در حاشیه

سخنان آتنئوس

ششصد سال پیش از گزنفون، مورخ یونانی دیگری به نام آتنئوس به نوعی از فرش ایرانی که مصرفی جز کفپوش داشته، توجه نموده و مطالبی نوشته که در خور اهمیت فراوان است.

 

آتنئوس حدود 200 بعد از میلاد در نئوکراتیس ( در مصر ) می زیسته و از فلاسفه بنام زمان خویش است. اثر جاودانه او به نام ((فلاسفه در سر میز شام)) نوعی سمپوزیوم از مشاهدات و مکالمات وی و دیگران در دنیای آنروز است که بخشی از آن شامل موضوع ما می شود. اتنئوس در جایی از کتاب خود، در تشریح کاخ انتیوخوس پادشاه سوریه چنین می نویسد: در طرفین تالار یکصد نیمکت طلا وجود داشت که پایه های آن ها به شکل ابوالهول بود... روی نیمکت ها فرش های ارغوانی با پشم درجه یک و دارای پرز در هر دو طرف ]مثل گبه های دو طرفه [ انداخته بودند و در ادامه تشریح این تالار می افزاید ((وسط و کف تالار و محل عبور و برخورد پا، با فرش های نرم ایرانی که با تصاویر ماهرانه منقش بود، پوشانده شده بود)). نکات قابل توجه و با اهمیت در گفته های اتنئوس وجود دارد که بد نیست به برخی از آن ها که با موضوع کتاب ما ارتباط دارد، توجه شود. از جمله این نکات فرق بین رواندازهای روی نیمکت ها و فرش های کف تالار است که اتنئوس با دیدگان تیز خود به آن توجه کرده است. اگر چه هر دو فرش نرم بوده. اما فرش های کف تالار است که اتنئوس با دیدگان تیز خود به آن توجه کرده است . اگر چه هر دو فرش نرم بوده، اما فرش های روی نیمکت ها از ((پشم درجه یک )) بوده، حال انکه فرش های کف تنها نرم بوده است. در ثانی فرش های روی نیمکت ها از ((پشم درجه یک )) بوده، حال انکه فرش های کف تنها نرم بوده است. در ثانی فرش های روی نمیکت رنگ ارغوانی داشته، حال انکه فرش های روی زمین با تصاویر ماهرانه ای منقش بوده است. هر دو امر هنوز هم در فرش های پرز بلند مستمر و متداول است. هنوز هم از گبه های دو طرفه با پشم درجه یک به عنوان تشک و لحاف استفاده می شود و هنوز هم بسیاری از فرش های پرز بلند، از جمله فلیکلی، تنها یک رنگ و اغلب ارغوانی و قرمز است .

نکته دیگری که در گفته های اتنئوس حائز اهمیت است، چگونگی استفاده از فرش هایی است که وی ذکر کرده. مطابق گفته وی فرشی که با پشم درجه یک بافته می شده، به زمین انداخته   نمی شده و روی نیمکت قرار می گرفته تا کسی که روی ان می نشیند یا برآن لم میدهد، از نرمی اش لذت بیشتری ببرد. حرفی که گزنفون هم به آن اشاره کرده بود و این مطلب تا همین اواخر و تا قرن گذشته هم توسط پولاک و ممفورد (که به زودی به ان خواهیم پرداخت ) تاکید شده بود.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :