نواحی و مناطق قالی بافی

فرش نایین (قسمت پنجم)

اصالت طرح : به طور کلّی می توان طرح اصیل را طرحی برخواسته از یک فرهنگ تلّقی کرد ، که ممکن است دارای هویّت قومی (طرح معروف به لیلیان ارمنی باف یا ترکمن و قشقایی) ، هویّت آیینی و اسطوره یی (بوته و ماهی مظهر درخت مقدّس و مهرومیترا) ، هویت تاریخی (گردونه ی آریایی ) ، هویّت مذهبی (محرابی و جانمازی) ، هویّت جغرافیایی (هریس و قفقاز)، معماری و هنر ایرانی (لچک و ترنج و اسلیمی) و غیره باشد. بسیاری از فرش های ایرانی ، به خصوص انواعی که متعلّق با ایلات ، عشایر ، قبایل و روستاهای ایران است ، در ذهنی ترین شکل خویش متاثّر از این فرهنگ و دارای نوعی از هویّت های ذکر شده اند.

 

در قدرت و قابلیّت برخی از این طرح ها همین بس که پس از انتقال از خاستگاه خویش ، علی رغم این که در مناطق دیگر به سهولت جذب و پذیرفته می شوند حتّی از حال و هوای منطقه تاثیر می پذیرند ، هویّت اصلی خویش را حفظ می کنند و حتّی به نام اصلی خویش نامیده می شوند. از این دست طرح ها می توان به طرح های بوته ، ماهی ، لچک ترنج ، محرمات و محرابی اشاره کرد.

در اینجا می توان دریافت که طرح ها و نقوش مراکزی نظیر کرمان ، اراک و همدان ، علی رغم آن که در شرایطی ، اجبارا در مقابل طرح های وارداتی به وسیله ی کمپانی های خارجی تا حدودی عقب نشینی می کند ، ولی جز یک یا دو طرح به نام گوبلنی و دسته گلی (گل فرنگ) را که نوعی سنخیّت با طرح های ایرانی دارد ، در فرهنگ خویش نمی پذیرد . دیگر آن که انواع آنچه امروز به صورت تابلو های هزار رنگ ، با انواع مفاهیم خودی و بیگانه ، هر چندگاه به عنوان اثر هنری پذیرفته می شود ، جز جریان گذرایی در حاشیه ی حرکت هنر ملّی نیست.

کلام آخر آن که طرح های اصیل ایرانی ، از آن نوع که با تاریخ و فرهنگ و سایر هنرهای سنتّی ما ارتباط تنگاتنگ دارد ، نظیر تمام کالاها و پدیده ها و صنایع دیگر نقاط عالم که شناسنامه های بومی ، قبیله یی ، سنتّی و ملّی دارند ، این زمان ارزشی فرا وطنی و جهانی دارد و قدرت و قابلیت فرهنگی آن را فرش های موجود در موزه ها و گالری و نیز پزوهش های محقّقان و کارشناسان جهانی و اشتیاق حسرت آلود مقلّدین غیر ایرانی ، در دفتر آثار جهانی به ثبت رسانده است. هرگز غبار کهنگی و نابودی بر این طرح ها نخواهد نشست ، همان طور که بر نقوش اسطوره یی قومیّت های ایرانی و بر نقوش گنبد های فیروزه یی مساجد اصفهان ، نقوش شیری تخت جمشید ، مینیاتورهای بهزاد و رضا عبّاسی و گل و مرغ لطفعلی خان شیرازی نشان مرگ نخواهیم دید. تمام آنان که دم از کهنگی و تکرار در طرح های ایرانی می زنند ، باید بدانند که هیچ هنری و هنرمندی در عالم نتوانسته است بدون پیوند و رابطه عقلایی (و عاطفی) با محیط و گذشته ، بر مسیر حرکت یک جریان فرهنگی اثر بگذارد ، و کسانی که به خود اجازه داده اند به بهانه ی نوآوری ، دست به تغییر و تبدیل و بعضاً تخریب هنرهای ملّی بزنند ، اگر بدون آگاهی و اعتقاد و به قصد سود جویی به این کار مبادرت ورزند ، در مقابل تاریخ و فرهنگ مردم خویش مسئولند.

بدیهی است ایجاد تحّول ، یا کاربرد اندیشه های نو در یک فرهنگ سنتّی و کهن نباید غیر مسئولانه باشد ، و ما هموارع درباره ی ضرورت این امر و شرایط آن در موارد مختلف سخن گفته ایم. ای کاش کسانی که واقعاً قصد خدمت به فرهنگ و هنر این سرزمین و به خصوص فرش را دارند ، خود را موظّف می دانستند که به مراکز باف قالی ، به خصوص نقاطی که سابقه و قدمتی در این امر دارند ، اعم از مراکزی که فرش آنها امروزه دارای ارزش اقتصادی است ، یا در شرایطی انفعالی قرار دارند ، سفر کنند تا عملاً با غنای گسترده ی فرهنگی که در این مناطق به دست مردم عادی حفظ شده است ، رو در رو قرار گیرند.

بسیاری از مردم حتّی آنان که به طور سنتّی و یا برحسب علاقه در کار طرّاحی فرش قدم         گذاشته اند از این مطلب اطلاع ندارند که زمینه ی ناشناخته ی طرح های فرش در این سرزمین تا چه حد وسیع است و کار و فعّالیّت برای شناسایی و استفاده از آنها ، برای سالیان متمادی ، فرش ایران را از هر گونه نوآوری غیر متعارف بی نیاز خواهد کرد .

درباره نقوش و طرح های سنتّی ایرانی زیاد گفته شده است ، ولی باید بی افزاییم تعداد محدودی کشور در جهان وجود دارند که علاوه بر آثار و نشان های رسمی نظیر پرچم و سرود ، از سمبل های دیگری نظیر خرس ، شیر ، عقاب ، و اژدها استفاده می کنند ، که نماد یک سابقه یا حادثه تاریخی است. علاوه بر آن بعضی ملل از جریان فرهنگی ، نظیر موسیقی در وین ، نقاشی در هلند ، یا معماری در ایتالیا ، در بیان هویّت خویش بهره می گیرند. در این میان شاید ایران استثنایی باشد که عصاره ی صدها سال فرهنگ و تمدّن خویش را به صورت ترکیبی زیبا از اسلیمی ها و ختایی ها و رنگ های لطیف و عارفانه ، به صورت سفیری به نام فرش به سراسر جهان گسیل کرده است. ما امروزه با نهایت حیرت ، شاهد تاثیر شگرف طرّاحی سنتّی ایران مبتنی بر گل و برگ و نقوش شیوانده (استیلیزه شده) در تمام عالم و بر تمام سلیقه ها هستیم و این بر هیچ چیز جز قابلیّت ذاتی این طرح ها گواهی نمی دهد.

به هر طریق ، این دسته از طرح ها اگر چه علی رغم قابلیّت ذاتی و هویّت فرهنگی و گستردگی کاربرد خویش ، قابل تعمیم بر کلّ طرّاحی فرش نیستند (و نیازی نیز بر این امر نیست) ، ولی تا این تاریخ در محدوده ی کاربرد خویش ، به استعانت قدرت خلّاقه و نیروی ابتکار جمعی از هنرمندان طرّاح ، به اوج جذّابّیت رسیده اند.

اصالت رنگ: شاید امروزه با پیشرفتی که در زمینه ی رنگ های صنعتی و شیمیایی به وجود آمده و توان بالقّوه ی این رنگ ها در تولید همه گونه فام رنگی و ترکیبات آنها ، سخن از امیتاز رنگ های کهن سنتّی نظریه یی آمیخته با تعصّب تلقّی شود. ولی ایرانیان از دوران بسیار دور ، از استادان بزرگ نقّاشی ایرانی نظیر بهزاد و سلطان محمّد از رنگ ، و نقوش رنگین بناهای تاریخی و صدها برگ مرقّع و آثار تزیینی دیگر ، گواه این مسئله است. برای اثبات این کیفیّت می توان به کاربردهای خاص در هنر های عام تر مثل نقّاشی اشاره کرد ، مانند استفاده ی هنرمندانه ی هنرمندان جهان نظیر رامبراند از رنگ های قهوه ای ، دلاکروا از رنگ های قرمز ، ون گوگ از زرد ، پیکاسو از آبی و صورتی ، دالی از سیاه و سفید و بسیاری از هنرمندانی که در آثار آنها نوعی استفاده ی تاثیر گذار حالت گرایانه از رنگ شده است اشاره نمود .بنابراین :

1_ رنگ ها می توانند بر حسب نوع کاربرد ، داری حالت و هویّت باشند .

2_ ایرانیان یکی از معدود ملل و اقوام عالم می باشند که طیّ سال ها و قرون متمادی در ساخت و کاربرد رنگ ها (به خصوص بر روی فرش) به نوعی معرف و آگاهی و خویّت فرهنگی دست یافته اند .

بنا بر همین دو اصل است که می بینیم در یک فرش عشایری و روستایی ، با حداقل رنگ ، گاهی رنگ ها در متضاد ترین شکل خود (قرمز +سبز) کنار هم قرار می گیرد و ارزشی متعارف می یابد ، و چگونه این دست بافته ی بی ادّعا در قلب کشورهای پیشرفته ی جهان و در مدرن ترین خانه ها ، در کنار هنر های پیشرفته معاصر جای می گیرد.

داستان تهاجم رنگ های صنعتی بر رنگ های گیاهی ، داستان تهاجم تمدّن بر سنّتی کهن ، و داستان تهاجم مقاوت ناپذیر علم است. در مقابل علم نمی توان دیوار کشید ، ولی یاد و خاطره ی رنگ های قدیمی و سنّتی فرش ، هنوز دوست داران فرش را بر آن میدارد که بهای گران تری را برای فرش های کهنه بپردازند ، و دلّالان را بر آن می دارد که برای رضای خاطر مشتریان خویش ، سرتاسر مراکز فرش را در جستجوی فرش های کهنه بپیمایند ، یا فرش هایی با رنگ های صنعتی را به دست موادّ شیمیایی و عملیّات مکانیکی بسپارند تا شاید هاله یی از رنگ های طبیعی بگیرد. شاید نتوان رای داد که آیا خاصّیت ایجاد شده بر روی فرش ، ناشی از آن نوع رنگ های مصرفی طبیعی است یا حاصل تجربیّات و شیوه های مختلف رنگرزی استادکاران ماهر ، ولی تردیدی نیست که هر دو عامل در کیفیّت رنگ حاصله تاثیر دارند. این چنین است که با وجود تهاجم قدرتمند رنگ های صنعتی علیه رنگ های کهن سنتّی ، تفاوت کاربرد رنگ های گیاهی و طبیعی در مقایسه با رنگ های صنعتی به نحو غیرقابل وصفی آشکار است ، و تمام جستجو گران و کارشناسان فرش های کهن مشرق زمین بر این مسئله تاکید دارند.

منبع : کتاب فرش ایران

 

منبع :