نواحی و مناطق قالی بافی

تحلیل علل رکودقالیچه بولوردی و راهکارهای احیاء آن(قسمت دوم)

تاریخچه(ریشه یابی کلمه بلوردی)


(تاریخچه کوچ نشینی)
ایران بنا به موقعیت جغرافیایی خاص خود وهمجواری با اقوام کوچ نشین بویژه ازسمت شمال وشمال شرقی پذیرایی کوچ نشینان بوده وسرزمینی است که از همان ابتدا با این پدیده مواجه شده وازاین رویکی از مهمترین مناطق کوچ نشین درجهان محسوب میشود.
عده ای معتقدند که کوچ نشینی بعد ازدوره شکارحیوانات بوجود آمده است آنها استدلال میکنند که وقتی انسان توانست وسایل ساده ای برای شکار ابداع کند.موفق شد حیوانات رازنده شکار کند.وآنها را اهلی سازد تغییرات اقلیمی وکمبود مراتع باعث شدتا شکارچیان اولیه مکان های خودرا تغییر دهند.ودام های خودرا به حرکت در آورند که منجر به کوچ نشینی شد.
فعالیت های اقتصادی کوچ نشینان ایران را می توان به ترتیب اهمیت به فعالیت های دامداری،تولیدمحصولات دامی،فداورده های لبنی،تولیدمحصولات کشاورزی،صنایع دستی،وفعالیت های متفرقه
تعریف لغوی کوچ←واژه کوچ در فرهنگهای معتبر فارسی تعابیر گونا گونی دارد که عبارت است از:رحلت،رحیل،روانه شدنازمنزلی به منزل دیگر،انتقال،جلای وطن،مهاجرت وانتقال ایل یالشکرازجایی به جایی دیگر.
نخستین اشارات تاریخی مربوط است به هزاره اول قبل از میلاد کهدراین دوره سرزمین وسیعی که بعدها ایران نامیده شد.مورد هجوم اقوامی که ازشمال به حرکت درآمده بودندقرارگرفت ودراینکه این قبایل درآغازورود به این کشوردامدار(رمه دار)بودند وبه پرورش اسب می پرداختند.قولی است که جملگی برآنند.
دوگروه اصلی ایلات فارس وقشقایی ها قبایل دیگر که تعدادشان هم کم نیست.اهمیت بسیار کمتری دارند.از جمله لرهای کهگیلویه وممسنی ودیگران که همچنان دراین منطقه زندگی می کنند.
ایلات خمسه مشتمل برپنج ایل،اینالو،بهارلو،عرب،باصری ونفراست.ازاین ایلات است که این نام گرفته شده است،زیراخمسه درزبان عربی به معنای پنج است.به طور کلی به جز عربها ایلات خمسه از قشقایی ها یکجا نشین ترند.
باوردیا پا ارت یا پاورث(یونانی)شهری بود دردشت خاوران درشمال خراسان کنونی نزدیک به درگز.عبداله بن عامر سردار عرب درسال31ه.ق آنرا گشود.اکنون ویران است وجزءترکمنستان شوروی است دروفیات الاعیان نیز باورد به چشم میخورد:«باورد شهری کوچک است در خراسان ابیوردی شاعر مشهورمنسوب به همین شهراست»(ابن خلکان،وفیات الاعیان)
قبل از آنکه به شرح مختصری درباره باوردی ها بپردازیم یاد آور میشوم که ما اابیوردی ها ایرانی هستیم ویک ایرانی قبل ازاینکه لر کردوعرب باشد.یک ایرانی است وبه آن افتخار میکند.
منطقه ای که امروزدرشمال خراسان بنام در گز نامیده میشود.در واقع همان ابیورد است.
دهخدا اززمان یاقوت مستعصمی می نویسد.«ایرانیان در اخبار خویش آرند. که کیکاووس زمینی را به خراسان به اقطاع باورد ابن گودرزکرد.واو شهری به آن ساخت که به نام بانی آن باوردمنسوب شد.(دهخدا 1335 :964)
در لغت نامه معین آمده است که«ابیورد=باورد=پاارت=پاورت(یونانی)شهری نزدیک به دره گزکه اکنون ویرانست»(معین 1377: 97)
در فرهنگ عمیدمی خوانیم که«ابیورد شهری بوده از بلاد قدیم خراسان در نزدیکی سرخس که به واسطه تاخت وتازترکمان ها ویران شده واثری از آن باقی نمانده»(عمید1379 :103)
در دایره المعارف فارسی چنین نقل شده است که: «ابیوردیا باورد ناحیه ای در شمال خراسان که زمانی متعلق به ایران بود.واکنون جز ترکمنستان شوروی است.
ناحیه ای مشتمل بر نساءوابیوردوغیره از قدیم الایام به سبب اینکه اولین خط دفاعی خراسان بوده اهمیت داشته است وبعد از دوره ی نادر شاه در تعیین خط مرزی ایران وروسیه درتاریخ 1885جزء ترکمنستان روس گردید.
خرابه های کهنه ابیورداینک در 8کیلومتری ایستگاه قهقهه به راه آهن ماوراءالنهرقرار دارد.بعضی ازآثارابیوردظاهراازدوره های اشکانی وبرخی دیگرازدوره های ماقبل از تاریخ است.(مصاحب1345 :38)
یاقوت حموی در معجم البلدان درباب ابیوردآورده است که:فتح ابیورد بدست عبداله بن عامربن کریزدر سال 31هجری بوده است.(حموی،1388 :87)
نام باستانی ابیورد،آپاوراتا،پاورت،وبعد باورد بوده که بعد ازاسلام به ابیورد تغییر نام یافته است.مردم ابیوردتا دوران سلطه سامانیان وغزنویان فارس زبان بوده اند.
در جهانگشای نادری می خوانیم که«درحاشیه بیابان مرووبه خاور نساءآن سوی کوه،ابیوردواقع بوده که گاهی آن را«باورد»گفته اند.مقدسی آنجا راپررونق وخاکش را حاضلخیز میدانست.نام قدیم ابیورد(خابران)یا خاوران بوده است ومرکز آن مهنه یا میهنه نام داشت.
اعتمادالسلطنه ابیوردرااز محدثان(آورد بن گودرز)می دانست.وفتح آن رابه دست قوای اسلامی در سال 31هجری ذکرکرده است»(استرآبادی 1341: 519)
ابیوردبه سبب آن که خط دفاعی خراسان بوده از قدیم اهمیت زیادی داشته وبعد ازدوره نادرشاه یعنی در دوره قاجاراز ایران جدا وجزءترکمنستان شوروی شده درگزنامی است که دوران معاصربه این شهرومنطقه ی آباداطلاق گردیده است.درقدیم این ناحیه راخاوران گفته اند.زیراکه ازواژه ی خاورگرفته شده وبه معنی شرق می باشد.ابیوردهم به یکی ازشهرهای این منطقه اطلاق می شده است.ابیوردنیزتغییریافته ی باورداست.
ابیوردمعرب شده ی (باورد)است که بعدازاستیلای اعراب این تغییرایجادشده است.اضافه شدن ابی یاابول که درواقع هردوبه معنی پدراست.بنابراین تلفظ ابیوردویاابوالوردهردودرست است وازنظرمعنایی تفاوتی ندارد.درباب معنای وردآمدهاست که «ورد»به معنی گل سرخ,نسترن وشیربیشه است.(دانایی156,1370)
هوشنگ بختیاری دراین موردنقل می کند(وردبه معنی گل سرخ,گل هردرخت,اسب گلگون وشیربیشه)(بختیاری139,1375)
درلغت نامه دهخدامی خوانیم که وردبه معنی اسب گلکون,شیرزردفام(مهزب اسما)ورد=مرددلیر,شیربیشه(منتهی الارب)(دهخدا157,1335)
حال که سخن ازگل ودرخت پرورش اسب به میان آمدلازم است آب وهوای چنین محیطی بررسی گردد.درجهان گشای نادری آمده است که:«مقدس زمین های ابیوردرابسیارحاصلخیزمی دانست»(استرآبادی,520,1341)
مظفرقهرمانی نویسنده کتاب ازابیوردخراسان تاابیوردفارس می نویسد,من درمدتی شهردارمنطقه درگزازتوابع ابیوردبودم هوای این منطقه به استثنا62روزدرسال که بطورمتوسط سردویخبندان است دربقیه ایام مخصوصا اواخراسفندتااواخراردیبهشت بسیارعالی است وتمام کوهپایه هاوجلگه هاسرسبزوخرم وپرازگل های فراوان است.(قهرمانی34,1355)
شهرستان ابیورد طبق ضبط جغرافیایی تاریخی خراسان نوشته حافظ ابروازبخش های زیرتشکیل شده است.1-بخش ابیورد2-بخش درگز3-بخش نسا(امیرنیا,13,138)
دردوره همخامنشیان داریوش بزرگ,پدرش ویشتاسب رابه مقام ساتراپی ایالت پارت(نسا-ابیورد-درگز)منصوب کرد.این ناحیه ازمناطق آبادایران بود.ومردم آن دارای فرهنگ برتربودندداراگرد-درگز,باورد(ابیورد),کلات,نسا,انانودردوره اشکانیان وساسانیان جزیک ساتراپی «استان»بوده ومرکزآن درشهرآپاوارتا(باورد)قرارداشت(عرفان-544-1337)
ازنوشته های تاریخی چنین برداشت می شودکه«قاجاریان به جهت لجاجت بانادروبرای محوافتخارات تاریخی این قوم قراردادآفال راامضاکردندتابدین وسیله نام این سرزمین راازتاریخ وجغرافیای ایران پاک کنند»ابیوروروستاهای تابعه آن ازایران جداشدودولت ایران حق حاکمیت خودراازدست داد.
،اعراب درسال30ه.ق از جنوب خراسان به ایران آمدندوبه تدریج به تمام مناطق خراسان دست یافتند.والیان خراسان ازسوی خلیفه وحکام ولایت ازسوی والی منصوب می گردید.این والیان در امور کشوری شیوه ایرانی را به کار می بردند.
در دوره محمود غزنوی به ترکمنان سلجوقی اجازه داده شد در ابیورد سکنی گزینند.ولی آنها به املاک مردم تجاوز کردند.سلطان محمود برای سرکوبی ترکمنان سالاری را به منطقه فرستاد وترکمنان را از آن حدود بیرون راند.ولی دیری نپایید که مجددا به تجاوزات خود ادامه دادند.(میرنیا1381،30)
سلطان محمودغزنوی برای مقابله با سلجوقیان در نزدیک دندانقان با ترکمنان جنگیدوشکست خوردوحکومت به رهبری طغرل به دست سلجوقیان افتاد.(بیهقی 1378 :770)
از دوره غزنویان ورود ترکان به خراسان به ویژه نساء-ابیوردودرگز آغازشد.وزبان شیرین فارسی این مناطق جای خودرا به ترکی سلجوقی داد.
بعد از حمله مغول به خراسان وفرار خوارزمشاه به سوی خراسان بهانه ای شدبرای ورود اقوام مغول به ایران گردید.نساء،ابیورد،درگز،موردتصرف مغولان قرارگرفت.
در سال913ه.قشیبک خان موسس سلسله ازبکان به خراسان حمله کرد.وبه شهرهای درگز ابیورد ونساءحاکم ازبک فرستاد.
درسال916ه.شاه اسماعیل صفوی به خراسان لشکر کشید.وشیبک رااز بین برد.حاکم ایرانی به آن مناطق فرستا.اما دیری نپاید دوباره حملات آغاز شد.
شاه عباس بعد از به تخت نشستن گرفتار اختلاف سران ایلات وبرقراری نظم داخل شد.وازخراسان دورشد.واز خراسان دور شد.همین امرباعث گردیده.ازبکان مجددا خراسان را تصاحب کنندومدت 12سال در آنجا فرمانروایی کنند.درزمان صفویا ابیورد به سبب مجاورت با خوارزم وترکستان وترکمنستان،دائما مورد هجوم طوایف تاتار، ازبک، ترکمن،واین منطقه که از مناطق مهم ایران ومنطقه که که از مناطق مهم علم ودانش بوده است.

نویسنده: معصومه صالحی

منبع :