در حاشیه

سخنان گزنفون

گزنفون مورخ یونانی که در قرن پنجم پیش از میلاد در ایران بوده به مطلبی اشاره کرده که ممکن است با موضوع کتاب ما مربوط باشد. وی دو کتاب درباره ایران نوشته و در هر یک اشاره مختصری به فرش هایی که در ایران دیده، کرده است.

 

اشاره وی در کتاب آناباسیس بیشتر بر قیمت یک فرش تاکید دارد. حال آنکه در کورشنامه، گزنفون به یکی از مواردی که ایرانیان از فرش استفاده می کرده اند، پرداخته و نوشته : ((ایرانیان برای اینکه بسترشان نرم باشد، فرش زیر بستر خود می گسترند )). گفته گزنفون هر چند آن صراحتی را که ما طالب آنیم، فاقد است، اما بعید نیست که با موضوع کتاب ما مرتبط باشد. زیرا چه زیراندازی جز گبه و یا پرزدار باشد و در میان فرش های پرزدار، فرشی که بتواند بستری را نرم کند، گبه و یا نوعی فرش گبه سان می تواند بستر را نرم نماید. مطمئنا چنین زیراندازی گلیم و نمد نیست باید نوعی فرش پرزدار باشد و در میان فرش های پرزدار، فرشی که بتواند بستری را نرم کند، گبه و یا فرشی شبیه ان است. نکته دیگری که می توان از سخنان گزنفون و نوع جمله پردازی او استخراج کرد، زمان به کار بردن فرش مورد توجه گزنفون است. وی می گوید ایرانیان هنگام گستردن بستر، فرشی زیر آن می گسترند. به عبارت دیگر چنین فرشی کفپوش دائمی اطاق نمی بوده، و تنها هنگام گستردن بستر به کار می آمده و همین عمل هم نظر گزنفون را به خود جلب کرده است.
سخنان گزنفون اتفاقا با زادگاه گبه هماهنگی دارد، چرا که کتاب او بر محور حوادثی است که عمدتا در فارس و در دامنه های زاگرس اتفاق افتاده است. سخنان گزنفون مرا به یاد سخنان ممفورد آمریکایی می اندازد که دو هزار و اندی پس از گزنفون به همان نکته مورخ یونانی توجه کرده و نوشته ((این فرش ها چیزی جز تشک و لحاف نیستند.)) 

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :