در حاشیه

شناسنامه فرش (قسمت دوم: انگیزه های مخالفین)

به رغم اینکه واضح و مبرهن است که شناسنامه فرش تاثیر ملموسی بر ارتقای جایگاه فرش در بازارهای داخلی و بازارهای هدف دارد مخالفین صدور شناسنامه برای فرش دستباف هم کم نیستند.

گروه اول مخالفین افرادی هستند که دلسوز فرش بوده ولی اعتقادی به انجام کار به صورت مطلوب نداشته و درواقع معتقدند بستر و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری لازم جهت انجام این کار وجود ندارد این گروه جایگاه سازمانی نسبتا ضعیف مرکز ملی فرش و عدم اقتدار سازمانی این مرکز و نبود عزم ملی جهت انجام این کار و موانعی همانند وجود هزاران تخته فرش ایران در خارج از کشور را از دلایل انجام نشدن و تحقق نیافتن این آرزو می دانند.
اما عزیزان از زاویه دلسوزی با این مهم مخالفت نمی‌کنند برخی عزیزان هموطن تولیداتی در کشور های رقیب دارند و این تولیدات به صورت قاچاق وارد داخل کشور و یا مستقیما از کشور مبدأ با عنوان فرش ایران به بازار کشورهای هدف عرضه می گردد.
همچنین نبود شناسنامه در داخل کشور نیز باعث می گردد که عزیزان گبه تولید ترکمن و خراسان و و گیلان را با عنوان فرش قشقایی، شبه فرش های تبریز که در همه استان‌های ایران با کیفیت های مختلفی بافته می شود با عنوان تبریز، تابلو فرش‌های تولیدی سایر مناطق را با عنوان اصل سردرود و... به مشتریان داخلی بفروشند.
همچنین جامعه فرش همواره تلاش می‌کند تا حد امکان اطلاعات تولید خود را مخفی نگه دارد بطوریکه حتی کسی نمی داند طراح فلان تولید کننده بزرگ فرش کیست؟ کجا رنگرزی می شود؟ چه کسانی می بافند؟ در کجا بافته می شود و....
اتفاقا همین عزیزان نیز اغلب در مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز مرتبط با فرش حضور دارند و شناسنامه فرش اگر جامع بوده و فرایند تولید را شامل شود باعث شفاف شدن این اطلاعات می گردد!

عبدالله احراری

منبع :