اخبار فرش

بازار اراک کمر خم کرده است

در هیاهوی شلوغی وقتی وارد عمارت 150 ساله بازار شدم در عین ناباوری هیچ چیز توجهم را جلب نکرد، جز نگاه سرد کسبه بازار و حسرتی که دستان خالی مردم را دنبال می‌کرد. مردمی که بازار را فقط برای عبور از این سر شهر به آن سر شهر انتخاب کرده بودند و در اثنای این عبور با جیب خالی فقط قیمت‌ها را سوال می‌کردند و داغ نخریدن را به دل کسبه می‌گذاشتند.

ایام، ایام تبلیغات انتخاباتی است، هرچند زمان قانونی مقرر برای تبلیغ شروع نشده اما کسی نیست که این روزها فعالیت‌های تبلیغاتی کاندیداهای مجلس را ندیده یا در خصوص آن نشنیده باشد. هدف حضور در مجلس است حالا چه به هر قیمتی! یا نه.

از آنجاکه خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) - منطقه مرکزی تصمیم گرفته‌ است در این ایام از مردم بپرسد اگر نماینده بودند چه می‌کردند، سراغ کسبه بازار رفتم و پای درد دلشان نشستم.

در گذر چهار سوق که پا بگذاری چند دکان را که رد کنی با ابوالقاسم امینی 75 ساله آشنا می‌شوی که نزدیک به 42 سال است در رسته پتوفروشان و از قماش پارچه‌فروشان قدیم در بازار سنتی اراک، کمر خم کرده است.

به گفته خودش 42 سال پیش، سرقفلی دکانش را 170 هزار تومان خریده است و حالا با کسر کرایه مغازه، پول آب و برق و گاز، دیگر چیزی برای خرج زندگی‌اش نمی‌ماند.

وی با بیان اینکه درآمد عمده‌فروشی بهتر از خرده‌فروشی است، از مشکلات دخل و خرج زندگی‌اش می‌گوید و اینکه خرج زندگی را از کانال دیگری تامین می‌کند و اگر کمک فرزندانش نباشد، ادامه مسیر ناهموار می‌شود.

این پیر بازار در پاسخ به این سوال که چه انتظاری از نمایندگانی که می‌خواهند وارد مجلس شوند دارید، با گلایه از اینکه نمایندگان اراک برای این شهر چه قدمی برداشته‌اند، عنوان می‌کند: تنها خواسته مردم این شهر این است که برای جوانان اشتغال ایجاد شود چرا که امروزه در هر خانواده‌ای حداقل یک جوان بیکار وجود دارد که هیچ آینده‌ای ندارد و سرگردان است.

فرش دستباف رفت و کاسبی را با خودش برد

کمی آنطرف‌تر از دکان ابوالقاسم‌خان، حجره فرش سید باقر احمدی است. بیش از 30 سال است که فرش‌های ابوالقاسم‌خان زینت‌بخش خانه‌های اراکی‌هاست.

او می‌گوید: تا 10 سال پیش در کار فرش دستباف بودم، اما از سال 84 به بعد که فرش دستباف از رونق افتاد، خرید و فروش و صادرات این کالای لوکس تضعیف شد و من نیز به فرش ماشینی رو آوردم.

احمدی ادامه می دهد: وقتی در کار فرش دستباف بودم کسب و کار هم رونق داشت. وضع اقتصادی مردم هم در آن زمان بهتر بود به خاطر همین رونق بود که حدود 150 رسته از صدقه سر فرش دستباف امرار معاش می‌کردند.

وی می‌گوید: با تضعیف فرش دستباف و روی کار آمدن فرش ماشینی از نظر درآمدی نزول پیدا کردیم.

او با تاکید بر اینکه حدود سه سال است که وضع کسب و کار خیلی بد است، خاطرنشان می‌کند: به دلیل اینکه وضع مالی مردم بد است، ما هم در مغازه‌هایمان بیکار نشسته‌ایم.

احمدی نیز از نمایندگان درخواستی دارد و آن ایجاد کردن زمینه اشتغال است، می‌گوید: اگر نمایندگان بتوانند زمینه کار را برای جوانان فراهم کنند، اقتصاد نیز خود به خود شکوفا می‌شود.

حضور در مجلس برای نفع شخصی

به گزارش ایسنا، علی محمدی از رسته مرغ‌فروشان نیز که در حجره احمدی به گپ‌وگفت مشغول بود، می‌گوید: پدران ما که بازاری بودند در حد خواندن و نوشتن سواد داشتند و فرزندان آنها یعنی نسل جوان امروز که تحصیل کرده هستند نیز بالاجبار به دلیل اینکه کار نیست شغل پدرانشان را ادامه می‌دهند، اما متاسفانه آنها علیرغم اینکه باسواد هستند، با این وضع بد اقتصادی و درآمد پایین در نهایت ضرر می‌دهند و زحمات 50 ساله پدرانشان را به باد می‌دهند.

وی خاطرنشان می‌کند: اگر اقتصاد کشور رونق داشت هیچ کدام از جوان‌هایی که در این مغازه‌ها کار می‌کنند در این شغل نمی‌ماندند و کسب و کار جدید ایجاد می‌کردند.

محمدی می‌گوید: من در بازار مغازه مرغ‌فروشی دارم، در گذشته مردم از اول زمستان برای خرید صف می‌کشیدند در صورتی که الان در این موقع از سال از خرید و فروش خبری نیست.

او که حول و حوش 24 سال است در بازار مغازه مرغ‌فروشی دارد، از مشکلات بازار کار می‌گوید و عنوان می‌کند: سرتاسر سال کاسبی بی‌رونق است.

وی بیان می‌کند: اوضاع اقتصادی مردم خراب است وقتی مشتری قدرت خرید ندارد چه توقعی می‌رود که از ما خرید کند؛ حالا چطور قرار است این قفل بازار باز شود، خدا می‌داند.

محمدی در پاسخ به این سوال که ارائه کارت‌های اعتباری 10 میلیون تومانی خرید کالا در تحرک بازار موثر است یا نه؟ اظهار می‌کند: با این کارت‌های اعتباری فقط می‌توان از تعاونی‌ها و فروشگاه‌های زنجیره ای که وابسته دولت است خرید کرد.

او اضافه می‌کند: اگر این کارت‌های اعتباری ارائه نمی‌شد، این فرصت وجود داشت که مردم از تمام کسبه خرید کنند، ولی در شرایط موجود مجاز نیستند برای خرید در بازار از این کارت‌ها استفاده کنند.

وی در خصوص نمایندگانی که می‌خواهند وارد مجلس شوند، بیان می‌کند: 37 سال از عمر انقلاب می‌گذرد، اما نمایندگان هر دوره فقط شعار داده‌اند و از صداقت خبری نیست.

محمدی که معتقد است نمایندگان نفع خود را دنبال می‌کنند و آنچه به عنوان خدمتگذاری مطرح می‌کنند تنها شعار تبایغاتی است می‌گوید: آنها تاکنون هیچ خیری برای مردم و انقلاب نداشته‌اند.

او اضافه می‌کند: اگر به آن وعده وعیدهایی که داده بودند عمل کرده بودند، الان وضع مردم این نبود.

وی می گوید: بازاریان قبل از انقلاب افتخارشان این بود که پدران‌شان بازای هستند، اما این روزها از بازار و وضع اقتصادی موجود نفرت دارند.

مالیات قانون ندارد!

به گزارش ایسنا، لوازم کادویی مس و برنز نیز این روزها زینت‌بخش خانه نوعروسان شده است، مهرداد زینعلی که سال‌هاست در رسته لوازم خانگی فعالیت دارد، به گفته خودش حدود یک سال است در دکان کرایه‌ای کوچکش در بازار لوازم خانگی تزئینی مسی و برنزی می‌فروشد که به دلیل اینکه قدرت خرید مردم کاهش یافته است، این کار هم رونقی ندارد.

زینعلی بیان می‌کند: همه کس مس و برنز نمی‌خرد و کاسب باید ضرر دهد. اگرچه قیمت مس و برنز پائین‌تر آمده است، اما وضعیت بازار خراب‌تر شده و هیچ خرید و فروشی نیست، چند روز است که اصلا دشت نکرده‌ایم.

او عنوان می‌کند: مس کیلویی 40 هزار تومان است و براساس قانون باید آنرا به قیمت هر کیلو 48 هزار تومان فروخت، اما به دلیل اینکه خرید و فروش نداریم در مغازه به قیمت هر کیلو 42 هزار تومان می‌فروشیم.

وی به مشکلات بازاری‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: مسئله‌ مهمی که کسبه را اذیت می‌کند و تحت فشار قرار می‌دهد، مالیات است که علاوه بر کرایه مغازه، پول آب، برق و گاز قوز بالا قوز شده است.

او معتقد است که مالیات‌ها براساس قانون خاصی وضع نمی‌شوند، چراکه گاهی اوقات دیده می شود که مالیات یک مغازه کوچک سنگین‌تر از یک مغازه بزرگ است.

به ته جدول رسیده‌ایم!

تاکنون بازار به این کسادی نبوده است، این را از زبان عباس زینعلی زرگر این رسته می‌شنویم؛ او که مدت 9 سال است در بازار اراک طلافروشی دارد، می‌گوید: از صبح تا حالا هیچ فروشی نداشته‌ام.

وی با تاکید بر اینکه اقتصاد کشور بسیار مریض است و می‌بایست فکری به حال درمانش کرد، ادامه می دهد: باید پول در دست مردم باشد. در گذشته حرف اول بازار را زرگرها می‌زدند، در صورتی که امروزه به ته جدول رسیده‌ایم.

زینعلی می‌گوید: چه فروش داشته باشیم و چه نداشته باشیم دولت مالیات بر ارزش افزوده را از ما می‌گیرد و با این قیمت سنگین و ارزش افزوده دیگر طلا هم خریداری ندارد.

او ادامه می‌دهد: مردم حسابگر شده‌اند و با خود حساب می‌کنند که بر روی هر گرم طلا چقدر ارزش افزوده باید بپردازند، بنابراین از خرید طلا هم صرفنظر می‌کنند.

وی از وظیفه نمایندگان مجلس می‌گوید و معتقد است که بود و نبود نمایندگان مجلس هیچ فرقی به حال کسبه بازار ندارد.

زینعلی تصریح می‌کند: نمایندگان هر چهار سال یک بار برای جذب آرای کسبه بازار در همان ابتدای امر سری به بازار می‌زنند و خودشان را نشان می‌دهند و ما دیگر سال تا سال آنها را نمی‌بینیم، نه تنها نفعی برای ما ندارند برای ملت هم کاری انجام نمی‌دهند.

او در ادامه می‌گوید: 10 روز است که فقط دو گرم طلا فروخته‌ام که حدود 190 هزار تومان می‌شود، از این میزان هم 18 هزار تومانش مالیات بر ارزش افزوده است.

وی خاطرنشان می‌کند: صنعت طلافروشی از دور خارج شده است و داریم از جیب خودمان می‌خوریم.

دست نمایندگان هم بسته است

از قماش پارچه فروشان است و 40 سال است که در گذر چهارم بازار سنتی اراک پارچه‌فروشی دارد. نامش عزیزالله عابدی است، به گفته خودش بچه بازار است و از 15 سالگی به بازار خو کرده است.

وی در ابتدا از نظم و انضباط بازار اراک می‌گوید و معتقد است بازار اراک سمبل استان مرکزی است و دارای جایگاه گردشگری و تجاری است، اما انتظامات قوی ندارد. همچنان که دیده می‌شود راکبان موتور سوار دائم در حال رفت و آمد در بازار هستند و نه تنها باعث سد معبر می‌شوند، که امنیت مشتریان و کاسبان را هم در خطر انداخته‌اند.

عزیزالله خان خواستار اتخاذ تدابیر لازم برای ایجاد امنیت و نظم و انضباط در یادگار قدیمی اراک است.

او در ادامه عنوان می‌کند: امسال بازار کسب و کار اوضاع بدی داشته است تا جایی که صدای همه بازاری‌ها را در آورده است.

عابدی می‌گوید: پارچه‌فروشی شکست خورده است، چراکه در گذشته این قماش شامل منسوجات بوده اما حالا پشتی و پتو، پرده‌دوزی و چادر از هم جدا شده‌اند.

وی با بیان اینکه نمایندگان باید به این شهر رونق ببخشند، تصریح می‌کند: البته دست نمایندگان هم از سویی بسته است چرا که کشور با مشکل بودجه مواجه است و اگر دست نمایندگان باز باشد قطعا از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد.

حاج یدالله مقدسی نیز که 60 سال است مغازه کفش‌فروشی دارد، بر این باور است که اوضاع بازار هیچ سالی مثل امسال به این کسادی نبوده است چراکه مردم دیگر قدرت خرید ندارند.

وی می‌گوید: سال‌های گذشته در این موقع از سال که به عید نوروز نزدیک می‌شدیم روزی 40 تا 50 جفت کفش می‌فروختیم و مغازه پر از مشتری بود، اما امسال فروش‌مان به روزی سه جفت کفش هم نمی‌رسد.

مقدسی تنها درخواستی که از نمایندگانی که در این دوره مجلس به روی کار می‌آیند دارد این است که به داد جوانان برسند و برای آنها اشتغال ایجاد کنند تا با تشکیل به موقع زندگی از آسیب‌های جامعه به دور بمانند.

دکان حاج حسین، وقف سرای سالمندان

پای درد و دل تعدادی دیگر از بازاری‌ها هم نشستم، اما هیچ کدام از آنها از کارت اعتباری 10 میلیون تومانی خرید کالا چیزی نمی‌دانستند، چه برسد به تاثیر آن در تحرک‌بخشی به بازار!

کمی آنطرف‌تر در گذر چهارم به سرای فرش فروش‌ها رسیدم. در این سرا تابلوی عجیبی مرا مجذوب خود کرد. متن تابلو این بود" یک بازار، یک گلزار". البته دکان بسته بود.

از کسبه علت بسته بودن دکان را جویا شدم، همه گفتند این مغازه حاج حسین گلزار است. او از قدیمی‌ترین فرش‌فروشان و روفوگرهای فرش استان بوده است. بسیار متاثر شدم وقتی شنیدم فرزندانش به خاطر مهاجرت به اروپا او و همسرش را به سرای سالمندان فرستاده اند و همگی از ایران رفته‌اند.

کسبه می‌گویند حاج حسین اعتبار بازار و اعتبار فرش اراک بوده است و حال دکانش وقف خانه سالمندانی است که او و همسرش را پناه داده است!

منبع: خبرگزاری ایسنا

منبع :