۸)
۴- ۳ سوابق قالی بافی در خراسان:
در مورد سوابق قالیبافی خراسان در کتاب پژوهشی در فرش ایران این چنین آمده است:
«با مراجعه به منابع و کتب موجود در خصوص تاریخ قالیبافی کمتر جایی را می‌توان یافت که در آن از قدمت قالیبافی در شرق ایران به ویژه نواحی شمال شرق ذکری به میان آمده باشد به عبارت ساده‌تر نه تنها از قالیهای قدیمی که در این منطقه بافته شد کمتر باقیمانده بلکه در منابع موثق که عموماً توسط سیاحان و مورخان ضبط گردیده اغلب به طور پراکنده به آن پرداخته شده است. مناطق شرق ایران که دراینجا مورد نظر است در ایالت بزرگ ایران قدیم هستنمد که سابقاَ به نامهای ایالتهای قوهستان و خراسان بزرگ در شمال شرق و مشرق ایران بوده‌اند. در میان کتب و منابع قدیمی کتاب احسن التقاسیم از جمله مواردی است که به طور مشهود بر وجود قالیبافی در خراسان و قوهستان اهتمام می‌ورزد. (۱۹)
«در میان مناطق قدیم قالیبافی خراسان علاوه بر خوارزم و بخارا شهر هرات نیز آشکارا در عرضه قالیهای خوب و نفیس در طول دورانهای متعدد فعالیت داشته. «(۲۰)
«در دوره تیموریان مینیاتورهای بر جای مانده، بیانگر اوضاع و احوال اجتماعی و هنری زمان خود می‌باشند. این تصاویر انواع قالی‌ها با نقوش متعدد دایم از هندسی و حتی نقوش لچک ک و ترنج‌های امروزی و اسلیمی‌های زیبا دیده می‌شود. «(۲۱)
«بدون شک قالیبافی در آن لحظه جز مناعات مهم شهر هرات بوده است که تزیین شهر با قالیهای خوب جزو فعالیت صنعتگران ذکر شده است. البته احتمال آن است که شهر مشهد نیز حتی از دوره تیمورین و در زمان ایلخانان مغول از مراکز قالیبافی خراسان بوده باشد. ابن بطوطه (۷۷۷۹ـ ۷۰۳ هجری قمری) در طی سفر خود پس از رسیدن به مشهد در وصف حرم امام رضا می‌نویسد.
«مشهد امام رضا قبر بزرگی دارد. روی قبر ضریحی چوبی قرار دارد که سطح آن را با صفحلت نقره پوشانیده‌اند داخل تبعه با فرشهای گوناگون مفروش گردیده «اگر این قالی‌ها که ابن بطویه به آن‌ها اشاره کرده بافت مشهد نباشد، دو از ذهن نیست که در یکی از شهرهای دیگر خراسان بزرگ نظیر هرات، خوارزم، بخارا و حتی در ایالات قوهستان بافته شده باشند. چرا که سابقه بافندگی، مراکز اخیر تا آن هنگام بسیار طولانی بوده است. «(۲۲)
«هنگامی که شاه اسماعیل در سال ۹۱۶ هجری قمری هرات را تسخیر کرد، پایتخت از هرات به تبریز منتقل شد. احتمالا از همین زمان اوضاع قالیبافی در اغلب مراکز خراسان خاصه هرات، خوارزم، بخارا، قوهستان و…. تنزل یافت به نحوی که در حال حاضر در برخی از آن‌ها اثری از شکوه قالیهای گذشته دیده نمی‌شود. «(۲۳)
در بخشی از تحقیق قالی و قالی بافی خراسان در مورد قالیبافی خراسان چنین آمده است:
«قالیبافی در خراسان دو دوره متمایز دارد یکی در زمان صفویان (قرن ۱۰ و ۱۱ تا اوایل قرن۱۲) که از این دوران قالی‌های فراوانی در موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی وجوددارد که نقش آن‌ها اغلب هراتی و دارای اسلیمی و اسلیمی ماری و نقش شکارگاه است که به احتمال قوی کار خود مشهد باشد. چنانچه در مشهد همواره نقش اسلیمی به کار رفته است و می‌رود (۲۴)
«دوره دیگر قالیبافی خراسان به ویژه مشهد از هنگامی است که در نیمه قرن سیزدهم بازگانان تبریز برای صدور قالی‌های خود به تکاپو افتادند و پس از چندی در مشهد (همچنانکه در تبریز، اراک، کرمان و کاشان)، کارگاههای قالیبافی تأسیس کردند و به همین سبب نیز امروزه در مشهد هم گره فارسی بافت محلی و هم گره ترکی بافت تبریز به نسبت سه بر یک رایج است. «(۲۵)
«قالی‌های موزه‌ای: هرات که امروزه جزو متصرفات افغانستان است. در خراسان بزرگ قدیم همواره مورد توجه بسیاری از سلاطین بوده و به عنوان پایتخت به شمار می‌آمده است. قالیهای تولیدی در آن سامان نیز همگی تحت عنوان هرات نامگذاری می‌شده (۲۶)
«نقشهای خراسانی مورداستفاده در قالیهای اواخر قرن دوازدهم و سیزدهم (هـ. ش) مشتل از ترنج مرکزی است که در حقیقت اجتماعی از عناصر و نگاره‌های تزئینی را در مرکز قالی تشکیل می‌دهد. در این قالی‌ها تعادل بین ترنج مرکزی و زمینه خالی با استفاده از چندین حاشیه باریک (از ۲ تا۵ کادر) می‌سر شده است. در پایان قرن سیزدهم (ه. ش) طرح دیگری مشتکل از عناصر تزئینی مکرر رایج بود که به صورتی یکنواخت زمینه را می‌پوشاند. این امر لزوم استفاده از حواشی را بر زمینه قالی تحمیل می‌کرد. این خود می‌تواند دلیل بر کاربرد بیشترین حواشی در قالیهای شرقی باشد. «(۲۷)
«تعداد ترنج مرکزی و فرم آن‌ها بر حسب اندازه قالی‌ها. به صورت مدور یا نوری یا تغییر است، این گونه قالی ها‌گاه کتیبه‌هایی چند از اشعار شعرای معروف ایران را در بردارند. متن قالی‌ها اغلب حاوی گلدانهای گل در بالا و پایین هستند که چهار لچک را در گوشه‌های خود جای می‌دهند. صرف نظر از ترنج مرکزی و کتیبه‌ها، زمینه قالی به وسیله گلهایی که در اطراف ترنج خودنمایی می‌کنند پوشانده شده‌اند. حواشی نیز گلهای هراتی و بوته‌های گل را که اغلب از نقشهای کشمیری الهام گرفته است، در خود جای می‌دهند. «(۲۸)
«قالیهای شکار گاهی قدیم خراسان، با بهره برداری از صحنه‌های شکار حیواناتی نظیر غزال، گرگ، روباه، بز و پرندگان از دیگر نقوش متمایز است. با افزایش مداوم تولید، تمایل به جایگزین کردن نقش دیگری به نام ماهی در هم که تمام سطح قالی را می‌پوشاند، بجای ترنج مرکزی مد نظر قرار گرفت، این نقش حواشی اغلب قالیهای قدیم خراسان را تشکیل می‌داده است «(۲۹)
مراکز عمده قالیبافی خراسان
در کتاب پژوهشی در فرش ایران مراکز مهم قالیبافی خراسان بشرح زیر ذکر شده است:
«مهم‌ترین مراکز قالیبافی خراسان در حال حاضر عبارتند از:
۱ـ مشهد ۲ـ کاشمر ۳ـ تربت جام و تربت حیدریه (قالیهای بلوچ خراسان)
۴ـ قوچان ۵ـ نیشابور ۶ـ سبزوار ۷ ـ گناباد «(۳۰)

«مشهد:
شهر مشهد به خاطر وجود آرامگاه هشتمین پیشوای شیعیان جهان حضرت رضا (ع) دارای شهرت بسیاری است مشهد اسم مکان است و از ریشه شهادت است. «(۳۱)
در کتاب فرشنامه ایران مشهد اینگونه معرفی شده است:
«مرکز استان خراسان و یکی از کانونهای قالیبافی ایران است. قدیم‌ترین قالی «مجموعه آستان قدس رضوی «نزدیک ۱۶۰ سال پیش بافته شده است که سابقه قالیبافی مشهد نیز رقمی در همین حد حدس زده می‌شود. (۳۲) مشهد در تحقیق قالی و قالی بافی خراسان اینگونه ترسیم شده است:
«مشهد مرکز استان خراسان است و در فاصله ۹۰۹ کیلومتری تهران قرار دارد این شهر محدود است از شمال و شمال غربی:
درگز و قوچان و از مشرق به مرز ایران و جمهوری ترکمنستان و از جنوب و جنوب غربی به تربت جام و تربت حیدریه و از مغرب به نیشابور. «(۳۳)
در مورد سوابق قالی بافی مشهد در کتاب پژوهشی در فرش ایران این چنین آمده است:
«تعیین تاریخ شروع قالیبافی در شهر مشهد، همچون تعیین تاریخ برای شروع قالیبافی در کل استان خراسان تا حدودی با مشکل مواجه است. مطابق نوشته‌ها و مدارک موجود قدیمی‌ترین قالی موجود، منسوب به این شهر متعلق به دوره شاه عباس صفوی (۹۹۶ـ ۱۰۳۸ هجری قمری) است. مطابق روایات و نوشته‌های موجود، این قالی به دستور شاه عباس و در شهر مشهد، جهت آستان قدس رضا (ع) بافته شده است. «(۳۴) در سوابق قالی مشهد در کتاب فرشنامه ایران اینگونه آمده است:
«پیش از جنگ جهانی دوم صدور فرش مشهد به امریکا و اروپا بیشتر بوده است و بازرگانان این شهر، در تهران نیز بازارهایی به دست آورده بودند و چون در تهران کیفیت در درجه دوم قرار داشت، بافندگان مشهد به ناچار کیفیت کار خود را کاهش دادند تا بتوانند آن را به قیمت ارزان‌تر بفروشند و در این میانه، طرح مشهد تنزل یافت در سال ۱۳۲۸ برای جلوگیری از تنزل بیشتر طرح قالیهای مشهد قرار شد سازمانی به نام «اداره طرح‌ها در مشهد تاسیس شود که طرحهای مشهد می‌بایست در اداره بررسی و ارزیابی شود و سپس برای بافت به کارگاه فرستاده شود. این اداره از سوی دیگر می‌بایست طراحان محلی را تربیت و به چاپ طرحهایی با قیمت مناسب بپرازد. در نتیجه مجموعه تلاش‌ها فرش مشهد رونق دوباره یافت. «(۳۵) در کتاب پژوهشی در فرش ایران مراکز قالیبافی مشهد اینگونه ذکر شده است.
«از مهم‌ترین مراکز قالی بافی حومه مشهد می‌توان از طرقبه، جاغرق، شاندیز، زشک و نوغندر نام برد. «(۳۶)

کاشمر:
در وصف جغرافیای کاشمر در کتاب پژوهشی در فرش اینگونه آمده است:
«کاشمر یکی از شهرهای غربی استان خراسان است. نام پیشین آن ترشیز بوده است که جغرافی نویسان به صورت طرفیت و بعد‌ها ترشیش ضبط کرده‌اند. این شهر از شمال به سبزوار و نیشابور، از مشرق به تربت حیدریه، از جنوب به گناباد و فردوس و طبس، و از مغرب به شاهرود محدود است. کاشمر تا مرکز استان خراسان (مشهد) ۳۲۰ کیلومتر فاصله دارد. «(۳۷)
از کاشمر در کتاب فرشنامه ایران اینگونه یاد شده است:
«از شهرستانهای خراسان که پس از مشهد، بیرجند و درخش، چهارمین کانون مهم بافندگی قالی در خراسان به شمار می‌آید. در کاشمر زمانی به بافت قالی از جنس مرغوب توجهی نمی‌شد و اصطلاح قالی «مشهد ـ کاشمری «اشاره به نامرغوبی این گونه قالی بود. بتدریج اقداماتی برای بهبود وضع قالی کاشمر انجام گرفت. اینک قالی کاشمری نرم و خوش نقش است «(۳۸)
در مورد سوابق قالیبافی کاشمر در کتاب پژوهشی در فرش ایران این چنین نوشته شده است:
«بر اساس تحقیقات انجام شده تاریخ قالی معاصر در این شهر به سالهای قبل از ۱۳۰۰هجری شمسی باز می‌گردد. بر اساس روایات و گفته‌های قدیمیان کاشمر، شروع دوران بافت و بافندگی را باید در سالهای بین ۱۲۶۰ تا ۱۲۸۰ هجری شمسی جستجو کرد. محمد کرمانی اولین استاد کار قالیباف در منطقه کاشمر بود که اولین بار احتمالا به سفارش حاج سیدحسین سجادی از اهالی فروتقد به بافتن قالی مبادر ورزید. پس از استقبال مردم روستا، یکی پس از دیگری از آن پیروی کرده و به بافت قالی اقدام نمودند. «(۳۹)
نیشابور:
درباره جغرافیای نیشابور در کتاب پژوهشی در فرش ایران آمده است:
«نیشابور در حال حار در فاصله ۱۴۰ کیلومتری غرب مشهد است که از مشرق به مشهد، از شمال به قوچان و اسفراین. از غرب به سبزوار و از جنوب به کاشمر محدود است. «(۴۰)
در مورد سوابق قالیبافی نیشابور در کتاب پژوهشی در فرش ایران چنین نگاشته گردیده است.
«بر اساس مطالعات انجام شده تاریخ شروع قالیبافی و گسترش آن در نیشابور به سالهای پس از جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸ ـ ۱۳۲۴ هجری شمسی) باز می‌گردد. تحولات قالی معاصر نیشابور را می‌توان به دو دوره کاملاً متمایز تقسیم کرد:
دوره اول: این دوره از زمان شروع و گسترش قالیبافی آغاز و تا ابتدای دهه ۱۳۵۰ هجری شمسی ادامه دارد، رنگهای گیاهی. ابعاد بزرگ، در کنار جشمارهای بین ۳۰ تا ۴۰ بهمراه طرح‌های خاص مشهد از ویژگیهای عمده قالیهای نیشابور بود.
دوره دوم: از ابتدای سالهای دهه ۱۳۵۰. موج تحول و تغییرات اساسی در قالیهای نیشابور اغاز شد که عامل اصلی نزول کیفیت فرش این شهر گردید. کنار نهادن نقشه‌های اصیل خراسان، تقلید خام از طرح‌های کاشان و نائین و ورامین (می‌نا خانی) کاهش رجشمار فرش‌ها به همراه به کارگیری از رنگهای شیمیایی و تولید قالیهای نامرغوب باعث نزول کیفیت فرشهای این شهر گردید. «(۴۱)
«مهم‌ترین مناطق قالیبافی حومه نیشابور: روستاهای گرمینه درود باغ شن، خروعلیا، بزغان، سید آباد سرچاه، معدن و سلیمانی، اسحاق آباد و سلطان آباد از مهم‌ترین مراکز قالیبافی نیشابور هستند. همچنین روستاهای بزرگ صفی آباد و نیز علیرغم قرار گرفتن در حوزه شهرستان اسفراین از مراکز عمده تولید قالی نیشابوری به شمار می‌روند. «(۴۲)

سبزوار:
در مورد جغرافیا و سابقه قالی بافی سبزوار در کتاب پژوهشی در فرش ایران چنین نوشته شده است:
«شهرستان سبزوار تا تهران ۶۵۴ کیلومتر فاصله دارد. از شمال به میان آباد، از مشرق به شهرستان نیشابور، از جنوب به شهرستان کاشمر و از مغرب به شهرستان شاهرود محدود است. «(۴۳)
«تاریخ معاصر قالی بافی سبزوار بدون شک به سال‌های پس از ۱۳۰۰ شمسی بر می‌گردد. گفته می‌شود قالی بافی از خود شهر سبزوار آغاز شد و پس از ۲۵ سال در روستاهای حومه آن رواج یافت. به طور کلی می‌توان سابقه‌ای در حدود ۷۰ و حداکثر ۹۰ سال برای قالی امروز سبزوار منظور کرد. «(۴۴)
«مهم‌ترین مراکز فعال در قالی بافی امروز سبزوار عبارتند از روستاهای: می‌ج، البلاغ، حسین آباد، مهری شنی، حصار سرخ، چاه سوخته، سنگرد، حسین آباد، شامکان. ده حسینی؟؟ «(۴۵)
گناباد:
گناباد در کتاب پژوهشی در فرش ایران اینگونه ترسیم شده است:
«گناباد از شهرهای قدیمی ایران است و بنای آن را به شاهان هخامنشی نسبت می‌دهند در حال حاضر گناباد در مرکز استان خراسان و در فاصله تقریبی ۲۷۰ کیلومتری جنوب مشهد قرار دارد از شمال به کاشمر و تربت حیدریه، از جنوب به فردوس و قاین از غرب به بجستان و کویر نمک و از شرق به دشتهای شرقی تا مرز افغانستان محدود می‌گردد. «(۴۶) از سوابق قالیبافی در گناباد در کتاب پژوهشی در فرش ایران آمده است:
«می‌توان این منطقه را در میان آن گروه از مناطق تولید و عرضه قالی در خراسان منظور نمود که سابقه قالی معاصر آن به سالهای قبل از جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸) باز می‌گردد. آنچه باعث توجه بیشتر هر پژوهنده‌ای به صنعت قالیبافی در این ناحیه می‌گردد، سابقه خاص گناباد در این زمینه می‌باشد «(۴۷)
«به طور کلی مطابق اطلاعات موجود: فرشبافی در گناباد را به دوره نسبتاً متمایز تقسیم نموده، که بیشترین تفاوت تولیدات این دو دوره از لحاظ سبک طرح و نقشهای مورد استفاده می‌باشد: ۱ـ دوره اول: از زمان شروع قالیبافی تا قبل از جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸) استفاده از طرحهای سفارش شده توسط کمپانیهای آلمانی و انگلیسی بخشی خاص از طرحهای فرش این ناحیه را به خود اختصاص داده و یا تأثیر ویژه‌ای در نقوش دیگر فرش‌ها بر جای گذاشته بود.
۲- دوره دوم: دوره پس از جنگ و گرایش به طرحهای اصیل خراسان به ویژه لچک و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی به همراه حفظ رجشمار پایین ویژگی فرشهای این دوره می‌باشد «(۴۸)

ـ بلوچ خراسان:
در کتاب فرشنامه ایران در مورد بلوچ خراسان اینگونه نوشته شده است:
«منطقه‌ای در خراسان پیرامون «تربت حیدریه «، «خواف «، «رشتخوار «یا «رشخوار ««محولات ««زواره ««کاشمر ««سرخس «، «تربت جام «و «قاین «که محل استقرار بخشی از عشایر «ایرانی بلوچ «ست که در بین این نقاط «تربت حیدریه «و «سرخس «در مرکز تجمع آن‌ها به شمار می‌آید. «(۴۹) در کتاب پژوهشی در فرش ایرن بلوچ خراسان چنین آورده است:
«تربت حیدریه و تربت جام که به ترتیب از شهرهای مرکزی و شرقی استان خراسان هستند از سال‌ها قبل به عنوان بزرگ‌ترین مرکز تهیه قالیچه‌های بلوچ شهرت و اعتبار خود را حفظ نموده، به غیر از این دو شهر گروهی از این طوایف در شهرهای درگز، سرخس، تایباد و حتی مشهد امکان یافتند) (۵۰)
در کتاب فرشنامه ایران، قالیچه بلوچ چنین معرفی شده است:
«بر خلاف آنچه شهرت دارد قالیچه بلوچ کمتر در سیستان و بلوچتان و بیشتر به وسیله بافندگان «عشایر بلوچ «شمال خراسان یافته می‌شود که به آن «قالیچه بلوچ خراسان «می‌گویند. از جمله ویژگی‌های قالیچه بلوچی «راه راه بودن گلیم بافت آن بود که به علت استفاده از پشم سیاه رنگ برای تار وپود و به کار بردن چند رنگ در این بخش به وجود می‌آمد که اینک با بهره گیری از نسخ پنبه برای تار و پود، جنبه تزیینی این بخش کاهش یافته است. «(۵۱)
محولات:
در کتاب فرشنامه ایران آمده است: «محولات از توابع «تربت حیدریه «و از جمله کانونهای فرشبافی خراسان بین بافندگان این محل بافت و نقشه رواج دارد که عبارت است از: حسن قاضی و ورامین «(۵۲)
تیموری نشین:
در این مورد در کتاب فرشنامه ایران چنین نقل شده است:
«منطقه‌ای در پیرامون «تربت جام که «تیموری «‌ها از عشایر ترک در آنجا به سر می‌برند: بافندگان تیمری، قالیچه‌های در حد قالیچه‌های بلوچی می‌بافند که به قالیچه بلوچی می‌باند که به قالیچه تیموری معروف است «(۵۳)
قوچان:
در این باره در کتاب پژوهشی در فرش ایران آمده است:
«عمده مناطب مذکور محل زندگی کردانی است که در طی سده‌های اخیر توسط حکومت‌های مرکزی از غرب کشور به این مناطق کوچ داده شده‌اند. لذا عمده قالیهای اصیل آن‌ها به ویژه قوچان. از نوع قالیهای کردی ایران است. اما کیفیت پشم مصرفی باعث گردید تغییراتی در کیفیت بسیاری از این قالیچه‌ها به وجود آید لذا تفاوت زیادی بین قالیهای غرب کشور (کردستان) و قالیهای کردی شمال خراسان وجود دارد. (۵۴)
۶ـ ۳ نقش مایه‌های رایج در مراکز عمده قالیبافی خراسان:

مشهد:
در کتاب فرشنامه ایران در این بار آمده است:
«فرش مشهد از نظر نقشه ویژگیهای خود را حفظ کرده است، طرح آن، بیشتر افشان یا لچک ترنج یا زمینه افشان است (برای فرشهای مرغوب بیشتر از نقشه‌های لچک ترنج بهره گیری می‌کنند) و خط، در حاشیه و حاشیه‌ها در مجموع پر کار است. در مشهد لچک ترنج کف ساده هم بافته می‌شود. در فرش مشهد در مجموع نقشهخ متن و حاشیه با هم هماهنگ است و قالی مشهد در نقشه بندی. از نظر حفظ سنتهای خود کم نظیر است. «(۵۵)
در مورد طرح فرش مشهد در کتاب پژوهشی در فرش ایران اینگونه نوشته شده است:
«گل‌های بزرگ شاه عباسی به همراه ساقه‌های نسبتاً باریک و ظریف از ویژگی‌های خاص طرح‌های قدیم مشهد بوده است که از لحاظ ساختار بسیار شبیه به سبک خاص طرحهای اصیل هراتی است. طرحهای تصویری، شکارگاه در قالی معاصر مشهد کمتر دیده می‌شود. طرح لچک و ترنج سعدی در فرشهای اخیر مشهد فراوان دیده می‌شود. همچنین گرایش به طرحهای کرمان، کاشان و پایین نیز به طور فراگیر شدت یافته است. «(۵۶)
همچنین در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان معرفی طرحهای مشهد به گونه زیر است:

«دوره اول (از آغاز تا ۱۳۴۰)
طرح‌ها: محرابی، بوته جقه، لچک ترنج اسلیمی، افشان شاه عباسی و اسلمیی، لچک ترنج شاه عباسی.
دوره دوم (‌ از ۱۳۴۰ تا حال)
طرح‌ها: افشان، لچک ترنج، نائین، تبریز، تصویری، تابلویی «(۵۷)
در مقاله طرح‌ها و نقوش فرش خراسان نیز کلیتی از نقوش موجود در فرش مشهد داده شده است:
«طرح‌ها در فرش مشهد عبارتند از: ۱ـ ترکمنی ۲ـ سه گل ۳ـ سه گل سفید ۴ـ کف ساده ۵ـ بلوچی امانتی ۶ـ مشهد ۷ـ مهدوی ۸ـ کاشان ۹ـ کشمیری ۱۰ـ کاسه و کوزه ۱۱ـ یعقوب خانی۱۲ـ کردی ۱۳ـ نمونه بافی محلی ۱۴- کله قندی ۱۵ـ فارسی ۱۶ـ قاسم خانی ۱۷ـ بیرجندی۱۸ـ گل نقشه قلمدان ۱۹ـ لنگره ۲۰ـ گل ۲۱ـ سه گل خراسان ۲۲ـ کاشمر ۲۳ـ نقشه جهاد ۲۴ـ انسی ۲۵ـ اژده‌هایی ۲۶ـ سفره‌ای ۲۷ ـ لیلی و مجنون ۲۸ـ گل سرخی ۲۹ـ سیاه گل ۳۰ـ گل ماکو «(۵۸) کاشمر: در معرفی طرح‌های فرش کاشمر در کتاب پژوهشی در فرش ایران آمده است:
«طرح: انواع طرحهای زیر خاکی، افشان شاه عباسی و لچک و ترنج به سبک مشهد، انواع طرحهای نایین، سبک کاشان و گل فرنگ و همچنین طرحهای تصویری، نقوش قالیهای معاصر کاشمر را تشکیل می‌دهند. همچنین تا حدود ۳۰ سال قبل به طور پراکنده از نقوش خشتی به سبک قالیهای بختار در فرش هخامنشی کاشمر دیده می‌شد که تولید آن کاملاً متوقف گردیده است. (۵۹) طرح‌های کاشمر در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان اینگونه ذکر شده است:
«دوره اول (از شروع تا ۱۳۴۰)
طرح‌ها: حسن قاضی و زرین کلک
دوره دوم طرح‌ها: زیر خاکی (کاسه و کوزه)، چهار فصل
دوره سوم (۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰) طرح‌ها: کاشان
دوره چهارم (۱۳۶۰ تاکنون) طرح هاک مشهد، نائین، کاشان. تصویری و گلفرنگ «(۶۰)
همچنین در مقاله طرح‌ها و نقوش فرش خراسان، نقش مایه‌های فرش کاشمر به شرح زیر می‌باشد:
«۱ـ بلوچی امانتی ۲ـ کاشان ۳ـ علی‌پور ۴ـ کاشمری ۵ـ ترنجی ۶ـ گل نائینی ۷ـ سبزواری ۸ـ مشهد تخت جمشید ۹ـ منظره ۱۰ـ زمزک ۱۱ـ دوغی ۱۲ـ گل انگشتی. «(۶۱)
۵ـ ۶ نیشابور: از ویژگی طرح قالی نیشابور در کتاب پژوهشی در فرش ایران چنین آمده است:
«استفاده از طرح‌های افشان سراسری با استفاده از گلهای بزرگ شاه عباسی و همچنین طرح‌های زیر خاکی از متداول‌ترین طرح‌های قالی محسوب می‌گردد. «(۶۲)
نقش مایه‌های فرش نیشابور بر مبنای مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان‌ها بدین شرح است:
«دوره اول: از شروع تا دهه ۵۰
طرح‌ها: افشان سراسر با گلهای شاه عباسی، زیر خاکیدوره دوم: از دهه ۵۰ تاکنون
طرح: کاشان، نائین، تبریز، مینا خانی ورامین «(۶۳)
نیز نقشه‌های به کار رفته در قالی‌های نیشابور با توجه به مقاله طرح‌ها و نقوش فرش خراسان به قرار زیر است:
۱ـ سه گل ۲ـ مشهد ۳ـ مهدوی ۴ـ کاشی ۵ـ کاشان ۶ـ برگ می‌می ۷ـ افشان ۸ـ علی‌پور ۹ـ محرابی ۱۰ـ تختی ۱۱ـ لچک تهران «(۶۴)

سبزوار:
در بیان ویژگی نقوش قالی سبزوار در کتاب پژوهشی در فرش ایران اینگونه می‌خوانیم:
«طرحهای مورد استفاده: انواع لچک و ترنج شاه عباسی، افشان و دسته گلی به همراه طرح معروف زیر خاکی از مهم‌ترین طرحهای مورد استفاده در قالی قدیم و امروز سبزوار است. انواع طرحهای نائین و همچنین طرح معروف مینا خانی چند سالی است که مورد استفاده بافندگان سبزوار قرار می‌گیرد (۶۵) در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان نقوش قالی سبزوار اینچنین است:
«دوره اول: از شروع تا دهه ۵۰
طرح‌ها: افشان، سراسر با گلهای شاه عباسی بزرگ، زیر خاکی
دوره دوم: از دهه ۵۰ تاکنون
طرح‌ها: کاشان، نائین، تبریز، می‌ناخانی ورامین «(۶۶)
نقوش سبزوار در مقاله طرح‌ها و نقوش فرش خراسان بدین مضمون آمده است:
«۱ـ ترکمنی ۲ـ سر گل ۳ـ نقش غلط ۴ـ مشهد ۵ـ کاشی ۶ـ افشان ۷ـ تختی ۸ـ گل تونکی ۹ـ ترنجی ۱۰ـ خورشیدی ۱۱- سبزواری ۱۲ـ لاری ۱۳ـ قاضی خانی ۱۴ـ هیجده ۱۵ـ مشهد تخت جمشید ۱۶ـ بلبلی «(۶۷)

گناباد:
آنچه از نقوش گناباد در کتاب پژوهش در فرش ایران آمده شامل مطالب ذیل می‌باشد:
«طرحهای اصیل خراسان به ویژه لچک و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی می‌باشد «(۶۸)
در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان نیز از نقش مایه‌های گناباد چنین آورده است:
«دوره اول (شروع قالی بافی تا قبل از جنگ جهانی دوم)
دوره دوم (از جنگ جهانی دوم تاکنون)
طرح‌ها: گلدانی، افشان، نائین، کاشان، تبریز. «(۶۹)
در مقاله طرح‌ها و نقوش فرش خراسان نقشه‌های فرش گناباد بدین صورت است:
«۱ـ ترکمنی ۲ـ بلوچی امانتی ۳ـ مشهد ۴ـ کاشمری ۵ـ کشمیری. «(۷۰)
فردوس:
با توجه به وجود مناطق عرب نشین در این ناحیه نقوش عرب خراسان که در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان ذکر شده نقل می‌گردد:
«دوره اول (عرب)
طرح‌ها: هندسی
دوره دوم (۲۴ رنگ)
طرح‌ها: مشهد و کاشان
دوره سوم (نائین)
طرح‌ها: نائین. خشتی. ماهی درهم «(۷۱)
بنابر مقاله طرح‌ها و نقوش فرش خراسان طرحهای فردوس عبارتست از:
«۱ـ بلوچی امانتی ۲ـ کاشان ۳ـ افشان ۴ـ کاشانی ۵ـ ترنجی ۶ـ شاهی ۷ـ گل آهوئی ۸ـ گل نائینی ۹ـ گل شاهی ۱۰ـ عکسی ۱۱- نقشه عربی ۱۲ـ مارشیر ۱۳- خشتی سعدی ۱۴ـ باوبندی ۱۵ـ قندیلی ۱۶ـ سالار خانی ۱۷ـ کرمانی ۱۸ـ خورشیدی «(۷۲)
بلوچ:
از آنجا که بلوچ قسمتهای مختلفی را در بر می‌گیرد ابتدا به ذکر کلی نقوش تمام قسمت‌ها و سپس به طرز گز نشینی به ذکر نقوش چند منطقه بلوچ نشین می‌پردازیم:
در کتاب پژوهشی نقوش ایران عمده‌ترین و در عین حال شناخته شده‌ترین طرحهای قالیچه‌های بلوچ که به صورت ذهنی بافته می‌شود و به همین نام‌ها نیز شهرت یافته‌اند عبارتند از:
«۱ـ کلاه دراز یا کلاه بلند ۲ـ سه خشتی ۳ـ گاوو برج ۴ـ سنگ چولی ۵ـ گل شفتالو ۶ـ فتح الله خانی ۷ـ یعقوب خانی ۸- مددخانی ۹ـ علی اکبر خانی ۱۰ـ گوزنی ۱۱ـ چشمه گل ۱۲ـ دختر قاضی ۱۳ـ کله قندی یا گل شیخی ۱۴ـ طاووسی ۱۵ـ گل بادامی ۱۶ـ برگ تاکی ۱۷ـ گل اشرفی ۱۸ـ گل ستاره ۱۹ـ می‌خک ۲۰ـ چهار مرغ ۲۱ـ عبد السرخ کاشمر ۲۲ـ پر جلکی ۲۳ـ کشمیری «(۷۳)
در وصف طرح قالیچه‌های بلوچ در کتاب فرشنامه ایران اینگونه آمده استک
«طرحهای قاسم آبادی، سالار خانی، گلدانی، سجاده‌ای سر برگی و سه قابی از جمله نقشه‌های رایج در قالیچه بلوچ است، «(۷۴)
در مقاله چالش و فرصت‌ها برای فرش خراسان از نقوش قالی بلوچ چنین گفته شده است:
«طرح‌ها: کلاه درزای، سه خشتی، سنگ چولی، علی اکبر خانی، فتح ا خانی، دختر قاضی، می‌خک، چشمه گلی، مرغی، کله قندی، طاووسی، بادامی، پر کلبی، بله کانی و کشمیری «(۷۵)
محولات:
در کتاب فرشنامه ایران از نقوش به کار رفته در فرش آن اینگونه آمده است:
«بین بافندگان محل بافت دو نقشه رواج دارد که عبارت است از: حسن قاضی و ورامین «(۷۶)
تربت جام (تیموری نشین):
در مقاله طرح‌ها و نقوش قالی خراسان چنین آمده است:
«۱- ریزه ماهی ۲ـ ترکمنی ۳ـ مشهد ۴ـ کاشان ۵ـ آینه گل ۶ـ کاشانی ۷ـ گل آینه ۸ـ گل تاکی ۹ـ چشمه گلی ۱۰ـ کشمیری ۱۱ـ سنجدی ۱۲ـ کاسه و کوزه ۱۳ـ یعقوب خانی «(۷۷)

تربت حیدریه:
نقوش موجود در فرش این ناحیه در مقاله طرح‌ها و نقوش قالی خراسان اینگونه آمده است:
«۱ـ ترکمنی ۲- مشهد ۳ـ کاشان ۴ـ کاشانی ۵ـ کشمیری ۶ـ سر خشتی ۷ـ سر گل خراسان ۸ـ اکبر خانی ۹- گوش سفید ۱۰ـ برگی ۱۱ـ بلو کانی «(۷۸)

قوچان:
نقوش این منطقه در مقاله طرح‌ها و نقوش قالی خراسان به قرار زیر می‌باشد:
«۱ـ ترکمنی ۲ـ ربعی ۳ـ مشهد ۴ـ کاشی ۵ـ ترنجی ۶ـ بازو بندی «(۷۹)

اتحادیه فرش دستباف ایران در ژاپن

منبع :