نواحی و مناطق قالی بافی

بررسی سوابق قاليبافی در گناباد

می توان اين منطقه را در ميان آن گروه از مناطق توليد و عرضه قالی در خراسان منظور نمود كه سابقه قالی معاصر آن به سالهای قبل از جنگ دوم جهانی (1318) باز می گردد. احتمالا در يك يا دو دهه قبل از شروع سده ی1300 هجری شمسی نيز قاليبافی به سبك و روش امروز قاليهای خراسان و با اسلوب جديد رايج بوده است.


اگرچه امروزه قاليبافی در گناباد از هر حيث قابل مقايسه با ديگر شهرهای استان نيست و كاهش كيفيت در بافته های آنها تا حدودی خودنمايی می نمايد اما منابع موجود و مستند حكايت از فعاليت چشمگير اين ناحيه در سالهای دور گذشته دارد.امروز با نگاهی در خيابانهای كوچك و محدود گناباد بجز چند مغازه انگشت شمار نمی توان مكان قابل توجهی برای مشاهده دست بافهای اين ناحيه پيدا نمود.
به عبارتی عليرغم وجود عوامل لازم و تامين مواد اوليه به ويژه در سالهای اخير،گرايش قابل توجهی از سوی مردم جهت بهبود كمی و بالاخص كيفی در اين بخش از اقتصاد منطقه ای و به عبارتی در اين بخش از فعاليت اقتصادی مردم مشاهده نمی گردد و عليرغم افزايش تعداد دارهای قاليبافی در سطح منطقه، تحول و جنبشی در جهت بهبود اين صنعت وجود نداشته و لذا در سطح فرشبافی استان، نام گناباد كمتر خود می نماياند.
اما آنچه كه باعث توجه بيشتر هر پژوهنده ای به صنعت قاليبافی در اين ناحيه می گردد، تنوع و كيفيت توليدات سالهای اخير بلكه قدمت و سابقه خاص گناباد در اين زمينه می باشد.
سابقه ای كه نشان از توجه خاص متنفذين و و بزرگان اين ناحيه به قالی و قاليبافی می باشد و اين خود می تواند نشان از ريشه دار بودن قاليبافی در میان مردم گناباد و اطراف آن باشد.
در میان مناطق مهم قالیبافی حومه گناباد، روستاهای آسياب و بيلند واقع در دهستان دولوئی و همچنين روستاهای رهن و ورياب در دهستان حومه و همچنين روستای نوغاب از قديمی ترين مناطق قاليبافی گناباد هستند كه تاريخ فرشبافی در آنها احتمالا\" به سالهای اوليه شروع اين صنعت در گناباد باز می گردد و بنا به ادعا و گواه بسياری، روستای باغ آسياب كه در ميان اهالی به باغ سياه شهره گشته، اولين منطقه در شروع قاليبافی گناباد می باشد.
ارتباط دو كمپانی خارجی وابسته به كشور های آلمان و انگليس در سالهای قبل از 1317 با توليدكنندگان فرش گناباد به ويژه در باغ آسياب، يكی از دلايل اصلی قدمت و اهميت قاليبافی در گناباد به ويژه روستای مذكور می باشد. احمد باغ آسيابی از معروفترين و شناخته شده ترين توليدكنندگان فرش دستباف گناباد بوده است كه بخش مهمی از توليدات وی بر اساس طرحهای سفارش داده شده از طرف كمپانيهای خارجی بوده است.
به طور همزمان با با احمد باغ آسيابی، قوام ناصری در روستای رياب و معين الاشراف در روستای نوغاب واقع در 3 كيلومتری جنوب گناباد كه از ثروتمندين و متنفذين آن دوران بودند نيز به عنوان ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در منطقه گناباد فعاليت داشتند كه به عقيده بسياری از نظر قدمت و سابقه فعاليت در اين زمينه نسبت به مرتضی احمد باغ آسيابی دارای سوابق بيشتری هستند. ليكن توليدات مرتضی احمد بنا به اظهار تجار و دست اندركاران از كيفيت و برتری خاصی برخورداربوده است. در مورد قوام ناصری و فعاليت های وی هيچگونه اطلاعی در دست نيست ليكن پس از مرگ معين الاشرف پسر وی به نام حاج آقا معاوت، كار پدر را ادامه داد. توليدات وی تماما با مارک معاون التجاره عرضه می گشت. تاريخ فوت اين دو قبل از ميرزا احمد باغ آسيابی می باشد. در حال حاضر برخی از موقوفات معين الاشرف باغ آسيابی مانند سنگهای آسياب وقفی كه نام وی بر روی آنها حك شده در روستای نوغاب موجود است.
از دیگر افراد مشهور در فرش دستباف گناباد،سید حسن صالحعلیشاه می باشد.صالحعلیشاه پسر ملانور علیشاه از مجتهدین روزگار خود بود که بارگاه وی،پدرش و فرزندش هم اکنون زیارتگاه بسیاری می باشد.صالحعلیشاه اگرچه خود تبحری در بافت واصول فرشبافی نداشت،ولی به دستور او تعداد زیادی فرش های نفیس در بیدخت گناباد تهیه گردید که همگی جهت مفروش نمودن زیارتگاه پدرش مرحوم نورعلیشاه بود،که براساس نقل قول یکی از تجار وبافندگان قدیم گناباد که خود در حدود 30 سال قبل تعدادی از بافته های کهنه و با ارزش آنها را خریداری نموده بود،در بالای فرش و بر روی حاشیه کوچک همگی این قالیها عبارت «هو121» به چشم می خورد.تمامی این فرش ها توسط تجار و خریداران گناباد،مشهد و تهران خریداری و در حال حاضر هیچ نمونه ای از آنها موجود نیست.
علی جان محمود زاده و حاج عباسعلی بيلندی از ديگر توليدكنندگان سالهای دور گذشته می باشند که فرش های آنها بسیار نادر و در زمان خود در زمره فرشهای به نام ومشهور منطقه بوده اند. همزمان با قوام ناصری دریاب و معین الاشرف در نوغاب،علی شریعت زاده از دیگر تولید کنندگان فرش در روستای جويمند گناباد بوده است. به طور كلی شايد بتوان مطابق با اطلاعات موجود، فرشبافی در گناباد را به 2 دوره ی نسبتن متمايز تقسيم نمود كه بيشترين تفاوت توليدات اين دو دوره از لحاظ سبك طرح و نقشهای مورد استفاده می باشد.
1- دوره اول: از زمان شروع قاليبافی تا قبل از جنگ جهانی دوم (1318). دراين زمان استفاده از طرحهای سفارش شده توسط كمپاتيهای آلمانی و انگليسی بخشی خاص از طرحهای فرش اين ناحيه را به خود اختصاص داده و يا تاثير ويژه ای در نقوش ديگر فرشها برجای گذاشته است.
2- دوره دوم: دورهء پس از جنگ و گرايش به طرحهای اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی به همراه حفظ رجشمار پايين، ويژگی فرشهای اين دوره می باشد كه در دهه های اخير با توجه به حفظ اين نقشه ها و عدم تحرك و جنبش در دگرگونی نقشها و صرفا\" افزايش رجشمار فرشها تا حداكثر30و 35 بيانگر حفظ شيوه های بافت و عدم اشتياق به تحول در طی 50 سال می باشد.

کتاب منبع:پژوهشی در فرش ایران،تورج ژوله،صفحات180و181

منبع :