در حاشیه

مکاتب گبه بافی (قسمت دوم)

مکاتب گبه فارس را با لر ها که قدیمی ترین ساکنان این سرزمین اند آغاز میکنیم و به دو شاخه از آن ها که بیشترین سهم را در کار گبه بافی دارند می پردازیم.

 

یکی از این دو شاخه، لرهای کهکلویه و بویر احمدند و دیگری لرهای ممسنی. این لران هر دو در شمال غربی فارس مستقرند اما هر یک محدوده معینی دارند که در نقشه دیده می شود.

واژه ترکیبی کهکلویه (کوه گیلویه) که امروز بر استانی که لران در آن زندگی می کنند، گفته شده، در هزار سال پیش از این نام یکی از سردارن قبیله لر بوده است. گیلویه که استخری از آن به نام جیلویه یاد کرده در قرن سوم هجری می زیسته و سرزمین وسیعی را که با اصفهان و خوزستان هم مرز بوده، تحت تسلط خود داشته است. امروز دیگر قومی به نام قوم جیلویه و یا گیلویه وجود ندارد و نام های دیگری جایگزین آن شده اند معروفترین این نام ها بویر احمد است که به کهکیلوبه پیوند خورده و از ترکیب آن ها استان کهکیلویه_بویر احمد پدیده آمده است.

بویراحمد ها هر چند خود شاخه ای از ایل جاکی بشمار می آیند، اما قدرت و نفوذ آن ها چنان بر دیگر نام های ایل سایه افکنده که از آن ها کمتر یادی به میان می آید. تا حدی که گروه گبه های لر های کهکیلویه، جز نام بویراحمد، نام دیگری شناخته شده نیست و از هشت قوم دیگر ایل جاکی و تیره های متعدد آن_که از دویست بیشتر می شود_هیچ اطلاع و انتسابی در رابطه با گبه بافی دانسته نشده است. البته باور کردنی نیست که اقوام دیگر لر، چون چرامی ها و دشمن زیاری ها در کار گبه بافی سهمی نداشته باشند، به ویژه که این دو قوم در فرش و گلیم لری، نامی شناخته شده اند.

بر مبنای گفته های فوق به ناچار ما مجموع گبه هایی که به دست لرهای کهکیلویه و بویر احمد بافته شده را به دنبال نام سرزمینشان_ و نه قوم بافنده_خواهیم خواند.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :