نقوش و طرح های فرش

گروه بندی های رایج در فرش ایران

هدف از این گروه بندی آن است که نوعی درجه بندی و معیار برای ارزیابی فرش های دستباف ارئه دهیم که در آن واقعیّت های موجود در روند فرش بافی ایران ، ولو به صورت تجربی ، در نظر گرفته شده باشد.

 

شناخته شده ترین تقسیم بندی برای ارزیابی فرش در ایران ، به صورت عرف یا قراردادی (در گمرک و بازار) ، ارزیابی بر اساس رج شماره است :

1_ فرش هایی با بافت ظریف و پر کار با رج شمار حدودا 50 به بالا (فرش های لوکس و تجمّلی ؛ فرش هایی که مصرف پوششی دارند. از آن نوع که در اتاق نشیمن و مهمان خانه های ایرانی به کار می روند ، فرش هایی که مصارف شخصی دارند فی المثال بافنده آن را برای چادر جهیزیه و غیره می بافد.)

2_ فرش هایی با بافت متوسط تا خوب با رج شمار حدود 30 تا 50

3_فرش هایی درشت بافت تا متوسط با رج شمار پایین تر از 30

تقسیم بندی دیگری که طیّ سال های اخیر مکمّل این نوع ارزیابی شده ، بر اساس طرح است :

1_ فرش های تابلویی پرتره ، که معمولا بافت ظریف و نقوش پر کار و پر رنگ دارند.

2_ فرش های با طرح های سنتّی شناخته شده .

3_ فرش های روستایی ، محلّی ، عشایری .

در مجموع ، این دو دسته بندی نوعی معیار برای ارزیابی فرش های ایرانی به جامعه تحمیل کرده است ، با این ترتیب :

1_ فرش های هنری ، شامل فرش های ظریف و پر کار ، پرفام (با رنگ های متعدّد) ، تابلویی و پرده یی.

2_ فرش های معمولی با بافت متوسّط و طرح های شناخته شده.

3_ فرش های درشت بافت ، روستایی ، محلّی و عشایری.

فرش های دسته اوّل از گروه بندی اخیر ، یعنی فرش های تابلویی و پرده یی ، ره آوردی جدید در فرش ایران و متاثّر از تصویر سازی اروپایی است. این نوع فرش ، عموما دارای بافت ظریف پر کار و رنگ آمیزی پر دامنه است و امروزه به عنوان فرش هنری شناخته می شود ، و با این که رقابت مخاطره آمیزی با بافت این نوع فرش به وجود آمده ، به هر حال جایی برای خویش در فرش بافی ایران یافته است. با این وصف ، تولید این نوع فرش محدود است و اعم از این که قابل تایید باشد یا نباشد ، سهم آن در مقایل دو دسته ی دیگر فرش ایران که ذکر خواهیم کرد قابل توجّه نیست. از شواهد و آثار باقی مانده از گذشته چنین بر می آید که تقریبا فرش تولید شده در ایران ، عمدتاً دو نوع زیر بوده است :

الف) فرش متوسّط یا خوب با نقشه های سنّتی شناخته شده ی تقربیاً شهری.

ب) فرش روستایی و عشایری .

فرش نوع الف ، در واقع شکل تکامل یافته ی نوع ب بوده ، که به موازات تجدید حیات کارگاه های شهری و با تولیداتی سازمان یافته از اواخر قرن گذشته در ایران رشد یافت.

بدین ترتیب دیده می شود که اصلی ترین بخش قالی بافی ایران همان قالی بافی روستای و غیر شهری بوده که ضمن تاثیر گذاری بر شکل گیری فرش بافی کارگاهی و شهری ، خود نیز از اثرات گسترش تولید این حرفه بی نصیب نمانده است . اصلی ترین ویژگی این نوع فرش و سپس فرش های اوّلیّه شهری و کارگاهی ، بهره گیری از رنگ های طبیعی و گیاهی و پشم های خالص بومی و محلّی می باشد و به خصوص اهمیّت مصرف رنگ های طبیعی در این فرش ها تا آن حد بوده که هم در دوره ی سلطنت ناصرالدّین شاه و هم در دوره ی حکومت مظفرالدّین شاه ، جلسات متعدّدی برای بررسی راه های جلوگیری از مصرف رنگ های آنیلینی و جوهری در فرش تشکیل شد .

شکل کارگاهی تولید فرش ، علاوه بر دقّت ، صّحت بافت ، استفاده از طرح های سنّتی و شناخته شده یی را پیش آورد که زیبایی و شهرت جهانی آنها در دوره ی صفویّه تجربه شده بود . با وجود این در بازار گسترده و پر رونقی که در اوایل قرن حاضر (حدود سال های 1300 تا 1310 شمسی) در ایران به وجود آمد ، آنچه با نهایت شگفتی به کالایی جهانی و هم ارز کالاهای هنری تبدیل شد ، فرش اصیل خوش آب و رنگ و بافته شده ی ایرانی بود ، که طرح ها و نقوشی نظیر لچک ترنج و اسلیمی ، چون نشانی ایرانی بر زمینه ی آنها می درخشید.

بدین ترتیب می بینیم که برای ارزیابی و ارزش گذاری فرش ایران ، به هر نوع و هر شکلی که بخواهد صورت گیرد ، باید عوامل زیر را در نظر بگیریم :

_ استفاده از طرح های سنّتی ، بومی و محلّی

_ استفاده از رنگ های طبیعی ، گیاهی و سنّتی

_ استفاده از پشم های بومی ، محلّی و خالص

_ رعایت حتّی الامکان مسائل فنّی و دقّت در صحّت بافت .

ممکن است نکات فوق در سطح گسترده ، ایده ال یا غیر ممکن به نظر آیند و قطعاً بافندگان فرش های هنری ، از انواع ذکر شده ، رای به سنّت گرایی و کهنه پرستی نویسنده خواهند داد ، ولی اگر اندکی واقع بینانه به مسئله نگاه کنیم ، می بینیم که فرش های روستایی و عشایری و برخی شهرهای کوچک ، علی رغم نفوذ مخرّب رنگ ها و طرح های بیگانه ، هنوز قابل شناسایی و دارای ارزش خاصّی است و به دلیل سادگی ، اصالت طرح ، شادابی و زیبایی رنگ ها پرخواستارترین فرش ایران است. از طرف دیگر در می یابیم چرا فرش هایی نظیر ترکمن ، بختیاری ، قشقایی ، بیجار و ساروق ، راور ، لیلیان ، هریس ، سنقر و مهربان اگر امروز یافت شوند ، همواره مشتری های جهانی خویش را دارند . چگونه است که یک فرش کوچک پارچه ی درشت باف از نوع روستایی و یا عشایری ، یا یک جفت قالیچه ی بافت نایین یا اصفهان ، به آسانی می تواند ارزشی صادراتی داشته باشد و حتّی مفهمومی هنری یابد.

منبع : کتاب فرش نایین

منبع :