اخبار فرش

بازار قدیمی فرش مشهد حال خوشی ندارد

سکوت و رکود چنان روی فرش دستباف چمبره انداخته که دیگر خبری از هیاهو در این بازار کهن و قدیمی نیست‌...

از آن همه رونق سرای قدیمی فرش مشهد، فقط قامت بلند سقف شیروانی بازار باقی مانده که آن هم حال خوشی ندارد.

سال‌هاست که سکوتی ناخوشایند و نادلچسب در بازار طنین انداز شده و فقط صدای ناله تعداد اندکی چرخ دستی کهنه ،سمفونی خاص این بازار را به گوش اندک خریداران و گردشگران می‌رساند.

این‌ها همه در حالی است که وقتی پا در این سرا می‌گذاری، ناخواسته به سال‌های خیلی دور برمی گردی. تماشای فرش‌های لاکی قدیمی، تو را به خانه مادربزرگت می‌برد و مهمان صفای آن روز دل‌ها می‌کند. دلت برای قالی لاکی اتاق او با گل و بوته هایش و قالیچه روی ایوانش با پیچ و واپیچ‌های ساقه‌‌های گل ترنجش تنگ می‌شود‌. دوست داری دستی بر روی قالی لاکی کهنه بازار که چهارلا کنار گذاشته شده، بکشی و تمام خاطرات دوران کودکی ات را در میان تار و پود آن مرور کنی.

افسوس می‌خوری که کاش می‌شد رج‌های ناملایم روزگار را از نقشه‌های قالی دستباف حذف کنی. آخر مگر می‌شود ایرانی باشی و دلت هوای گل و بوته‌های فرش‌های لاکی را نکند! آخر مگر می‌شود به همین راحتی شاهکار هنرمندان ایرانی را به فراموشی بسپاری و از آن دل بکنی.

* از مشتریان انگشت شمار تماشاچی تا قالی‌های انباشته شده

با اینکه ساعت 12 ظهر و اوج رونق بازار است، اما افراد انگشت شماری مشتری به سراغ حجره داران بازار آمده اند که به نظر می‌آید آن‌ها هم دیدن را بر خریدن ترجیح داده اند.

برای بررسی اوضاع بازار سراغ حجره دار پیشکسوت این سرا را می‌گیرم که یکی از جوانان بازار با انگشت، حجره او را نشان می‌دهد.

حجره حاجی ... به نسبت بقیه بزرگ‌تر است. قالی‌های زیادی وسط حجره روی هم پهن شده اند و قالیچه‌های چهار لا هم تا سقف روی هم جا خوش کرده اند.

به سراغش می‌روم و خودم را معرفی می‌کنم. با نزدیک شدن به میز کارش، نگاهم به قالیچه روی میز حجره گره می‌خورد و ظرافت تار و پود این قالیچه مرا در حیرت وا می‌گذارد که آیا این کار دستباف است؟

* اوضاع بازار قدیم کجا و وضعیت امروز کجا

نگاه بی‌قرار حاجی، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد‌. از شاگردی خودش در فرشبافی شروع به صحبت می‌کند و می‌گوید: از سال 50 با بافندگی، وارد کار فرش دستباف شده‌ام، اما اوضاع آن زمان کجا و وضعیت امروز کجا! آن زمان از پشم، نخ و رنگ قالی گرفته تا دست و پنجه بافنده با امروز متفاوت است. پشم‌های آن زمان کاملاً طبیعی بود و با رنگ‌های طبیعی هم رنگرزی می‌شدند، اما اکنون همه چی حتی پشم و رنگ قالی مصنوعی و نخ‌های پلاستیکی جایگزین نخ‌های پنبه‌ای دار و ریشه قالی شده‌اند.

گوشه قالیچه روی میزش را بلند می‌کند و از لابلای کاغذهای فراوان زیر آن عکسی را جدا می‌کند و به ما نشان می‌دهد که از یک قالیچه گرفته است.

او می‌گوید: این عکس مثل کارت پستال یک تصویر مینیاتوری به نظر می‌آید، اما این هنر دست و پنجه یک بافنده در سال 58 است که حالا دیگر بافنده ای برای این کارها نداریم.

او می‌گوید: در این قالیچه از 80 نوع رنگ استفاده شده است، درحالی که بافنده‌های امروز اصلاً حوصله چنین نقشه هایی را ندارند.

*سود واردات مواد درجه 3 فدای هنر اصیل ایرانی

این پیشکسوت بازار همچنین از واردات بی رویه مواد بی کیفیت قالیبافی بشدت گلایه می‌کند و می‌گوید: متأسفانه سود عده ای فدای هنر اصیل ایرانی شده است، به طوری که بیشتر مواد درجه سه وارد بازار می‌شود و بافنده هم چاره ای جز استفاده از آن‌ها ندارد.

او برای نشان دادن کیفیت مواد مرغوب از ما می‌خواهد دستی روی قالیچه روی میزش بکشیم و کیفیت آن را با قالیچه دیگری مقایسه کنیم.

او افسوس می‌خورد، چرا باید ارزش قالیچه‌ای کهنه بیشتر از قالیچه ای باشد که تازه از دار قالی پایین آمده است؟

از حاجی سراغ قیمت‌های فرش بازار را می‌گیرم. او می‌گوید: اکنون فرش 12 متری دستباف در بازار از 6 میلیون تومان تا 12 میلیون تومان است، اما سال 50 یادم هست، بهترین فرش 9 متری بازار 36 هزار تومان معامله می‌شد.

او در مرور خاطرات کاری اش اظهار می‌دارد: قدیم‌ها که برای خرید فرش به بیرجند می‌رفتیم، حداقل 150 تخته فرش صادراتی می‌توانستیم از کارگاه‌های قالیبافی این شهرستان خرید کنیم، اما اکنون چند ماه هم که در بازار بیرجند بگردیم 30 تخته فرش هم پیدا نمی‌شود.

او تعطیلی کارگاه‌های فرشبافی، ممنوعیت صادرات فرش نو و کهنه، بی‌کیفیتی مواد و قیمت بالای فرش دستباف در مقایسه با فرش ماشینی را از دلایل رکود بازار عنوان می‌کند و می‌افزاید: متأسفانه جدا از همه این مسایل، اکنون نرخ کرایه باربری هواپیما برای جابه‌جایی یک تخته فرش دستباف به خارج از کشور گاهی از قیمت فرش هم بیشتر می‌شود، بنابراین همین موضوع رفع موانع بازار صنایع دستی و صنعت گردشگری کشور را می‌طلبد.

*بافندگانی که بی مزد فقط گره می‌زنند

حین گفت‌وگو با حاجی، یکی از بافندگان جوان فرش به حجره او مراجعه می‌کند. او نیز با اشاره به پایین بودن تقاضا و به تبع آن کاهش عرضه در بازار فرش می‌گوید: در حال حاضر چند صدهزار نفر در کشور از طریق صنعت فرش امرار معاش می‌کنند، اما تنها تعدادی از تاجران و فرش ‌فروش‌های خاص سودهای کلان می‌برند و بافندگان بدون دریافت دستمزدی که حقشان است، فقط گره می‌زنند.

*صدای خروپف خواب بازار فرش تا بازارهای جهانی

به هر حجره ای از بازار فرش که بروی، داستان کسب و کار آنان همین است‌. همان طور که یکی دیگر از پیشکسوتان بازار به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: وقتی برای یک فرش سه‌متری بافت تبریز با رج 50 باید حدود 9میلیون تومان پرداخت شود، چگونه می‌توان انتظار داشت که خریداری پیدا شود‌.

وی با بیان اینکه فرش دستباف ایرانی از معدود کالاهایی است که با گذشت زمان نه تنها ارزشش را از دست نمی‌دهد، بلکه می‌توان از آن به عنوان سرمایه هم استفاده کرد، می‌افزاید: با این وجود فرش ایرانی سال‌هاست که حال و روز خوشی ندارد.

او برای اثبات ادعایش به سراغ نرخ کرایه حجره‌های بازار می‌رود و می‌افزاید: اکنون نرخ اجاره مغازه‌های این بازار چون مختص فرش است، نصف نرخ اجاره مغازه‌های بازارهای آن طرف خیابان است که مهم‌ترین دلیلش هم رکود بازار است، اما این کسادی بازار چیزی از ارزش بالای هنر اصیل فرش ایرانی کم نمی‌کند.

وقتی قصد خروج از بازار را دارم، از موقع ناهار هم گذشته است، اما مثل خیلی از هیاهوهایی که در بازار قدیم گم شده، دیگر از جنب‌وجوش شاگردان دیزی به‌دست قهوه خانه بازار هم نشانی نمی‌بینی و حجره داران نیز درست عین بازار که خواب خواب است و خروپف‌هایش تا بازارهای جهانی کشیده شده، می‌خواهند حجره را ببندند تا روزی دیگر.

قدس آنلاین

منبع :