نواحی و مناطق قالی بافی

مراکز بافندگی قشقایی

ایل قشقایی بزرگ ترین ایل فارس و حتی ایران است که پیشینه ی مهاجرت آنها به سرزمین فارس به چند قرن قبل برمی گردد. بنابر شواهد تاریخی تیره های مختلف این ایل از ناحیه ی غربی دریای خزر (آذربایجان و قفقاز) و همچنین ناحیه های شرقی آن (ترکمنستان و نواحی شمال خراسان) به این سرزمین کوچانیده شده اند.

 

مولف فارس نامه ی ناصری تیره های قشقایی را از بازماندگان ترکان خلج می داند که از مقابل لشکریان سلطان محمود غزنوی گریخته و به فارس مهاجرت کرده اند و شاید وجه تسمیه ی قشقایی به لحاظ اشتقاق آن از فعل قاچماق باشد که در زبان ترکی به معنی گریختن است که در ابتدا به صورت قاچ قایی درآمده و سپس به قشقایی تبدیل شده است.

قالی بافی پیشه و هنری است که در میان دختران و زنان این ایل مرسوم است و دست بافت های آنها به نام قالیچه های ترکی شیرازی شهرت پیدا کرده اند. این دست بافت ها بیشتر جهت استفاده های شخصی یا به عنوان جهیزیه بافته می شوند و به این لحاظ کمتر در معرض خرید و فروش قرار می گیرند.

بافندگی قشقایی ها مانند سایر عشایر بر روی زمین و بر روی دارهای افقی و بدون نقشه صورت می گیرد. به طور معمول هنگام بافندگی از قالیچه ی دیگری که به آن دستور می گویند الهام گرفته و کار بافت را انجام می دهند.

همسر یکی از مستشرفین فرانسوی به نام مادام دیولافوا در کتابی به عنوان (مسافرت دیولافوا به ایران و کلده)در شرح خاطرات سفری که در سال 1884 میلادی به اتفاق شوهرش به ایران داشته درباره ی قالی بافی عشایر فارس چنین می نویسد :

چادر قبایل فارس انسان را از آفتاب حفظ می کند ولی از سرما نگه داری نمی کند ....

در انتهای چادر دستگاه قالی بافی وجود دارد که بر روی زمین گسترده شده است. وقتی که این ایل کوچ می کند این دستگاه را لوله کرده و بر قاطر و یا الاغ بار می کنند و هرجا که دوباره منزل کردند دستگاه را گسترانیده و مشغول کار می شوند. بنابراین اگر به واسطه ی انتقال دستگاه حاشیه ی فرش کج شود و رنگ ها اختلافی پیدا کردند باید زنان ایل را معذور داشت. این زنان بدون نقشه کار می کنند و راهنمای آنها فقط آموزش های خانوادگی است که از مادر به آنها می رسد ، همچنانکه دستور رنگ آمیزی را هم یاد می دهند. رنگ های نباتی را که آنها به کار می برند ثابت و بادوام هستند و در آفتاب و باران تغییر نمی کنند و برای دو و یا سه نسل قابل استفاده هستند.

ایل قشقایی به شش طایفه به شرح زیر تقسیم می شود :

عمله ، شش بلوکی ، دره شوری ، فارسی مدان ، کشکولی بزرگ و کشکولی کوچک که در میان طوایف فوق قالی بافی در میان تیره کشکولی بزرگ از اهمیت بیشتری برخوردار است. بیشتر قشقایی ها تار و پود فرش های خود را از پشم انتخاب می کنند. گاهی پشم بز و شتر را نیز به کار می برند. تار فرش های آنها ضخیم و به رنگ های قهوه ای مایل به سیاه است.

پرز دست بافته های آنها بلند و رنگ های مسلط در فرش های این ایل قرمز ، قهوه ای ، آبی و زرد طلایی است. قشقایی ها به طور معمول در اندازه های ذرع و نیم ، پرده ای ، شش متری و مربع چهار متری می بافند.

گره فرش های آنها از نوع باز و به عبارتی دیگر از نوع گره فارسی است. بافنده های خوش سلیقه ی ایل گاهی در لواره دست بافت های خود منگوله های زیبا و رنگارنگی می دوزند. کیفیتی است که در برخی از فرش های قدیمی لرستان و ساروق نیز دیده می شود. قشقایی ها علاوه بر بافته قالی و قالیچه برای رفع احتیاجات خود و یا بر حسب تقاضای بازار ، به کار بافت رو اسبی و خورجین و جای رختخواب و همچنین گلیم های ساده و یا سوزنی شده نیز می پردازند. اگر این دست بافته های زیبا و شاد در بین عشایر چادر نشین محلی بر روی اسب و قاطر دارند ، در عوض در آپارتمان های مجلل اروپایی مکانی بر روی کاناپه یا مبل برای خود  یافته و یا جایگزین تابلوهای نقاشی در روی دیوارهای داخلی ساختمان می شوند.

بافنده ایل قشقایی از روی طرحی که به نام هزار گل شهرت پیدا کرده است ، گاهی نیز با نام نقش ناظم شناخته می شود ، قالیچه های جانمازی ظریفی می بافند که در بازارهای داخل و خارج مورد استقبال بسیار است. بی مناسبت نیست که این طرح را به دلیل نقش ها و آذینه هایی که بر روی آن منقش است طرح سرو و سوسن نیز بنامیم. طرحی است که در آن متن فرش به صورت محرابی طراحی شده است و ستون های این محراب را دو نیمه طولی درخت سرو که به حاشیه ی متن چسبیده اند تشکیل می دهند. سر ستون ها و به عبارتی نوک درختان سرو به وسیله ی قوس کنگره داری به یکدیگر متصل شده و قوس دیگری با اتصال زیر ستون ها به یکدیگر کف محراب را می سازد. از گلدان بزرگی که بر کف محراب نهاده شده است شاخه هایی مملو از برگ ها و گل های نرگس و سوسن که در دشت های فارس به وفور می رویند و تواما با درخت سرو که به نمادهای طبیعی شهر شیراز معروفند همراه با سایر ترکه های گلدار بیرون آمده و تمام زمینه ی فرش را می پوشانند.

بیشتر پژوهشگران مبدا پیدایش این طرح را در میان بافنده های قشقایی جستجو می کنند. در حالی که شماری دیگر از آنها اصل این طرح را از هندوستان می دانند. یان بنت (Ian Bennett) در مورد این طرح چنین اظهار می کند : قالیچه ای با طرح هزار گل قشقایی تقلیدی از فرش های هندی مغولی این طرح هستند. در صورتی که محققان ایرانی مستندات دیگری را ارائه می کنند از جمله به نقش هایی اشاره می کنند که با پیروی از این طرح بر روی کاشی کاری های مسجد گوهر شاد مجسم شده که قدمت آنها بسیار جلوتر از کهن ترین فرش های هندی بافته شده با این طرح است.

طرح های ترنج دار ، بته ای ، درختی ، مرغی ، گل سرخی و محرابی که دلخواه بافنده های این ایل است همگی در سبک های هندسی و شاخه شکسته بافته می شوند. فرش های قدیمی آن گاهی تحت تاثیر نقشه های قفقاز و به ویژه ناحیه ی شیروان است. یکی از علائم تشخیص بافته های قدیمی این ایل از فرش های قفقاز این است که تار فرش های قشقایی قهوه ای مایل به سیاه است در حالی که دست بافته های قفقازی تارهای روشن تری دارند.

قشقایی ها همچنین قالیچه هایی با طرحی کاملا مشخص که اصطلاحا گبه شیری نامیده می شوند نیز می بافند. در متن این گبه ها به طور معمول نقش یک و یا دو شیر بزرگ در قسمت میانی و یا چند شیر در ردیف های موازی دیده می شود. با توجه به سوابق تاریخی و معتقدات مذهبی و سنتی و اهمیتی که شیر در میان اهالی این سرزمین دارد ، به نظر می رسد که طرح و بافت گبه های شیری از ابتکارات عشایر فارس و از جمله قشقایی ها می باشد. حجت ما در بیان این مطلب وجود نقش شیر در کتیبه های تخت جمشید و بسیاری از سکه ها و ظروف و بافته های دوره ی ساسانیان و همچنین تجلیلی است که مردم این خطه از بزرگان و دلاوران خود با قرار دادن شیرهایی سنگی بر روی قبرهای آنها می نمایند ( مانند شیرهای سنگی گورستان های دشت ارژن شیراز و دشت روم در یاسوج).

منبع : افسانه جاویدان فرش ایران

منبع :