در حاشیه

ساده گرایی و تقلیل (قسمت اول)

اگر قرار شود مقایسه ای بین گبه و فرش انجام گیرد و رئوس اختلافات این دو باقته تعیین گردد، باید عوامل زیادی به بررسی درآید. یکی از این عوامل طرح و نقشه است.

 

طرح های ساده و بی پیرایه گبه در مقابل نقوش پر کار و خط های پیچ در پیچ فرش این سوال را برمی انگیزد که چه باعث شده تا یکی راه سادگی در پیش گیرد و دیگری مسیر تجمل را بپیماید. یکی زیرانداز چادر نشینان شود و دیگری به خانه های شهری رونق بخشد.

سادگی و بی پیرایگی گبه بی شک عامل مهمی در محبوبیت جهانی آن بوده و با سلیقه های امروزی همخوانی داشته است زیرا چنانکه خواهیم دید ، سادگی گرایی یکی از پدیده های مهم عصر ماست و روز به روز هم بر هواخواهان آن افزوده می شود. مینمالیسم و یا تقلیل که امروزه بر همه پدیده های هنری و صنعتی سایه افکنده خود یک روال دائمی در هنر و تفکر معاصر بوده و از طریق آن به دیگر شئون از جمله ساخته های صنعتی و تزیینی و حتی مبلمان و تنپوش (Fashion) راه یافته است.

ساده گرایی و تقلیل در غرب پدیده نسبتا تازه ای است و قدمت آن هنوز به یک قرن نمیرسد. اما در شرق و در ایران سوابقی طولانی دارد. کم گویی و کم مصرفی که خود نوعی تقلیل است نزد عرفای ایران از صفات نیکو شناخته شده. نظامی کم گویی را همپایه در شفاف و پاک دانسته، اما شرط آنرا گزیده گویی شمرده است. این گزیده گویی و یا گزیده نگری چیزی جز همان ((شکل نهایی)) در مینمالیست غربی نیست. شکلی که بر خود استوار است و پالوده از معاهدات دنیای می باشد. در ورای ((شکل نهایی)) چیزی جر ((خوده آن )) نیست نه بیشتر و نه کمتر. طرفداران این عقیده مخالف هر گونه تفسیر اجتماعی، تاریخی، ادبی، سیاسی، روانشناسی، و مذهبی برای محتوای آثار خود هستند، پس چه میماند؟ ((محاسبات خالص)) چنان خالص که فقط دیده می شود اما تفسیر شدنی نیست و این همان برخوردی است که عارف ایرانی به ((کمترین)) دارد((از هیچ بیش از هیچ مخواه که در ورای آن جز هیچ نیست)).

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :