اخبار فرش

"نقش جان"

رنگ، طرح، آب و آيينه، طراوت، عشق و دلدادگي، شعر و موسيقي، زخمه تار بر دار، در قابي مستطيل، مربع و گرد، جمع مي شوند تا نقش جان بر چشم هاي عاشق بزنند و روح تشنه اش را به اسارت بکشند

رنگ، طرح، آب و آيينه، طراوت، عشق و دلدادگي، شعر و موسيقي،زخمه تار بر دار، در قابي مستطيل، مربع و گرد، جمع مي شوند تا نقش جان بر چشم هاي عاشق بزنند و روح تشنه اش را به اسارت بکشند

رضا رشيديان تهيه کننده مستند «نقش جان» براي قدرداني از اين معجزه دست هنرمند ايراني، سوژه اي ملموس اما شگفت انتخاب کرده است، ملموس چون تمام مردم جهان با قالي و قاليچه و فرش آشنايي ديرين دارند و هر کس بسته به نوع نگاه خود با شنيدن اين کلمه به ياد فرش سالن پذيرايي، قالي وسط پنج دري و يا تابلوفرش ديوارکوب خود مي افتد و شگفت چون خيلي ها که بهاي زيادي هم براي مالکيت نقش جان پرداخته اند، هنوز با زبان اين زيباي خفته بيگانه اند

از ديرباز در کنار نام ايران، صنعت فرش هم به چشم خورده است، صنعت از آن لحاظ که قسمت اعظمي از صادرات کشور را به خود اختصاص داده است و هنر از اين دست که فرشي که رج به رج و گره به گره با خواندن آواهاي محلي، کوبيدن دفه بر تار و پود و رقص کلاف هاي همه رنگ، کم کم بر قاب دار جان مي گيرد، انتقال دهنده حس بافنده اي است که در حال خلق اين اعجاز، هر آنچه از ذات کبريايي خود داشته، در دايره بذل مي ريزد و به هر طرح آن جاني جدا و روحي هماهنگ مي بخشد

رضا رشيديان در اثر خود، از مخلوقي مي گويد که با زخمه زدن بر تار خامه اي که قرار است حکايت ليلي باشد و شکايت مجنون يا نشانگر کوچ ايلي به ييلاقي ديگر، هر آنچه از زادبوم سرزمينش دارد، بي دريغ بر تارک قاب خود هديه مي کند و به ترانه مي گويد: «يه اخرا از زير، يه سبزه از رو، يه زرد بالاي سر، دو قرمز روي سبز، قهوه اي از پيش و...» و اين چنين با اين زبان، خاک زير و گل رو و خورشيد بالاي سر و دو بار ايستا بر درخت را در هم مي تند که وقتي قابش به سرانجام رسيد، گويي روحي از وي در تار و پود فرشش دميده شده تا وقتي زير انگشتان عاشق جاي مي گيرد، راوي لطافت خالق خويش باشد

روح آذربايجاني خفته در فرش هاي ديار ترک، يا نواي زنان کوير و مهرباني هنرمندان جنوب، هر کدام

قصه اي دارند و حکايتي که با نماهاي هنرمندانه کارگردان، پيام فرش را به گوش بيننده انتقال داده است، صداي فرش زير است و براي شنيدن زمزمه آن بايد گوش جان سپرد، صدايي که با نجواي بازيگر مستند نقش جان بر دل بيتوته مي کند و مخاطب را به ياد فرش خانه مادربزرگ مي اندازد که چه غريبانه در گوشه زيرزمين خانه قديمي خاک گرفته اند.شايد تماشاي کار وزين رشيديان، الگويي باشد براي ساير مستندسازان که گاهي با تلنگري مخملي ميراث ايران و ايراني را به او و جهانيان يادآوري کنند و هنر دست را به جاي انداختن در زير پا، بالاي سر بگذارند

طاهره ولي پور - کارشناس سينما و تئاتر

منبع : روزنامه رسالت

 

منبع :