در حاشیه

هنر و صنعت (بخش اول)

در بسیاری از جوامع بین هنر و صنعتِ دست ساز فاصله و فرقی نیست و همین که به دست ساخته ای روح هنر دمیده باشد آن را هنر و سازنده اش را هنرمند می خوانند.

 

تا سده های پیش و قبل از رنسانس اروپا نیز چنین بود. با فرارسیدن قرن بیستم و طبقه بندی موسسات هنری (موزه ها و مدارس هنری) و تجاری و صنعتی شدن برخی از صنایع دست ساز هنر درجه بندی شد. برخی از هنرها چون نقاشی و مجسمه سازی هنرهای زیبا خوانده شد و در صدر جدول قرار گرفت و برخی دیگر با عناوین هنر مصرفی (applied art) ، هنر عامیانه (folk art) ، هنر بومی (tribal art) خوانده و درجه دوم شناخته شدند. این قوانین همیشه قاطع نبود. هرگاه هنرمندی از نوع درجه یک (زیبا) تصمیم به ورود به حیطه هنرهای درجه دو می گرفت و کوزه ای می ساخت و یا فرشی می بافت (و یا برایش می بافتند) آن کوزه یا فرش از درجه دو به درجه یک ارتقا می یافت در حقیقت نام هنرمند و امضای او سبب این جابجایی می گردید. البته خلاقیت و ابتکار هم ملاک بود. به این معنا که کوزه و یا فرشی که هنرمند صاحب نام بافته بود با کوزه ها و فرش هایی که دیگران ساخته و بافته بودند فرق داشت.

شاید بهترین شاهد این گفته مدرسه باهاوس باشد. این مدرسه در سال 1919 در ویمار آلمان تاسیس شد و طی عمر چهارده ساله خود چنان اثری در اشیاء و دست ساخته های زندگی روزمره گذاشت که نظیرش تا آن روز دیده نشده بود و به قول لودویگ میس وندر روهه ((باهاوس ایده ای بود که به سراسر جهان راه یافت)) و این به آن جهت بود که هنرمندان و مدرسین باهاوس چون پال کلی ، گروپیوس ، واندر روهه و کاندینسکی خود اقدام به ساختن اشیاء مصرفی کردند. طرز تفکر مدرسان باهاوس و در صدر آن ها والتر گروپیوس در نزدیک کردن فاصله هنر و صنعت بسیار موثر بود. گروپیوس خود معمار و در ضمن طراح اصلی مدرسه باهاوس نیز بود. او هنرمندان را از انزوا بر حذر می داشت و آن ها را به همکاری با صنعتگران تشویق می کرد. وی معتقد بود ((بین هنرمند و صنعتگر فرق ذاتی نیست و فراگیری اصول صنعت برای هر هنرمندی ضروری است)) او به شاگردانش می گفت هنرمند صنعتگری است که به نیروی مافوق تری دستیابی دارد و آن لحظاتی است که دست ساخته او در اثر حالات بهشت گونه ای که به او دست می دهد به هنر تبدیل می گردد پس بیایید دیوار غروری را که بین صنعتگر و هنرمند قرار گرفته ، برداریم و صنف تازه ای را بنیان نهیم.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :