در حاشیه

مکاتب گبه بافی (قسمت چهارم)

در جنوب سرزمین لرها کهکیلویه و بویراحمد لرهای دیگری زندگی می کنند که به لر های ممسنی معروف اند. این لرها نسبت نامه ای متفاوت با لر های کهکیلویه دارند. این تفاوت را در محیط زیستشان هم می شود مشاهده کرد.

 

برخلاف سرزمین کوهستانی و نسبتا پر درخت لرهای کهکیلویه، سرزمین ممسنی ها نسبتا یکنواخت و دارای پوشش گیاهی کمتر است. کم لطفی طبیعت در وضع زندگی و امور مالی آن ها بی اثر نبوده، چنانکه با یک نگاه سطحی به راحتی می توان موقعیت نازلتر آن ها را نسبت به دیگر لرها به چشم دید.
لرهای ممسنی از ساکنان دیرینه فارس اند. سرزمین آن ها تا اولیل قرن نوزدهم شولستان نام داشت و این نام خود ماخوذ از یکی از قبایل لر به نام شول بوده است. در گذشته های دور و زمان ساسانیان و پس از آن، شول ها در سرزمین گسترده تری که قسمتی از کهکیلویه هم شامل آن می شد، می زیستند. در قرن هفتم هجری این اقوام از کهکیلویه به شولستان رانده شدند و زمانی پس از آن به تدریج به تصرف قبیله ممسنی در آمدند و با قدرت گرفتن سران ممسنی در زمان قاجار، نام شولستان به تدریج محو و ممسنی جایگزین آن گردید. وجود چند روستا که نام شول را یدک می کشند و گبه های شول که به زودی آن ها می پردازیم، یادآور شول های گذشته اند.
لرهای ممسنی در سرزمین  وسیعی در جنوب کهکیلویه و بویر احمد بین شیراز و بندر بوشهر پراکنده اند و متشکل از چهار قبیله بزرگ به نام بکش، رستم، دشمن زیاری و جاویداند هر یک از این طوایف در بخشی از سرزمین ممسنی زندگی می کنند. این بخش ها به همین اسامی قبیله ای نامگذاری شده اند.
ممسنی ها به نسبت نفراتشان پر حاصلترین تولید کنندگان گبه فارس به حساب می آیند، دلیل این امر هم تخصصشان در این رشته است. برخلاف قشقایی ها و دیگر لرهای فارس که علاوه بر گبه، گلیم و فرش معمولی هم می بافند، ممسنی ها در گلیم و فرش چندان فعال نیستند و زیر انداز روزمره آن ها گبه است. گبه شولی که شناخته شده ترین نوع گبه در بازارهای فرش است، جملگی کار آن هاست و آن، با گبه ترکی که غرض از آن گبه قشقایی است، تعادل و توازن دارد و هنوز هم که شاخه های مختلفی از انواع گبه شناخته شده، گبه شولی و گبه ترکی بن و اساس این رشته را تشکیل می دهند و شاخص ارزیابی در امور گمرکی هستند. 

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :