نقوش و طرح های فرش

فرش هریس (هریز)

هریز شهریست در نزدیکی شهر تبریز ناشناخته در ایران ، آشنا در میان کشورهای آمریکا ،کانادا، آلمان ، فرانسه و ایتالیا و غیر....شهری که قالیهای آن در جهان، طرفداران زیادی رابه خود جذب کرده است واین شهر نام آوازه خود را از نقش و نگارهاو دوام قالیهای گران قیمت خود در جهان کسب کرده است.

نام واقعی این شهر به مرور زمان تغییر یافته است درایران هریس ودر خودش و جهان هریز گفته میشود. مردم این شهر و تاجرهای فرش آن را از قدیم هریز گفته اند ولی در زبان فارسی هریس نوشته شده است و بخاطر دو اسمی شدن اعتبار جهانی خود را به تدریج از دست میدهد و کشورهای چین، هند، پاکستان وکشورهای دیگر جای قالی آن را در بازارهای جهانی به خود اختصاص میدهند وشاید روز با ثبت طرح قالیها وساخت شهری به نام هریز ادعا خود را به اثبات برسانند.

اگر از مردم شهر بپرسیم  نام شهر خودشان را، به ترکی هریز خواهند گفت پس اسم در زبان دیگر نیز تغییر نمی یابد !!!

قالی هریس جادوی خطوط شکسته

   

افسانه قالی ، قصه ایست از ورای درخشش صدها نقش و نگار چشم نواز ، که بی تابانه حکایت عشق را در محراب هنر نجوا میکند، و آذربایجان ، این گهواره قالی بافی ایران ، که در هر گوشه ای از آن ، دل عاشق طراحی و یا سماع سر انگشتان بافنده ایی سبب ساز آفرینش دیبایی زرین می شود که چشم و دل هر بیننده ای را شیدای این نگارستان می کند.

قابلیت های قالی آذربایجان تنها به قالیهای نفیس تبریز و تابلوبافی سردرود و یا نقش ماهی خوی و یا  . . . نیست ، بلکه قالی های درشت بافت مناطقی نظیر هریس خود داری اعتبار و جایگاه جهانیست.

این نوشتار که حاصل تحقیقات میدانی و مطالعه کتب مرتبط و همچنین پرداختن به مقوله ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی و رنگرزی گیاهی منطقه و همخوانی دکوراسیون غربی با قالی هریس است که ، مورد بررسی قرار می گیرد.

با توجه به پراکندگی روستاها و سردسیر بودن منطقه ، کشاورزی در این شهرستان به طور فصلی صورت میگیرد.

همچنین به علت وجود مراتع و دیمی بودن زمین های زراعی ، اکثر مردم به دامپروری و کشاورزی سنتی مشغول می باشند. به همین دلیل پشم گوسفند در منطقه به وفور تولید میشود ، که بیشتر این تولیدات در قالی بافی و دیگر صنایع دستی به مصرف میرسد که یکی از علل رشد صنعت قالی بافی منطقه نیز همین عامل می باشد. قالی هریس از ویژگیهای خاصی برخوردار است که در بخشهای مشخص به آن می پردازم.

رنگرزی

   

 پوشش گیاهی هر منطقه تعیین کننده نوع رنگینه های قالی های آن منطقه است. در قالی های هریس رنگ های تیره و تلخ با هارمونی خاصی به کار میروند از قبیل : سرمه ای تیره ، قهوه ای سیر ، قرمز روناسی ، مسی ، سبز تیره و  . . . که همان طور که گفته شد از رنگینه های گیاهی اطراف بدست می آیند که عبارتند از :

 روناس ، ذلیر ، تولوخ کولی ، پوست پیاز ، قره چوپ ( چوب سیاه ) ، نیل کلکته ، دوه قولاغی ( گوش شتر) ریشه اشگون که در رنگرزی سنتی رایج است. همچنین برای دندانه دادن از سنگ قیناخ ، زاج سفید ، اکسید آهن و دوغ استفاده می کنند. لازم به ذکر است ، دوغ فقط با روناس به کار میرود.

ذلیر: سُدی بیان(Suddy Bayan ) یا ساری چیچک اسم های محلی گیاهیست که به اندازه تقریبا نیم متر رشد می کند. دارای برگهای ریز و گلهای ریز زرد رنگ می باشد. اگر قطع شود از محل قطع شده مایع سفید رنگی مانند شیر بیرون می آید که مزه تلخی دارد. از ساقه و برگ و گل این گیاه برای رنگرزی استفاده میشود و از آن زرد خوشرنگی بدست می آید که در برابر نور و شست و شو و سایش دارای ثبات است.

تولوخ کولی : یک نوع گیاه رنگزا با گلهای آبی رنگ که از ریشه آن برای رنگرزی استفاده می شود. بعد از ساییدن یا آسیاب کردن ، همواره با نخها در آب می جوشانند که رنگ قهوه ایی زیبایی بدست میدهد.

پوست پیاز : در اطراف هریس با روشهای خاصی از آن رنگ مشکی تهیه می کنند.

قره چوپ ( چوب سیاه ) : گیاهی شبیه روناس ولی کوچکتر از آن است. ریشه آن قرمز مایل به مشکی است و برای گرفتن رنگ مشکی استفاده می شود.

نیل کلکته : این رنگ از هندوستان وارد میشود و برای بدست آوردن بهترین و با ثبات ترین رنگ آبی بکار میرود. لازم به توضیح است که رنگرزی با نیل کلکته با کشمش صورت می گیرد.

دوه قولاغی (گوش شتر ) : اسم محلی گیاهی است و رنگ شتری روشن از آن استخراج میشود.

طراحی

   

قالی هر منطقه با توجه به شرایط جعرافیایی ، اقلیمی و فرهنگی ویژه محل بافته می شود. هم چنان که قرارگرفتن انسان درعوامل زیستی خاصی مانند آب و هوا ، فرهنگ و  . . . روحیه او را می سازد ، بردستاوردهای انسانی هم موثر است.

با توجه به این موضوع شناخت محیط زیست و فرهنگ مردمان هر منطقه راهگشای مهمیست بر شناخت دستاوردهای صنعتی سنتی هم چون قالی و سایر تولیدات آن منطقه است. با اندکی تامل می توان دریافت که طولانی بودن سرما در هریس از دلایل مهم گرایش اهالی منطقه به قالی بافیست و همچنین درشت بافت بودن و یا پرگوشت چیدن قالی نیز به خاطر استفاده از یک زیر انداز گرم کننده است.کاربرد خطوط هندسی و شکسته در طرحها نیز ناشی از باورها و محیط کوهستانی زندگی در این مناطق است. اساطیر و پوشش گیاهی خاص منطقه که سازگاری با سرمای هریس نیز دارد. الهام بخش اصلی طراحان و بافندگان می باشد.

طراح یا بافنده قالی هریس با ترسیم و بافت شکل گیاهان منطقه بصورت آگاهانه یا ناخودآگاه این نقوش گیاهی را استریلیزه کرده و با مکنونات قلبی و اساطیر و باورهای خود آمیخته و بر تار و پود قالی آورده که از این طریق همت ، هوشیاری و آراستگی ظاهر و باطن خود را به بیننده این قالی نشان دهد.

برخلاف نظر سیسیل ادواردز که نوشته اند یکی از تجار متهور تبریزی یک طرح معمولی گردان لچک ترنجی را به هریس برده و بافندگان آن را تبدیل به خطوط شکسته کرده اند.( کتاب قالی ایران ص 76 )

ولی من چنین تصوری ندارم زیرا چنانچه نظر ایشان درست باشد ، اینک باید در تمام مناطق آذربایجان طرح هایی با این اسلوب بافته شود ، ولی انحصاری بودن این نوع نقش و رنگ در هریس ، خود دلیلی بر رد نظر ایشان است . ولی تاثیر پذیری هایی نیز در مواردی خاص امکان پذیر است.

جالب است به خاطره ای از آقای ادواردز اشاره کنم که خود دلیلی بر ذوق سرشار مردمان هریس است :

چند سال قبل هنگام بازدید از یکی از روستاهای هریس یک تخته قالی غیر معمولی با طرحی زیبا بر یکی از دارهای قالی بافی نظرم را جلب کرد. از بافنده تقاضا کردم نقشه آن را به من نشان دهد. وی با حجب فراوان از جعبه ای که در گوشه کارگاه بود دستمالی مربع نظیر دستمالهایی که در منچستر برای صدور به کشورهای مشرق زمین تهیه می کنند بیرون آورد. حاشیه آن از گل و بوته تشکیل گردیده بود با ترنجی از گل و لچک هایی که در گوشه قرار داشت. در این نقوش ، دو رنگ سفید و قرمز بکار رفته بود. زن قالیباف با این سرمشق (الگوی نامناسب ) ، قالی قابل تحسین و کاملی در چندین رنگ مختلف بافته بود. طرح لچک ترنجی کاملا صحیح و با فواصل مناسب در این قالی ظاهر گردیده بود ، ولی باز کلیه خطوط طرح به شکل شکسته بکار رفته بود. ( کتاب قالی ایزان )

طرحهای رایج منطقه عبارتند از : تاجری / صبوری / رزگل / حیاط گل / صمدخان / غلط نقشه (هرنوع طرحی که برای اولین بار ارائه شود و متداول بازار نباشد ، اصطلاح غلط نقشه بکار میرود ) / چلنگری و افشان و  . . .

بافندگان هریس یک مهارت خاص نیز در بافت از روی نقشه دارند که نظیر آن تنها در مرکز قالی بافی اوشاک ( بچه ) واقع در ترکیه قابل مشاهده است. در این دو منطقه طرحهایی را که بر روی کاغذهای شطرنجی کشیده می شود و یا استاد کاری نقشه را می خواند. برای این منظور یک تکه چلوار را به وسیله سنجاق به دیوار مقابل نصب می کنند و با نگاه کردن گاهگاه به آن می توانند قالی را به هر قطعی که سفارش می دهند ببافند این خود مهارتی شگفت انگیز است ، مهارتی غریزی و حسی که در اصطلاح محلی (چشنی ) نامیده می شوند. ( به این مورد هم در کتاب قالی ایران و هم در مجله HALI 1993 اشاره شده است ) .

یکی از طرحهای قالی هریس نگاره های هندسی لچک و ترنج با حاشیه معروف به سماوری است که گونه هایی به نام های قاچ خاتون یا داش خاتون / ترنجی کف ساده / حاج عظیمی / ترنجی لوزی صمد خانی و تاجری از انواع آن است.

به نقشه های قالی هریس گوروان نیز می گویند. در برخی از روستاهای هریس نقشه دیگری به نام ( قراجه ) بافته می شود. طرح ترنج در ناحیه هریس ، کمتر یک پوده و بیشتر دو پوده به شیوه درشت بافت با گره ترکی که به هنگام پرداخت پرز آن را بلند می چینند و قالی پرگوشت و ضخیمی به دست می دهند.

اندازه های : 5/1×1 ، 4×3 ، 2×2 ، 5/2×5/3 ، 3×2 متر با رجشماره 15 تا 30 به بالا معمولا رواج دارد.

در بخش مرکزی هریس قالی هایی با رجشمار 40 به بالا نیز بافته می شود. اکثر بافندگان این ناحیه را بانوان تشکیل می دهند. در تاریخ قالیبافی هریس مشهور است که دختران قبل از اینکه به خانه بخت روند ، قالیبافی را در خانه پدری یاد گرفته و با طرحها و خلاقیت ذهنی خود آفریننده نقشهای بدیعی شده و حاصل دستباف خود را که نشانگر ذوق و هنرمندی و فرهنگ این منطقه است ، به عنوان جهیزیه به خانه بخت می برند. با توجه به موارد ذکر شده اکثر بافندگان این منطقه ذهن باف بوده و طرحها و رنگها را سینه به سینه به هم انتقال داده اند.

ریشه یابی نقوش از لحاظ اسطوره و زیباشناسی

   

ریشه و بنیان هیچ امر سنتی را نباید در دوران تاریخ و تمدن ملل جستجو کرد ، زیرا معمولا آنچه به سنت ، مردمان اعصار جدیدتر رسیده است ، همه به اعصاری مربوط است که هنوز خطی و کتابتی در میان نبوده است ، یعنی اسطوره.

نقوش قالی نیز از این قاعده مستثنا نیست ، این نقوش هم از اساطیر( اسطوره دَدَه قورقود / َاصلی و کَرَم ) و هم پوشش گیاهی مناطق الهام میگیرد. به همین خاطر چنانچه تشابهاتی در نقوش قالی های مناطق دیده می شود سبب این نیست که فردی طرحی را برداشته و در تک تک مناطق گردانده بلکه اگر اساطیر و طبیعت مناطق را سرچشمه طراحی قالی بدانیم ، وجه اشتراک بین این طرحها را در می یابیم ، علاوه بر این تاثیرات ، باورهای قومی و دینی ، محیط زیست ، ابزارهای زندگی ، حیوانات و پرندگان این نواحی نیز در شکل گیری طرحهای مناطق نقش مهمی ایفا کرده اند.

پس اگر به گفته هربرت ریت تقسیمات هنری بپردازیم نقش و رنگ قالی هریس جزء هنرهای بَدوی محسوب می شود چون در آنها جسارت ، صمیمیت ، صداقت ، که خاص هنر بومیست مشاهده می شود و اگر با قالیهای شهری مقایسه کنیم پیشرفت طرحهای جدید و بالا بودن رجشمار ، نقوش دیگر شکستگی خود را از دست داده اند و چرخشها و گلها و همچنین رعایت فواصل چرخشها و گلها و رنگ آمیزی های با احتیاط تر انجام شده است.

   ( این مقوله جای بحث زیاد دارد )

از لحاظ هارمونی رنگی

   

در قالیهای هریس می توان هم کنتراست از حیث تیره و روشن اشاره کرد و هم کنتراست از حیث ریتم های متنوع رنگی وهم چنین کنتراست در نقشهای ریز و درشت از مواردیست که می تواند در آنها به طور مشروح سخن راند.

به نظر استاد طباطبایی هنرمند نقاش تبریزی ؛ به لحاظ تزئینات ، قالی هریس در جایگاه مخصوص به خود قرار دارد و استفاده از رنگهای خاص و جسارت در انتخابات طرح نقوش ، از مواردیست که نیاز به تعمق زیاد دارد. رنگهای خالص سفید ، قرمز ، سرمه ای و  . . . کاملا تجریدی ( انتزاعی ) هستند و به طور رمز گونه ایی از طبیعت الهام گرفته اند و با درون مایه خود بافندگان منطقه در آمیخته و چنین آثاری به وجود آمده اند ، کلا هنرمند چیزهایی از جهان بیرونی را موضوع کار خود قرار می دهد که بتواند از درون خود پاسخی به آن بدهد که همانا شکلهای انتزاعی بوجود می آیند.

همخوانی با دکوراسیون غربی

   

از مهمترین نکاتی که می توان به آنها اشاره کرد اینکه قالی هریس قابلیت تلفیق پذیری با دکوراسیون غربی را دارا می باشد ، زیرا اروپائیان همیشه شیفته هنر شرق مخصوصا هنرهای تزئینی ایرانی بوده اند از نمونه های بارز این شیفتگی رامبراند نقاش هلندیست که در بسیاری از موارد از مینیاتورهای ایرانی ( مخصوصا مکتب تبریز ) الهام پذیرفته و حتی مشق هایی هم از این نقاشی ها انجام داده . ( توضیح اینکه مکتب تبریز معاصر با دوران رنسانس اروپایی ( فلورانسی ) است).

همچنین گوگن که خود معتقد بوده که اگر مینیاتور ایرانی نبوده نقاشی نوین غربی به حد کمال خود نمی رسید.

درقرن بیستم هم گرایش خاصی به هنر شرق شد ، اما هنرهای تزئینی ایرانی یکی از جذاب ترین مواردیست که به واسطه نقوش و رنگ آمیزی منحصر به فردش همیشه جایگاه خاصی داشته و دارد ، قالی هریس نیز با نقوش و خطوط شکسته خود سازگاری خاصی با روحیه اغلب اروپائیان و آمریکائیان دارد. زیرا جسارت در رنگ گذری و ابتکاری بودن فرم آنها باعث شده تا با فرهنگ غرب ارتباط راحت تری برقرار کند.

استاد طباطبایی در مورد تطابق با دکوراسیون اروپایی میگوید : تحول معماری داخلی در قرن 19 و نگرش های نقاشانی مانند پیکاسو ، ماتیس به مینیاتور ایرانی ، که به شکستن طبیعت و از بین بردن پرسپکتیو اعتقاد داشتند و این علاقه به هنر ایرانی در استفاده از آثار هنری در معماری داخلی نمایان است. ایشان که خود با الهام از قالی هریس تابلویی خلق نموده اند می افزایند : تلفیق نقوش هندسی و غیر هندسی کنتراست منحصر به فردی به دست می دهدو چون نیک بنگریم در درون این تزئینات آرامشی نهفته است.

امید وارم با بررسی مختصر قالی هریس از جهات مختلف سبب شناسایی هر چه بیشتر هنر این منطقه شده باشم ، زیرا بررسی های به عمل آمده نشانگر آن است که یکی از علل ، ماندگاری مردم این منطقه همانا صنعت قالیبافیست.

  

که در صورت توسعه کارگاه های قالیبافی و تبدیل دارهای چوبی به فلزی و همچنین اصولی تر کردن روش تولید و رسیدگی به بهداشت محیط کارگاهها و بیمه بافندگان و سرمایه گذاری برای تولید و احیاء طرح های سنتی منطقه می تواند باعث اشتغال و بهبود وضعیت زندگی مردمان این منطقه گردد.

منبع:

1-دیروز وامروز مراکز فرش بافی

2-سایت دانشکده فرش هریس

منبع :