در حاشیه

مکاتب گبه بافی (قسمت پنجم)

از مقدمات فوق که بگذریم، گبه های ممسنی را بر اساس ویژگی هایشان می توان از دیگر گبه های لری و قشقایی تشخیص داد و مکتبی بر آن ها تصور کرد.

 

یکی از خاصه های اصلی گبه های ممسنی اندازه های نسبتا کوچک آن هاست. این ابعاد غالبا حدود 1*1/5 متر و در اصطلاح بازار زر و نیم است. برخی از گبه های قدیمی تر ممسنی به دو زری هم می رسد، اما اکثریت قریب به اتفاق آن ها از زر و نیم تجاوز نمی کند.
دومین خاصه گبه های ممسنی، به کارگیری مقدار قابل متنابهی پشم رنگ نشده در آن هاست که ((خودرنگ)) نامیده می شود. گبه های خود رنگ ممسنی که بیشترین حجم گبه های آن ها را تشکیل می دهد، از رنگ های مختلف پشم رنگ نشده مثل قهوه ای و مشکی و سفید خاکستری بافته شده. در برخی از این گبه ها مقدار کمی پشم رنگ شده کار شده است. علاوه بر این ویژگی ها، ممسنی ها از موی بز بیشترین استفاده را در گبه های خود کرده اند و آن را اغلب در تار گبه، گاه در پود و ندرتا در پرز هم به کار برده اند.
به رغم بهره گیری فراوان از پشم و موی بز خود رنگ، ممسنی ها از رنگ نیز غافل نبوده اند و برخی از رنگی ترین گبه ها را بافته اند. در طرح و نقشه ممسنی ها متواضع و محدوداند. طرح های دو لوزی و سه لوزی درختی و کف ساده از مطلوب ترین طرح های آن هاست. در عوض زنان این قوم گهگاه طرح های ابتکاری بی نظیری بافته اند که با هیچ الگویی همگونی ندارد و حکایت از خلاقیت ویژه آن ها دارد.
پس از لر ها نوبت به قشقایی ها می رسد. از قبل این قوم است که گبه بافی فارس به اوج اعلای خود رسیده است. اگر لر ها را بنیان گزاران گبه بشمار آوریم و گبه را ساختمانی فرض  کنیم که پی و اسکلتش به دست لر ها ریخته و ساخته شده، قشقایی ها را باید((نازک کاران)) این ساختمان بدانیم و کلیه امور ظریف کاری از جمله نما و رنگ و باغ و باغچه اش را کار آن ها بشماریم.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :