نواحی و مناطق قالی بافی

سرزمین گبه بافان (قسمت دوم)

از این قوم بزرگ تنها دستجاتی که در فارس و بختیاری و خوزستان زندگی می کنند، گبه باف اند و بقیه، از جمله لر های لرستان (خرم اباد و بروجرد) و همدان که عمدتا از شاخه های لر کوچک اند، گبه باف نیستند.

 

قبل از انکه به جزئیات بیشتری در مورد لر های گبه باف بپردازیم، بد نیست مقدمه مختصری نیز درباره قشقایی ها بگوئیم، زیرا چنانچه خواهیم دید، در بسیاری از موارد این دو قوم بزرگ در گبه بافی مشترک بوده اند.
در مقایسه با لرها و تاریخ کهنسالشان، قشقای ها مهمانان تازه واردی می نمایند. اولین باری که به این نام (قشقایی) اشاره شده قرن یازدهم هجری است و آن مربوط به موردی نسبتا کم اهمیت است. نفوذ و قدرت قشقایی ها در حقیقت از اواسط قرن سیزدهم هجری به بعد است، که یکی از سران آن ها به سمت ایلخانی فارس منسوب می شود و از آن پس این ایل به صورت مهمترین قدرت ایلی فارس در می آید.
بخشی از این قدرت به جهت گسترش ایل و جذب اقوام مختلف در آن است. بسیاری از تیره های ترک زبانی که امروزه خود را قشقایی می نامند، در حقیقت ریشه قشقایی ندارند، بلکه به جهت اشتراک زبان و برخورداری از قدرت و نفوذ ایلخانان قشقایی، به این ایل پیوسته اند. علاوه بر ترک زبانان، اقوام غیر ترک هم به قصد برخورداری از حمایت قشقائیان داخل آن ها شده و به تدریج زبان و آداب آن ها را آموخته اند، در میان این اقوام، کرد و لر و عرب زیادند.
برخلاف لرها که در همه جا پراکنده اند، قشقایی ها سرزمین مشخصی دارند و بین شمال و جنوب فارس در رفت و آمدند. هرچند امروز بخشی از زمین های آن ها به استان چهار محال و کهکیلویه_ که از استان های جدید التاسیس می باشد_ پیوند خورده است.
از اقوام دیگر فارس که  گبه بافنداند، اقوام خمسه می باشند. خمسه که خود به معنای "پنج" است، اتحادیه ای از پنج قوم بهارلو، اینالو، عرب، باصری و نفر می باشد. این اتحادیه در سال 1826م بنا به مسایل سیاسی شکل گرفت و بسیار از اقوام لر، ترک و عرب به آن پیوستند.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :