اخبار فرش

دیپلماسی فرش

روزنامه آوای خراسان جنوبی روز چهارشنبه 4 آذر 1394در شماره 3378 خود مطلبی با عنوان دیپلماسی فرش در گفت و گو با محمدرضا مجیدی نماینده سابق ایران در سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی( یونسکو) سازمان ملل چاپ و منتشر کرد.

ادامه گفت و گو روزنامه آوا با مجیدی به این شرح است:نمی توان با بازاریابی سنتی حضور موفقی در صحنه بین الملل داشت، خراسان جنوبی یکی از کانونهای مهم فرش دستباف ایران زمین بوده است.
چهارشنبه و پنجشنبه این هفته همایش ملی فرش و جشنواره دانشجویی فرش در دانشگاه بیرجند برگزار می شود.
به این مناسبت ، با دکتر محمد رضا مجیدی ، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ، سفیر و نماینده سابق جمهوری اسلامی ایران در یونسکو و رییس کتابخانه ، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در زمینه دیپلماسی فرش و جایگاه فرش ایران در عرصه بین الملل و سازکارهای ارتقای جایگاه و منزلت آن با تاکید بر فرش خراسان جنوبی گفتگو کردیم.
با توجه به اینکه جنابعالی سالها به عنوان سفیر و نماینده دایم جمهوری اسلامی ایران در یونسکو به صورت مستقیم و غیر مستقیم با مقوله فرش ارتباط داشتید جایگاه فرش ایران و از جمله فرش خراسان جنوبی را در عرصه بین الملل چگونه ارزیابی می کنید.
فرش ایران به عنوان یک هنر و یک میراث گرانسنگ فرهنگی در فراخنای تاریخ بر تارک فرهنگ و تمدن بشری درخشیده است و امروز وجوهی از این هنر در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت جهانی شده است.
اینکه صنعت فرش و ابعاد تجاری و اقتصادی آن با فراز و فرودها و چالشهایی روبرو بوده و هست از ارزش و جایگاه هنری آن نکاسته و نمی کاهد، امیدوارم در این گفتگو برخی از ابعاد موضوع مورد توجه قرار گیرد.
از دیر باز خراسان جنوبی یکی از کانونهای مهم فرش دستباف ایران زمین بوده است،
نام استادان خلاق وسخت کوش فرش این خطه در فهرست مشاهیر ومفاخر این هنر و صنعت درخشیده است.
ولی پرسشی مطرح می شود که در سطح ملی هم مطرح است و آن اینکه آیا اینک هم فرش خراسان جنوبی دوران درخشان خود را سپری می کند و یا با چالش های فراوان روبرو است؟
به نظر بنده این پرسش و یا سایر پرسشهای مشابه که جزو مهمترین مسائل و دغدغه های فرهنگی و اجتماعی استان است باید در هم اندیشی با اصحاب نظر و اندیشه و قلم و بیان و در تعامل سازنده با متولیان و مجریان امور مطرح و واکاوی شود.
یکی از موضوعات حیاتی برای استان که از منظرهای گوناگون فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی قابل توجه است ، مقوله فرش است.
این میراث فرهنگی ارزشمند امروز در دست ماست، آیا به درست میراث داری می کنیم و آن را برای آیندگان حفظ خواهیم کرد؟ امیدوارم در این گفتگو بتوان برخی نقاط قوت و ضعف ، فرصتها و چالشهای پیش روی این هنر ناب و صنعت دستی بومی به بحث گذاشته شود.
هفت سال پیش همزمان با برگزاری نخستین همایش بین المللی امنیت انسانی، شورای فرش در دانشگاه بیرجند تشکیل شد و در آن نشست ، موضوع فرش از منظرهای مختلف علمی و هنری و اقتصادی و اجتماعی به بحث گذاشته شد.
مقرر گردید در چهارچوب همکاری مشترک ، کلیه نهادها و دستگاههای متولی به همراه مراکز علمی و نخبگان و صاحب نظران و استادان این رشته و همراهی بخش خصوصی برنامه ای برای احیا و گسترش دامنه فرش خراسان جنوبی در ابعاد تولید و عرضه و صادرات تنظیم و اجرا کنند.
ازآن زمان بیش از هفت سال می گذرد و اطلاعی از اقدامات صورت گرفته در دسترس نیست،شاید مراجعه به صورت جلسه ی آن نشست و پیگیری آنچه انجام شده است ، نقطه عزیمتی برای باز شناسائی راه رفته و نرفته و آسیب شناسی مسیر پر پیچ و خم فرش استان از تولید تا رسیدن به دست مصرف کننده در کشور و خارج از آن باشد.
برای طرح این مساله مهم ، باید سطوح و لایه های گوناگون در نظر گرفته شود، این مساله از یک سو ، ابعاد محلی ، استانی ، ملی و بین المللی دارد و از سوی دیگر بین بخشی و به سخن دیگر بین رشته ای است.
در این زمینه صاحب نظران خوش ذوق و کار بلدی در استان هستند که باید در قالب کار گروهی سازماندهی شوند و مورد مشورت قرار گیرند.
یکی از مسایلی که در ارتباط با فرش خراسان جنوبی به عنوان معضل و مشکل مطرح است حمایت از صادرکنندگان فرش و از جمله موضوع صادرات فرش استان به صورت مستقیم از استان و حذف واسطه ها است ، نظر شما چیست؟
اجازه دهید نگاهی کلی تر به موضوع داشته باشم و نکاتی عرض کنم، فرش از مراحل مختلف تولید تا رسیدن به دست خریدار نهایی و علاقه مند به این هنر و مصرف کننده این صنعت دستی مسایل گوناگونی دارد.
فرآیند تولید تا عرضه و صادرات فرش باید به صورت کامل در یک زنجیره دقیق و پیوسته دیده شده و کارشناسی شود و نمی توان مرحله ای را جدا از سایر مراحل بررسی و تحلیل کرد.
اگر در مقام مساله شناسی باشیم و صورت مساله را درست تبیین کنیم ، باید چند سطح را از هم تفکیک کنیم: نخست ، سطح قانونگذاری وسیاستگذاری و نظارت که وظایف حاکمیتی است و البته در تصمیم سازی های مربوطه بخش خصوصی می تواند ایفای نقش موثر و فعال کند.
دوم، سطح تصدی گری و اجرا و سرمایه گذاری و بهره برداری است که بخش خصوصی در قالب فردی و جمعی (تعاونی) باید مسوولیت آن را به عهده داشته باشد و البته از پشتبانی سطح حاکمیتی در حوزه قانونگذاری و سیاستهای حمایتی و ورود در عرصه ی تجارت خارجی و رقابت با رقبا برخوردار باشد.
نباید خلط سطوح مسوولیتی شود، آن قسمت که مسوولیت بخش خصوصی است ، نباید متوجه بخش دولتی شود و در مقابل هم بخش دولتی ویا به صورت عام تر حاکمیتی نباید از مسوولیت خود شانه خالی کرده و بخش خصوصی را رها کند.
برای نمونه ، در باب صادرات مستقیم فرش از استان آنگونه که قبلا شنیده بودم مسوولان گمرک برای راه انداز ی گمرک تخصصی فرش تاکید دارند که باید قابلیت استان برای صدور اختصاصی فرش از نظر کمی و کیفی ثابت شود.
اخیرا نمی دانم تحولی صورت گرفته یا نه ولی اثبات این امر برعهده ی بخش خصوصی و البته همراهی و مساعدت بخش دولتی است، شاه بیت این سخن آن است که اگر بخش خصوصی در اشکال گوناگون صنفی و تعاونی خود محور قرار نگیرد ، نمی توان انتظاری برای گره گشائی و حل مشکلات داشت.
مروری بر تجربه های مربوط به تولیت و اداره مقوله فرش در کشور از قبل از انقلاب اسلامی تا کنون ، از شرکت سهامی فرش گرفته تا جهاد سازندگی و کمیته امداد امام(ره) و بهزیستی و... که هریک به عنوانی در این زمینه ورود داشتند تا امروز که وزارت معدن ، صنعت و تجارت با محوریت مرکز ملی فرش متولی است ، تجربه های گوناگونی پیش روی ما هستند.
باید دید در این چند دهه ، بخش خصوصی چه جایگاهی داشته است، این بحث ، گسترده و چند بعدی و چند عاملی است و نیازمند مجال و زمان فراوان است و در یک گفتگو نمی توان به همه ی جوانب آن پرداخت، تلاش می شود برخی ملاحظات بیان شود.
** تشکیل فراکسیون فرش با حضور نمایندگان استانهائی ذی نفع
در سطح استان خراسان جنوبی، می توان سابقه ی شورای فرشی که به آن اشاره شد را بررسی و در صورت مفید بودن آن ، در قالب تشکیل کارگروهی فعال در عالی ترین سطح مدیریت اجرائی استان پیگیری شود.
همچنین از نمایندگان محترم استان در مجلس شورای اسلامی خواست تا در زمینه ی تشکیل فراکسیون فرش با حضور نمایندگان استانهائی ذی نفع پیشگام باشند، اخیرا یکی از کارشناسان در مورد برندسازی برای فرش کشور پیشنهادقابل توجهی را مطرح کرده است.
این موضوع در مورد کلیه تولیدات ملی ما صادق است، در مورد فرش ، با توجه به اینکه سرمایه ملی و تاریخی و میراث فرهنگی ما است ، علاوه برابعاد اقتصادی و تجاری باید مورد عنایت ویژه باشد.
در این زمینه باید برند « فرش ایران» برای کلیه تولیدات فرش کشورمان در نظر گرفته شود و با کدهای استانها و بافندگان و تولیدکنندگان و نقشه ها متمایز شود ولی همه با برند «فرش ایران» در جهان مطرح شود.
فرصتهایی مانند مسابقات ورزشی بین المللی و یا نمایشگاههای معتبر مانند اکسپو ها می تواند برای جا انداختن این برند مورد استفاده قرار گیرد، چگونه است که شرکتهای نوشابه و ساندویج ، اسپانسری بسیاری از تیمها را برای تبلیغ کالای خود بر عهده می گیرند ، ولی بازرگانان و اتحادیه های تولیدکنندگان و بافندگان فرش دستباف و نیز صادرکنندگان ما نتوانند در این زمینه اقدام کنند
فرش ایرانی با نقش و نگارهای زیبا و متنوع خود نماد تیمهای ملی ما قرار نگیرد و در تبلیغات تلویزیونی و اینترنتی حضور پر رنگ برای معرفی خود نداشته باشد.
در اینجا فقط به چند مثال بسنده می کنم و در مقوله دیپلماسی فرش در ادامه نکاتی عرض خواهد شد، در هفت سال مسوولیت اینجانب در یونسکو در چند نوبت فرش ایران در این سازمان خوش درخشید.
در سال 1387 به مناسبت شصتمین سال الحاق کشورمان به یونسکو ، دو قطعه فرش با نمادهای یونسکو و نماد دهه بین المللی آب ، توسط هنرمندان خراسان جنوبی طراحی و بافته شد.
در سال 1391 به مناسبت نکوداشت پانصدمین سال حیات فعال و دستاوردهای علمی علامه عبدالعلی بیرجندی ،در نشستی در این سازمان از فرش «نماد صلح» اثر هنرمندان خراسان جنوبی رونمائی شد.
در سال 1392 در اجلاس رهبران در سی و هفتمین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو از فرش « تقارب فرهنگها» اثر استاد جمشیدی از استان قم رونمائی شد که در همه ی موارد ،تحسین همگان رابه همراه داشت و این پرسش مطرح شد که آیا مهر اصالت یونسکو به این فرشهای ناب تعلق گرفته است یا خیر؟
پیشنهاد شد ، خانواده فرش هم به حوزه مهر اصالت یونسکو بپیوندد تا از این فرصت هم برای معرفی بیشتر این هنر و صنعت ملی بهره گرفته شود
اشاره ای به دیپلماسی فرش داشتید و اشاره کردید به پیوند سطوح محلی و استانی با سطوح ملی و بین المللی برای توفیق در این زمینه .لطفا مقوله دیپلماسی فرش و ابعاد آن رابیشتر توضیح دهید.
گفته شد بخواهیم یا نخواهیم محیط تصمیم سازی و تصمیم گیری ما در مورد فرش مانند هر پدیده سیاسی و فرهنگی و اقتصادی محاط به محیط بین الملل است، در این حوزه چه خارج نزدیک و چه خارج دور تاثیر گذار است.
مراد از خارج نزدیک ، سطح منطقه ای و همسایگان است و منظور از خارج دور ، حوزه ی عام بین الملل می باشد، به چند نمونه از ظرفیت فرش ایرانی به عنوان سفیر فرهنگی اشاره شد و قدرت مانور آن در عرصه دیپلماسی مورد تاکید قرار گرفت.
دیپلماسی فرش اعم از تجارت خارجی فرش است و نگاهی جامع تر به این هنر و صنعت اصیل بومی دارد.
در دیپلماسی فرش به حوزه های فرهنگی و هنری توجه خاص می شود ؛ حوزه هائی که امروزه در عرصه دیپلماسی عمومی جایگاه ویژه ای دارند، توفیق در این ساحت از دیپلماسی به سان سایر ساحتها ، الزامات و پیش شرطها و لوازمی دارد.
نگاه و رویکرد صرفا تجاری به فرش در شان و مرتبه این میراث فرهنگی ملی نیست و جایگاه آن را در جهان تقویت نمی کند، فرش ایرانی پیش و بیش از هر چیز یک میراث فرهنگی است که در طول هزاره ها دست به دست به ما رسیده است.
فرش ایرانی پیش و بیش از هر چیز یک هنر والا و متعالی است، فرش ایرانی یکی از مهمترین صنایع دستی است، رویکرد تجاری به فرش در مراحل بعدی است که البته در جای خود مهم و کلیدی است و در روند رشد و توسعه اقتصادی کشور جایگاه مهمی داردو این مهم با نگاه و رویکرد فرهنگی قابل احیا و تحقق است.
البته به دلیل اهمیت بعد تجاری در دیپلماسی فرش ، به نکاتی اشاره می شود، آیا وقت آن فرا نرسیده است که به یکپارچه سازی صنایع دستی و تجمیع همه حوزه ها از جمله فرش اندیشید.
البته این موضوع نیازمند کار تخصصی و کارشناسی است و باید در خانواده دولت با بهره گیری از تجربه اهالی این رشته و خبرگان و متخصصان ، ابعاد و زوایای گوناگون آن مورد بررسی قرار گیرد تا تصمیم گیری برپایه جمع بندی علمی و کارشناسی باشد.
آن گونه که سوابق نشان می دهد در چند سال گذشته این بحث مطرح بوده است و امید است در این دوره از مسوولیت مدیران متولی امر در حوزه صنایع دستی و حوزه بازرگانی ، این موضوع به نتیجه ی مطلوب برسد.
همانگونه که گفته شد موفقیت در دیپلماسی فرش الزامات و پیش شرطهائی دارد، علاوه بر آنچه گفته شد، به چند نکته ی دیگر برای حضور موفق فرش ایرانی در عرصه ی بین الملل اشاره می شود.
** پس از بحران های اخیر ، شاهد کاهش تقاضای برای فرش دستباف بودیم
از منظر اقتصادی و تجاری ، زمانی فرش نزد جوامع به عنوان کالای سرمایه ای جایگاه خاصی داشت، اما امروز دیگر آنچنان سرمایه گذاری صورت نمی گیرد با بحران های اقتصادی در دو دهه گذشته نیز، شاهد کاهش تقاضای جهانی برای فرش دستباف بودیم.
همچنین ورود کالاهای جانشینی چون پارکت و موکت ، نیاز به فرش دستباف را کاهش داد و با کاهش تقاضا ، صادرات هم افت کرد.
علاوه بر آن با حضور رقبائی روبرو هستیم که از یک سو با بداخلاقی نقشه ها و طرحهای ایرانی را تقلید کرده و تولید می کنند و از سوی دیگر با کاهش دادن شدید قیمت تمام شده ولو از نظر کیفیت هم در بسیاری موارد نازل تر باشد ، مشتری کم اطلاع و یا بی اطلاع را جذب خود کرده و بازار را از کف تولید کننده و صادر کننده ایرانی می رباید.
البته با وجود این ، فرش ایرانی با تکیه بر تنوع زیاد طرح و نقشه و کیفیت مناسب توانسته است شهرت جهانی خود را حفظ کند و اضافه شدن نام ایران یا نقشه های استانهای ایران در تولیدات رقبا به همین دلیل برای کسب وجاهت و آبرو است.
برای آن که بیش از این از بازار عقب نمانیم و رقابت گذشته را حفظ کنیم، باید قیمت تمام شده فرش را در داخل کشور کاهش دهیم، هزینه های بالای تولید فرش در کشورمان شامل گرانی مواد اولیه و هزینه های بالای کارگر و نیروی کار و.... باید مورد بررسی دقیق قرار گرفته و برای آن چاره اندیشی شود.
در جهان رقابتی امروز که مشتری محوری حرف اول را می زند ، نمی توان به خواست ، نیاز و سلیقه مشتری توجه نداشت.
مشتری محوری و تقاضا محوری بر پایه ی نیاز سنجی دقیق و علمی و برای هر گونه سلیقه و نیاز کالای مناسب تولیدکردن یکی از پیش شرطهای مهم توفیق در تجارت فرش است.
کمبود اطلاعات تولیدکنندگان از خواست بازار و منطبق نبودن تولید با سلیقه مصرف کننده ، فرش ایرانی را با چالش فراوان در بازار جهانی روبرو می کند.
نمی توان با بازار یابی سنتی حضور موفقی در صحنه بین الملل داشت ؛ هم باید به بازارهای هدف جدید و بکر اندیشید و جستجو کرد و هم از شیوه های نوین بازاریابی بهره گرفت و مراکز نیازسنجی فعال داشت تا نیازها و سلائق مشتریان به موقع منتقل شود و درسبد عرضه شده به بازار برای هر نوع مشتری با هر سلیقه و سطح درآمدی کالائی داشت .
** هنوز نیز مردم جهان برای فرش خوب، پول خوب پرداخت می کنند
در مورد تبلیغات و برند سازی اشاره ای اجمالی شد، رکن دیگر تجارت خارجی فرش تبلیغات است، هم از ظرفیت رسانه های ملی باید بهره گرفت و هم حضور موثری در رسانه های بین المللی داشت و از هر فرصتی برای معرفی فرش ایرانی استفاده کرد و برند « فرش ایرانی» را جا انداخت.
جای یک شبکه تلویزیونی برای صنایع دستی از جمله فرش خالی است امروز بازاریابی الکترونیکی و فروش اینترتی سهم مهمی از بازار را به خود اختصاص می دهد و تولید کندگان و فروشندگان و صادر کنندگان فرش ایرانی هم باید حضور پررنگی در این عرصه داشته باشند.
باید یادآوری کرد که در صورتی که بازاریابی درست و صحیح صورت گیرد، هنوز نیز مردم جهان برای فرش خوب، پول خوب پرداخت می کنند، و همچنان افرادی در خارج هستند که فقط متقاضی فرش ایران هستند.
** خراسان جنوبی به عنوان یکی از کانون های فرش فاقد موزه بوده است
اجازه دهید به نکته ای که بی ارتباط با مقوله معرفی و تبلیغ فرش نیست اشاره کنم و آن وجود موزه فرش در استان است ، خراسان جنوبی به عنوان یکی از کانونهای فرش کشور به شمار می رود ، فاقد موزه فرش بوده است تا هم موجب حفظ نگهداری و حفظ مطلوب آثار هنری باشد و هم نمایشگاه و تریبونی برای عرضه ی این شاهکارهای هنری و مواریث فرهنگی. همچنین موزه یکی از جاذبه های گردشگری و از ابزارهای درآمد زائی به شمار می رود.
خوشبختانه اخیرا اقداماتی در این زمینه انجام شده است و انشاالله استان دارای موزه ای درخور و شایسته شود.
چهارشنبه و پنجشنبه این هفته ، همایش ملی فرش و جشنواره دانشجویی کشوری در خراسان جنوبی برگزار می شود ، به نظر شما ارتباط هنر و صنعت فرش با مراکز دانشگاهی چگونه است؟
سالهاست ارتباط صنعت و دانشگاه از موضوعات مهم جامعه است و امروز که از اقتصاد دانش بنیان سخن به میان می آید ، این بحث خود را بیشتر نشان می دهد، آن گونه که سوابق نشان می دهد و با یکی از صاحب نظران هم گفتگو داشتم ، قریب دو دهه است ، رشته فرش به عنوان یک رشته دانشگاهی در مراکز آموزش عالی مطرح است.
استاد این رشته که با وی گفتگو داشتم و دیدگاههای ارزشمند خود را برای اینجانب ارسال کرد ، پرسش مهمی مطرح نمود و آن ، این که از این امتیاز ارزشمند دانشگاهی ، چه چیز عائد جامعه فرش شده است؟
میزان اقبال طیف سنتی فرش به فارغ التحصیلان در چه حد بوده است؟ وی تاکید می کرد : از عمده دلایل توجیهی تاسیس رشته فرش در دانشگاهها، اثر بخشی در تولید فرش و تغییر رویکرد سنتی از طریق تربیت جوانان مستعد و تحصیل کرده در رشته فرش بوده است.
اما اکنون با گسترش کمی این رشته در دانشگاههای متعدد کشور ، شاهد خیل عظیم فارغ التحصیل فرش و پیوستن آنان به جمع فارغ التحصیلان بیکار میباشیم.
وی عدم پویائی مطلوب دفتر ارتباط با صنعت را در این حوزه را عامل کم توجهی مراکز دانشگاهی و مرکز ملی فرش می داند، او که خود سالها به تدریس این رشته پرداخته است ، به نکته مهم کاربردی اشاره کرد و گفت: تاچندسال اخیر، برای دانشجویان مقطع کارشناسی فرش حتی واحد کارآموزی پیش بینی نگردیده بود تا از این رهگذر ارتباطی اندک برای دانشجو با بدنه تولید فرش فراهم آید.
برخی براین باورند که مراکز دانشگاهی نگاهشان با رشته فرش در حد تنوع بخشی به رشته های دانشکده هنر یا دانشگاه و کسب امتیازات ارتقای رتبه بیش نیست و خود را مقید به تاثیر گذاری بر فرش نمی دانند.
در حالیکه با برگزاری منظم جشنواره ها و مسابقات ملی می توانند زمینه خلق آثار بدیع، متعدد و ارزشمند و نیز نوآوری در فرش را از طریق به فعالیت واداشتن استعدادهای جوانان دانشجو فراهم سازند.
این نکات مطرح شده از سوی این استاد ، قابل تامل بوده و همکاران دانشگاهی و متولی این رشته ها باید به آن پرداخته و بررسی لازم را به عمل آورند.
چه آنچه در بالا در امر تولید فرش و به روز سازی آن با بهره گیری از شیوه ها و روشهای نوین در قالب تربیت نیروهای جوان هنرمند و با پشتکار و علاقه مند در مراکز علمی بیان شد و چه آنچه در حوزه ی بازاریابی و فروش و تبلیغات و صادرات مطرح شد ، نیازمند ارتباط وثیق صنعت و هنر فرش با مراکز آموزشی و پژوهشی است.
اینکه دانشجوی فرش در کارگاه فرش و به صورت عملی و کاربری بیشترین وقت آموزشی خود را بگذراند ، شرط اولیه توفیق این رشته دانشگاهی در پاسخ به نیاز این صنعت و هنر است.
علاوه بر آن در یک ساز و کار منطقی که علی القاعده در حوزه در ارتباط دانشگاه با صنعت تعریف می شود ، نیازهای حوزه فرش باید به بخشهای آموزشی و پژوهشی منتقل شود تا در قالب تربیت نیرو و انجام پروژه های پژوهشی به این نیازها پاسخ داده شود.
در مقابل هم متولیان صنعت فرش در بخشهای دولتی و خصوصی به ابعاد علمی فرش و تربیت و به کار گیری نیروی انسانی ماهر توجه داشته و در قالب بورسهای تحصیلی از دانشجویان حمایت و نیازهای خود را در قالب طرحهای پژوهشی به این مراکز سفارش دهند.
پس از بیست سال حضور فرش در دانشگاه ، مناسب است در کارکرد رشته ی فرش و نتایج تربیت نیروی انسانی و مطالعات و پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه بازنگری اساسی شود و جامعه ی فارغ التحصیلان حوزه فرش مورد مطالعه قرار گرفته و سامان دهی شوند.
مراکز دانش بنیان مورد نظر که امروز از سوی مسوولان مورد تاکید است ، در حوزه فرش هم قابل تعمیم و راه اندازی است، می توان با شکل دادن به شبکه های ناظرین فرش و تشکیل شرکت های خدمات مشاوره ای ، به جذب و اشتغال فارغ التحصیلان فرش یاری رساند تا هم آنان گرفتار معضل بیکاری نشوند و هم جامعه سنتی فرش از این ظرفیتها و توانها بهره مند شود.
همایش مهرماه فرصتی است برای بررسی و واکاوی بیشتر این موضوعات و پررنگ کردن نقش مراکز علمی و تحقیقاتی در این حوزه.
** در پایان به عنوان جمع بندی اگر نکات و ملاحظاتی دارید بفرمایید.
از منظر یک ناظر بیرونی و یک خدمتگزار حوزه مواریث فرهنگی نکاتی چند مطرح شد تا درآمدی بر مطالعات و برنامه ریزی های جامع تر قرار گیرد و افکار عمومی هم با موضوع و اهمیت آن بیشتر آشنا شوند و متولیان امر در بخشهای دولتی و خصوصی عنایت بیشتری به موضوع داشته باشند.
به عنوان جمع بندی ، در چند سطح و از منظرهای مختلف ، به صورت خلاصه پیشنهاد های مورد نظر که قبلا هم به مناسبتهایی بیان شده را مطرح می کنم.
مخاطبان این پیشنهادها اعم از بخشهای دولتی، تقنینی و اجرائی ، علمی و دانشگاهی ، و... و بخشهای خصوصی و تعاونی و در سطوح استانی وملی می توانند باشند.
نخست ،جامع نگری و همه جانبه نگری در سیاستها و برنامه های احیا و گسترش دامنه فرش در سطوح استانی و ملی و در ابعاد تولید ،عرضه و صادرات.
** هم افزائی بخشهای دولتی ، خصوصی
دوم: هم افزائی ظرفیتهای بخشهای دولتی ، خصوصی و تعاونی و پرهیز از بخشی نگری و یا انداختن بار مسوولیت به دوش یکی از بخشها و مسوولیت ناپذیری، تاکید می شود که تصدی گری ، حوزه اجرا ،سرمایه گذاری و بهره برداری باید توسط بخش خصوصی با پشتیبانی سطح حاکمیتی صورت گیرد.
فراهم کردن تسهیلات مالی ، ارزی ، گمرگی ، فرودگاهی ، صادراتی ، کمک در امور تبلیغات و بازیاربابی ، آموزش و پژوهش و سایر حمایتهای لازم توسط نهادهای حاکمیتی انجام شود.
سوم: فعال شدن بخش خصوصی در قالب تشکلهای صنفی توام با سیاست و برنامه جامع با هم اندیشی با بخشهای علمی و اجرائی و پیشگامی در کلیه برنامه های احیا و گسترش حوزه ی فرش در سطوح استانی و ملی و نداشتن انتظاراتی که در واقع مسوولیت ذاتی بخش خصوصی است.
کنسرسیوم پیشنهادی توسط اتحادیه تولیدکنندگان و بافندگان فرش خراسان جنوبی از این جمله است که باید بخش خصوصی با هم افزائی توان و ظرفیتهای فراوان و البته پراکنده ، با مدیریت مطلوب و جلب حمایت بخش دولتی آن را سامان دهد.
می توان به عنوان نقطه عزیمت و پایلوت طرح کنسرسیوم ، تشکیل شرکت سهامی قالیشوئی در استان توسط اتحادیه تولیدکنندگان و بافندگان فرش دستباف در دستور قرار گیرد،توفیق در این طرح و تجربیات بدست آمده ، توشه راه حرکت مهم بعدی خواهد بود.
چهارم: تشکیل فراکسیون فرش در مجلس شورای اسلامی برای حمایتهای قانونی و وضع قوانین و اصلاح قوانین موجود و کمک به حل معضلات و مشکلات این هنر وصنعت ؛ نمایندگان محترم استان می توانند پیشگام شده و نمایندگان استانهای فرش خیز را همراه کنند.
پنجم : ایجاد شورای عالی فرش در استان و فعال سازی کارگروه های تخصصی حوزه فرش.
تمرکز زادئی از این موضوع و معطف نکردن نگاهها صرفا به مرکز و منتظر دستورات کشوری نبودن و طراحی ابتکارات استانی براساس اولویتهای استان و مزیتهای نسبی آن لازمه ی توفیق در ارائه و اجرای چنین طرحهائی است.
ششم: طراحی برند «فرش ایرانی « و زیرشاخه های استانی و منطقه ای آن برای یکپارچه سازی حضور فرش ایران در بازارهای بین المللی.
هفتم: انسجام بخشی به حوزه های گوناگون فرش مرتبط با عرصه بین الملل با تعریف جامع «دیپلماسی فرش» و پرهیز از نگاه صرفِ تجاری به فرش.
هشتم: بررسی موضوع تجمیع دو باره فرش در خانواده بزرگ صنایع دستی و بهره مندی از این ظرفیت برای حمایت از فرش ایرانی در عرصه بین الملل از جمله حمایتهای معنوی یونسکو مانند طرح مهر اصالت و....
نهم: تلاش تولیدکنندگان برای رقابتی کردن محصولات در بازار آشفته ی بین المللی که رقبا با بداخلاقی طرحهای ایرانی را تقلید و با کاهش قیمت تمام شده وارد بازار می کنند ، باید برای کاهش قیمت تمام شده برنامه ریزی کنند.
البته این موضوع ابعاد گوناگون اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی در سطوح ملی و بین المللی دارد که باید مورد بررسی جامع قرار گیرد.
دهم: طرحهای جامع بازاریابی و تنوع دادن به بازارها و توجه به بازارهای بکر و جدید و تبلیغات مناسب با بهره گیری از ابزارهای نوین اطلاع رسانی به ویژه فضای مجازی و شبکه های بین المللی تلویزیونی(با تاکید بر شبکه های ملی به زبانهای مختلف ) و طراحی سامانه ی قوی فروش اینترنتی و نیازسنجی از نیاز و سلیقه مشتری در کنار رویکرد میراثی و فرهنگی به فرش داشتن از جمله شروط حضور موفق در عرصه جهانی است.
یازدهم: طراحی موزه فرش خراسان جنوبی با بهره گیری از اماکن تاریخی موجود و البته تجهیز آنها با ابزارهای نوین حفظ و نگهداری.
موقوفات تاریخی استان به همراه فرشهای نفیس موقوفه می تواند نقطه عزیمت برای طراحی یک موزه اصلی در مرکز استان و موزه های فرعی در شهرستانها باشد.
** استفاده از ظرفیت های گردشگری
دوازدهم: بازنگری در رشته های دانشگاهی فرش و متناسب سازی آن با نیاز هنر و صنعت فرش و تعامل سازنده دانشگاه و صنعت دستی فرش به منظور تربیت نیرو و انجام پژوهشهای کاربردی براساس درخواست صنعت از یک سو و سفارش نیازها توسط صنعت به مراکز آموزشی وپژوهشی در قالب پروژه ها و بورسیه های تحصیلی.
سیزدهم : جذب و ساماندهی دانش آموختگان رشته فرش در قالب شرکتهای دانش بنیان و شبکه ناظران فرش و تشکیل شرکت های خدمات مشاوره ای.
نکته پایانی به عنوان چهاردهمین نکته: استفاده از ظرفیت گردشگری و برگزاری جشنواره ها برای معرفی هرچه بیشتر هنر و صنعت فرش دستباف.

خبرگزاری ایرنا

منبع :