نواحی و مناطق قالی بافی

فارس

فارس منطقه‌ای است در جنوب فلات ایران مركب از جلگه ها و دشتهای مرتفع و محصور در میان كوههای بلند از شرق به كرمان و از شمال به اصفهان و از غرب به خوزستان می‌رسد.

فارس یكی از قدیمی ترین تمدنهای ایرانی است. در كتیبه‌های هخامنشی به صورت پارسه و در یونانی پریس كه معرب آن فارسی است آمده است. پارسها مردمانی آریایی‌نژاد بودند مادها در حدود سال 700 هجری قمری رهسپار نواحی جنوبی ایران شدند و در فارس اقامت گزیدند. طبق نوشته‌های آشوریان مركز حكومت آنها پارسوماش نامیده شد و دست نشانده آشور بودند بس از تبعیت آشور خارج شده تابع مادیها شدند. طبق گفته هردوت پارسیها به نش طائفه‌ی شهرنشین و ده‌نشین و چهار طائفه‌ی چادرنشین تقسیم می‌شدند و خانواده‌ی هخامنشی از نجیب‌ترین طائفه پارسی یعنی طائفه‌ی پارسارگادیها بودند. در سال 17 هجری قمری مقارن با خلافت عمر خلیفه‌ی دوم علاء بن حضرمی حاكم بحرین از سرداران خود را مامور فتح فارس گردانید ولی از حاكم ایرانی فارس شكست خورد ولی بعدها به فارس لشكر كشیدند و بر آن استیلا یافتند. مركز استان فارس در حال حاضر شهر شیراز است. شیراز در زمان كریم خان زند پایتخت ایران بود. آرامگاه دو شاعر بزرگ ایران سعدی و حافظ در این شهر است. آثار و ابنیه مختلفی در اطراف شیراز وجود دارد عبارتند از تل باكون در نزدیكی تخت جمشید که به دوران قبل از تاریخ هخامنشی است. ویرانه‌های شهر استخر قدیم و همنین پاساردگاد شامل آثار دوران هخامنشی و خرابه‌های معروف تخت جمشید در 57 كیلومتری شیراز قرار دارد.

سابقه قالیبافی:
قدیمی‌ترین فرش باقی مانده از فارس بیش از سیصد سال قدمت ندارد. شواهد تاریخی از عمر چندین صد ساله‌این هنر در فارس خبر می‌دهد فرشبافی پس از اسلام در فارس آنچنان رواج و رونق داشته كه می توان تاریخی دیرین،برای آن متصور شد. براساس شواهدی كه موجود است می توان پیش از اسلام سه منطقه وسیع فرشبافی را در فارس استنباط نمود كه شامل: شهرهای بزرگ دارابگرد در داراب،بسا(فسا)و جهرم بوده است. ناحیه دوم كوه بیشابور كه تا كهكیلویه امتداد داشته و شاپور و كازرون و توج و شهر گمشده غندجاف جزو آن بوده‌اند. منطقه سوم بوانات و قونقری كه دژخرمه حصار آن بوده است. قدیمی‌ترین نوشته‌ تاریخی كه بصورت صریح و دقیق از رونق كارگاههای فرشبافی فارس بیش از یك هزار سال پیش حكایت می‌كند، مالك و ممالك اصطخری است. از نیمه‌ نخست سده‌ چهارم هجری قمری هنر بافندگی فارس هنری عشایری، روستایی است كه وابستگی به ایلات و عشایری دارد، كه در یك منطقه وسیع پراكنده‌اند. سرزمینی كه از جنوب و شمال و مشرق و مغرب همچون چهار اقلیم و چهار فصل جداگانه آب و هوای متفاوت و متمایز دارد. نی‌ریز، دهستان بوامات و كردشول در منطقه خسمه،دهستانهای خنگشت و شهر میان و روستاهای بازیچه و حسن‌آباد سرحدات چهار ناحیه و شش ناحیه در منطقه‌ی قشقایی،لر و باصری،‌آباده و فراغه و هینه‌گان در جوار سرحد قشقایی، راشك در منطقه‌های لرهای ممسنی، دهستان حیات داود در نزدیكی بوشهر، دهكده‌ ابوالوردی در حومه‌ی شیراز از مناطق مهم بافندگی در فارس هستند.

عشایر فارس:
در فارس ساكنان كوچ رو و چادرنشین وجود داشته كه با گله و رمه و دامهای خود در هر سال از چراگاههای زمستانی ـ قشلاق و یا گرمسیر ـ در مناطق جنوبی فارس به چراگاههای تابستانی ییلاق یا سرحد ـ در مناطق شمالی و مرتفع‌تر فارس می‌روند و باز می‌گردند. ریشه دارترین عشایر فارس لرها هستند. زبانشان فارسی است و خویشاوندانی هم در لرستان ودر جمع بختیاریها دارند. در فارس به لرهای بویراحمدی و لرهای ممسنی تقسیم می‌شوند. قشقایی‌ها ترك زبان هستند و نزدیك به شش قرن است كه به فارس كوچ کرده‌اند. قشقایی‌ها نامشان را از قشقا گرفته‌اند، كه در تركی به معنی اسب پیشانی سفید است. آنها ازاجتماع شش ایل بزرگ پدید آمده‌اند كه عبارتند از: شش بلوكی، كشكولی بزرگ، كشكولی كوچك، دره شوی، عمله و فارسی هدان.
در میان عشایر، بافندگی كار زنان است. پشم مورد نیاز بافندگی از گوسفندان ایل چیده و به دست زنان ایل ریسیده می‌شود و با رنگهای گیاهی سنتی موجود در محل رنگرزی و سپس تبدیل به قالیچه ، گبه، گلیم یا جاجیم یا جل اسب و یا دستبافهای دیگری از این قبیل می‌گردد. البته امروزه به شكل روز افزونی از پشمهای صنعتی و رنگ شده با موادشیمیایی استفاده می‌شود. در میان دستبافهای عشایری قالی، مهم‌ترین جایگاه را دارد.

رنگها و طرحهای بكار رفته در فرشهای عشایر:
در یك طبقه‌بندی كلی این طرحها به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول، طرحها و نقش و نگاره‌های سنتی و عشایری است كه كمتر دستخوش تغییرات زمان قرار گرفته است. این طرحها و نقوش هندسی وذهنی باف هستند. پیروی نكردن از یك الگوی معین و نداشتن نظم خاص و اجتناب از قرینه سازی جز در طراحی ترنج‌ها و حاشیه‌هااین شیوه‌ی نقش پردازی را، سبك اشكالی یا نقوش اشكالی نیز می‌نامند.
گرروه دوم،طرح‌ها و نقشهای منظم و پیوسته و منسجم و متقارن است كه بیشتر آنها منشاء عشایری و روستایی ندارد و طراحی آنها عمدتاً از فرشهای شهری باف و سایر هنرهای تمدن شهرنشینی مانند: پارچه و ترمه و… الهام گرفته است منتهی به سبك و شیوه‌‌ی خاص بافندگان عشایری، ساده شده و شیوه گرفته است. در این شیوه بجای نگاره‌های لوزی و چهارگوش و شش گوش و هشت گوش و خطهای راست و شكسته بیشتر از گل و گیاه و شاخ و برگ و خطوط گردان استفاده می‌شود و امكان ذهنی باف بسیار كم است. رایجترین و معروفترین نقوش این گروه عبارتند از: نقش محرمات ماهی درهم، بته‌ای. گیاهی و افشان.
از دو گروه نقشهای گفته شده كه بگذریم، نقش قالیهای دیگری هم است كه كاربرد آنها محدود به یك تیره‌ معین یا یك گروه بافنده در یك دوره خاص نیست و شاید هم بیش از این بافته نشده است. این دسته را نقشهای خاص می‌نامند كه معروفترین آنها عبارتند از: طرح وزیر مخصوص قالیهای عكسی و تخت جمشیدی. رنگهای بكار رفته عبارتند از:انواع لاكی و صورتی و سرخابی و ارغوانی، دوغی و طلایی، آبی، سرمه‌ای و انواع سبز و زرد و قهوه‌ای و سفید.

ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای فارس:
نوع گره هم فارسی و هم تركی است. كه شیوه نخست بیشتر در ایل قشقایی و ایل باصری و روستاهای خنگشت و نی‌ریز مرسوم است و شیوه دوم میان ایلات عرب و بخارلو و روستاهای بوانات و بلوردی. نوع دارها همگی "افقی در زمینی" بوده و در حال حاصر محدود دارهای عمودی نیز رواج یافته است. رجشمار قالیهای فارس متفاوت و از 15 تا 20 در قالیها نوع گبه و 40 تا 50 در قالیهای نفیس متغیر می‌باشد.
ابعاد قالی فارس اغلب كوچك و از خورجین و چنته و فرشهای كوچكتر از ذرع و نیم است و در موارد نادر شش و هشت متر مربعی بیشتر است. بافت قالیهای بزرگتر از هشت متر مربعی منحصر است به روستاهای بوانات و سروستان بخصوص شورجه و مهارلو كه در موارد استثنایی قالیهای بیست و سی متری هم به طور سفارشی بافته می‌شود.
(خمسه فارس-لچک وترنج) ، (طرح ناظم- قشقايی- فارس) ، (طرح محرمات-قشقايی-فارس) ، (فارس – دره شوری)، (فارس-محرمات)

منبع :