در حاشیه

مکاتب گبه بافی (قسمت هفتم)

چهار محال بختیاری و خوزستان اگر نیمی از گبه های ایران را برآمده از فارس بشمریم، نیم دیگر از آن را باید به حساب بختیاری ها بگذاریم . این نیمه اگر چه از لحاظ کمیت به پای نمیه فارسی ها نمی رسد. اما از لحاظ کیفیت می تواند در مقابل آن ها قرار گیرد.

 

اگر بهترین گبه هایی که از فارس بیرون آمده را کنار بهترین گبه های بختیاری بگسترانند، به اشکال می توان یکی را از دیگری برتر شمرد و این به رغم گوناگونی هایی است که در ساختار و شکل این دو نوع گبه وجود دارد.

گبه بختیاری کشفی متاخرتر از گبه فارسی است. تا قبل از آن که گبه بختیاری شناخته شود، هر آنچه که به بازارهای فرش می آمد و از آنجا به دنیای فرش می رفت، بر آن برچسب فارسی یا لری و قشقایی می خورد. این روال تا مدتها و تا زمانی که گبه های چهار محال به بازار نرسیده بود، ادامه داشت. با پیدایی این گبه ها، دیگر مسلم گردید که نوع دیگری گبه که از لحاظ متفاوت با گبه فارسی است وجود دارد. اما هنوز هم که بیش از دهه ای از آن زمان می گذرد، کار شایسته ای روی این گبه ها انجام نگرفته و جزوه یا مقاله ای که معرف آن ها باشد، منتشر نشده است. از همین رو است که این کتاب مصمم است به این گبه ها توجه بیشتری نماید و آن ها را در مرتبه ای که سزاوارشان است، قرار دهد.
در سرزمین گسترده ای در شمال فارس گروه دیگری از لران به سر می برند که به لر بختیاری و یا لر بزرگ در سرزمین شناخته شده اند، گروهی از مردم چادر نیشین و کوچرواند و گروهی دیگر روستانشین و کشاورز. چادر نشینان که ما از این پس آن ها را لر بختیاری خواهیم خواهند. بین دو استان چهار محال بختیاری و خوزستان در رفت و آمدند. حال آنکه روستانشینان بختیاری که ما آن ها را چهارمحالی خواهیم گفت در استان چهار محال ساکن اند.
هر دو گروه  در گبه بافی ید طولانی دارند و به رغم وجوه مشترکی که در گبه هایشان است، هر دسته ویژگی های خود را دارند. شاید مهمترین خاصه گبه های بختیاری (لر بختیاری و چهار محال بختیاری) اندازه آن ها باشد. اندازه بزرگ و بلند این گبه ها زمانی بیشتر به چشم می خورد که در مقابل گبه های فارسی قرار گیرد. بزرگ بافی نزد بختیاری ها تنها مختص گبه نیست مفرش ها، خورجین ها و گلیم های آن ها هم در مقایسه با همسایگان فارس شان بزرگتر است اگر از اندازه که – هر دو گروه چادر نیشین و روستایی – در آن مشترک اند، بگذریم در بقیه موراد هم تفاوتهایی بین گبه های هر دسته دیده می شود که به جای خود به آن ها اشاره خواهیم کرد. اما ابتدا به گبه چهارمحالی و سپس به لرهای بختیاری می پردازیم.

 

در میان انواع گبه ها – چه فارسی و چه بختیاری – بی شک، متحدالشکل ترین آن ها، گبه های چهارمحالی است . ساختار گبه های چهارمحالی تقریبا همه یک شکل است. اندازه ها نسبتا بزرگ است. تار و پود اکثرا از نخ پنبه است و به همین جهت هم در بازارهای ایران این گبه ها را ((گبه نخی)) می گویند.

 

گبه های نخی چهار محالی هیچگاه آن قرب و منزلتی را که گبه های پشمی (تار و پود پشم) در خارج از ایرن پیدا کرد، بدست نیاورد و این به حدی است که اگر یک جفت گبه که یکی از آن ها تارو پودش نخ و دیگری از پشم باشد و در مابقی جهات از جمله سن، اندازه و طرح و نقشه یکی باشند و هر دو از یک خانه چهار محال بیرون آیند و روانه بازار شوند، دنبال کنیم، گبه ای که تار و پودش پشمی است ده برابر گبه نخی به فروش می رسد. علت این امر اخبار غلطی است که در بازارهای خارج وجود دارد. در این بازارها، نخ و پشم دو معنای مختلف دارند. تار و پود پشم در فرش و در گبه به منزله قدمت و اصالت، و نخ عکس آنست حال آنکه در این امر هیچ پایه و اساسی نیست. درست است که در هشتاد سال اخیر تولید فرش های ریشه نخی به مراتب بیشتر از فرش های ریشه پشمی بوده، اما قبل آن، فرش چله نخی مرغوبتر از چله پشمی به حساب می آمده است. یکی از رجال آن زمان در این مورد نوشته ((اگر ریشه های آن (قالی بختیاری) از پشم نباشد، بدون شک از زمره مرغوب ترین ترین قالی های ایران است)). از "ریشه" گبه های چهار محال که بگذریم، نکات ساختاری و شکلی مشترک دیگری هم در آن ها دیده می شود از جمله تعداد پود در این گبه ها معمولا سه ردیف و گاه تا شش ردیف هم می رسد. اما گبه یک پود و دو پود هم زیاد دیده می شود. گره همه گبه های چهار محالی متقارن (ترکی) است. در طرح و نقشه، گبه های چهار محال به پای گبه های فارس نمی رسند و طرح و نقشه های محدودتری دارند طرح دو لوزی و سه لوزی پیش از بقیه بافته شده و خشتی هم زیاد است. علی رغم یکدستی ترکیب بندی خشتی، تنوع زیادی در این گبه ها دیده می شود. هر بافنده ای نگاره های داخل خشت ها را به سلیقه خود انتخاب کرده؛ گاهی نگاره ای هندسی مثل یک تک لوزی در داخل خشت هاست. و گاه یک نگاره گیاهی. برخی اوقات هم بافنده برای هر یک از خشت ها نگاره ویژه ای در نظر گرفته و برخی از خشت ها به نقش حیوان و برخی دیگر را با نگاره های هندسی تزیین کرده است. علاوه بر این دو طرح، طرح های دیگری هم مثل کف ساده راه راه در گبه های چهار محال وجود دارد که تعدادشان به مراتب کمتر از طرح ها دو لوزی و خشتی است. رنگ آمیزی گبه های چهارمحال و پالت رنگ آن ها همان پالت رنگ فرش ها ی چهار محالی است و از رنگ های تند و شاد و یکدست استفاده شده است. گبه لرهای بختیاری و یا لرهای چادر نشین هم در بسیاری از موارد با منسوبان ده نشین شان همگونی دارد. از جمله اینکه گبه های آن ها نیز بزرگ و بلند است در عوض تار و پود گبه های این مردم پشم است. تعداد پود گبه های لر بختیاری مثل گبه های چهار محالی بین سه تا شش ردیف است و حال آنکه ارتفاع پرز آن ها بلندتر از گبه های چهار محال است.
طرح و نقشه گبه لرهای بختیاری هم شبیه طرح های چهار محالی است با این تفاوت که این ها آن نظم و ترتیب گبه های چهارمحالی را ندارند و رنگ آمیزی شان هم به شادی رنگ های چهارمحالی نمی رسد و اندکی گرفته تر و تیره تر است.
در مقام مقایسه، شاید بتوان گفت هر دو گبه از یک قوم و نژادند، اما یکی را مردمی اهلی، متکلف و آرام و دیگری را قومی چادرنشین و متحرک بافته اند.

 

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :