اخبار فرش

اقتصاد ایران؛ اقتصاد بی‌برند

امروزه شرايطی را در بازار صادرات خارجی می‌گذرانيم كه پاكستان توليدات فرش ما را به جای محصولات خودش به فروش می‌رساند، كشور اسپانيا ادعای توليد زعفران‌های ايرانی را می‌كند و چين در بازارهای خارجی محصولات ما را با اسامی چينی به فروش می‌رساند.


امروزه شرايطي را در بازار صادرات خارجي مي‌گذرانيم كه پاكستان توليدات فرش ما را به جاي محصولات خودش به فروش مي‌رساند، كشور اسپانيا ادعاي توليد زعفران‌هاي ايراني را مي‌كند و چين در بازارهاي خارجي محصولات ما را با اسامي چيني به فروش مي‌رساند. اين اتفاق‌ها به همين‌جا ختم نمي‌شود، بلكه محصولات كشاورزي و نساجي ايران نيز در كشور‌هاي ديگر به همين شكل به فروش مي‌رسند. در نتيجه مشكل اصلي را نبايد متوجه توليد يا صادرات كرد، زيرا به نظر مي‌رسد كشور ما در زمينه برندسازي و مطرح كردن نام محصولات خود سهل انگاري كرده و مشكل اصلي را بايد در حضور کمرنگ برندهای ايراني جست‌وجو كرد.

به گزارش اعتدال به نقل از آرمان، بسياري از محصولات ايرانی آن طور كه بايد و شايد كيفيت ندارند و شايد همين كالا‌ها هستند كه برند ايراني را با بدگماني همراه ساخته‌اند. اما نداشتن استراتژي و سياست مناسب، باعث عدم موفقيت شركت‌هاي ايراني در حوزه برند‌سازي شده است. برای نمونه، در حال حاضر كشور ايران پتانسيل و ظرفيت بالايي در توليد و عرضه پوشاك دارد. علت اين امر وجود مواد اوليه مناسب و كافي در صنايع نساجي است. وجود اين منابع باعث شده است كه صنعت نساجي، پس از نفت، دومين صنعت بزرگ كشور به حساب ‌آيد. با تمام اين تعابير بسياري از فعالان صنعت پوشاك و توليدكنندگان داخلي به كپي كاري پوشاك خارجي و عرضه آن با برند‌هاي خارجي اقدام مي‌كنند و محصول توليدي شان را با برند خارجي روانه بازار مي‌كنند و توانايي نوآوري در توليد را ندارند. اين امر فقط مختص پوشاك نيست. محصولات كشاورزي و باغي ما نیز از شرايط مطلوبي برخوردارند، اما عدم توجه به بازاريابي و تبليغات نامناسب از جولان كالاي ايراني در بازار‌هاي بين‌المللي جلوگيري كرده است.

سرمايه‌دار ضد برند!

نخستين مشكل برندسازي ايراني عدم ثبت برند‌ها به صورت جهاني است. از آن جا كه در كشور ايران دولت به عنوان يك ابر نهاد اجتماعي و بزرگ‌ترين سرمايه‌دار طي ساليان متمادي در اقتصاد نقش مسلطي داشته و در تمام بازار‌ها حضور بلا منازعي داشته، امكان و زمينه توجه به برندسازي تجاري وجود نداشته است. به عبارت دیگر، برند متعلق به بازارهاي رقابتي و اقتصاد آزاد و غيرمتمركز است و اين در حالي است كه در كشور ما بنگاه ايراني متعلق به بخش دولتي است و بخش عمومي سهم بالايي در بازار‌هاي غيررقابتي دارند. اگر رقابتي هم ميان بنگاه‌هاي بخش خصوصي وجود دارد در يك ناحيه محدود از بازار شكل گرفته كه به رهبري بنگاه دولت ساز در بازار خدشه وارد نمي‌كند. از سويي بنگاه‌هاي دولتي در امتداد تاريخ و حيات خود نيازي به برندسازي و احترام به برند خود را نداشته‌اند. در نتيجه موانعي كه دولت بر سر راه بخش خصوصي مي‌گذارد مانع از ورود اين بخش به برندسازي مي‌شود و برند‌ها ثبت جهاني نمي‌شود و دولت هم احتاجي به ثبت برند خود در بازار‌هاي بين‌المللي ندارد و بنابراين برند ايراني در همان ابتدا كنار مي‌رود.

تبليغات سنتي بلاي جان برند ايراني

از مواردي كه مي‌تواند زمينه ساز موفقيت يك برند در بازار‌هاي داخلي و بين‌المللي باشد مواد اوليه باكيفيت، نوآوري، طراحي مناسب و... را مي‌توان نام برد. همانطور كه اشاره شد كشور ايران در زمينه مواد اوليه بسيار غني است، پس به نظر مي‌رسد عدم نوآوري و طراحي نامناسب پوشاك اصلي‌ترين دلايل عدم موفقيت برند‌هاي ايراني در اين زمينه محسوب مي‌شود. در نتيجه در ابتدا بهتر است بر اساس سلايق مشتري دست به تنوع در توليدات زد همانطور كه شركت‌هاي معروف خارجي با مخاطب‌شناسي و هدف‌گذاري مناسب زمينه‌هاي موفقيت خود را فراهم مي‌سازند. همچنين استفاده از تبليغات مي‌تواند در موفقيت يا عدم موفقيت يك برند نقش بسزايي داشته باشد كه در كشور ايران عوامل تبليغاتي به خوبي شناخته نشده‌اند و سياست‌هاي تبليغاتي شركت‌ها كه اكثرا سنتي هستند با شكست مواجه شده‌اند. شركت ورساچ در سال 1988 با به كار گرفتن افراد مشهور در تبليغاتش توانست خود را در بازار فروش پوشاك تثبيت كند و در همين سال توانست جايزه «نو آورترين و خلاق‌ترين طراح جهان» را از آن خود سازد.

ذائقه مصرف‌كننده

با نگاهي به بازار پوشاك ايران مي‌توان دريافت كه برند‌هاي خارجي بيشتر به مذاق مردم خوش مي‌آيند، كمااينكه اين برند‌ها به شكل تقلبي در اختيار آنان قرار می‌گيرد. در چنين شرايطي كه مصرف‌كنندگان به كيفيت پوشاك اهميت چنداني نمي‌دهند و صرفا شكل و فرم كالا براي آنها داراي اهميت است، در نتيجه به نظر مي‌رسد توليد‌كنندگان و صنعتگران بايد بر اساس سليقه مصرف‌كننده دست به توليد زنند. اما بسياري از توليدكنندگان ايراني ترجيح مي‌دهند براي فروش اجناس خود مارك‌هايي از بازار خريداري كرده و بر روي لباس، كيف و كفش توليد ايران بچسبانند و يك شبه صاحب برند و نمايندگي فروش شوند. اين تنبلي تجاري و اقتصادي يكي ديگر از دلايل عدم موفقيت برند‌هاي ايراني چه در بازار كشور و چه در بازار‌هاي خارجي شده است. به نظر مي‌رسد اگر توليد‌كنندگان داخلي از طرح‌ها و رنگ‌هاي مختلف استفاده كنند و كيفيت پوشاك خود را بالا ببرند و اعتماد خريداران را جلب كنند، صاحب برند می‌شوند و در اين صورت مي‌توانند در بازار‌هاي داخلي و بين‌المللي با اجناس خارجي به رقابت بپردازند، اما بسياري از آنها با هزينه‌اي ناچيز به توليد كالاي بي‌كيفيت مي‌پردازند و با چسباندن مارك‌هاي معروف خارجي بر روي پوشاك، آن را با قيمتي گزاف به فروش مي‌رسانند.

محصول ايراني با مارك خارجي

همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود ما از نظر توليد مشكل چنداني نداريم، مشكل از حمايت و نظارت دولت‌ها است. دولت مي‌تواند با وضع قوانين سخت گمركي و نظارت بر توليدات داخلي، ظرفيت فراوري محصولات داخلي كشور را تا حد زيادي بهبود ببخشد و توليدكنندگان را تشويق به برندسازي كند. امروزه مشكل اساسي در بخش صنعت نساجي ايران افزايش قاچاق است و نسخه اين صنايع كشور توسط اجناس چيني پيچيده شده است. علاوه بر اين بايد به صنعت ساختمان هم اشاره داشت كه در اين زمينه مهرماه سال گذشته رئيس انجمن توليدكنندگان مواد شيميايي صنعت ساختمان خبر از توليد محصولات شيميايي با برند‌ها و بسته بندي‌هاي خارجي داد. همچنين نماينده مردم قوچان و فاروج در مجلس مدتي پيش اظهار داشت كه بسياري از توليدات داخلي با مارك خارجي به فروش مي‌رسند كه پسته، زعفران و فرش در صدر اين محصولات قرار دارند. به نظر مي‌رسد تا زماني كه به جايگاه اصلي خودمان در توسعه يافتگي توجه نداشته باشيم و مديريت اقتصاد كشور را بدون راهكار‌هاي عملي پيش ببريم به نتيجه مطلوب نمي‌رسيم.

برندسازي منفي

لوازم خانگي، لوازم صوتي-تصويري و پوشاك از جمله مواردي هستند كه توانايي رقابت با برند‌هاي خارجي را دارند،‌اما به دليل برند‌سازي ناموفق در بازار ايران و جهان حرفي براي گفتن ندارند. در جامعه ما عرفي رواج پيدا كرده است كه مردم به كالا‌ها با برند خارجي علاقه بسياري نشان مي‌دهند. اين فرهنگ نامناسبي است كه بايد تلاش كرد با تدوين مقررات و به مرور زمان آن را اصلاح كرد. چه بسا كالا‌هايي كه از كيفيت مناسبي برخوردارند، اما صرفا به دليل مارك ايراني شان به فروش نمي‌رسند. شركت‌هاي داخلي براي برندسازي بايد كيفيت كالاي خود را بالا ببرند، زيرا رضايتمندي مصرف‌كننده از كيفيت كالا، اعتماد او را در پي دارد و در صورت افزايش كيفيت است كه شركت‌هاي ايراني مي‌توانند در سطح جهاني برند‌سازي كنند، حال آنكه سياست‌هاي نادرست توليد‌كنندگان و دولت در زمينه بازاريابي باعث شده است كه بسياري از افراد و كشور‌هاي خارجي از برند ايراني بگريزند.

اعتدال

منبع :