در حاشیه

سجایای حدود (گبه)

به رغم تنوع گسترده طرح و ترکیب بندی در گبه، محدودیت هایی هم در این رشته وجود دارد. آزادی عمل و محدودیت هر دو از سجایای گبه است و بافندگان آن، به هر دو صفت به دیده تساوی می نگرند و کمتر اتفاق افتاده که در تعادل آزادی و محدودیت، بافنده ای پا را از حد لازم فراتر نهد.

 


مجموعه طرح ها و ترکیب بندی گبه هایی که در این کتاب آمده از شانزده گروه فراتر نمی رود. این شانزده گروه به منزله قالب و الگوهای اصلی گبه اند و زن گبه باف می تواند هر یک از این قالب ها را که می خواهد انتخاب کند و از آن برای بیان احساسات و امیال خود استفاده نمایند. قالبی را که وی انتخاب می نماید – چه خشتی، چه راه راه و یا هر طرح دیگر – مال اوست و آزاد است اندازه خشت ها و یا راه ها را تغییر دهد و هر رنگ و نمادی که می خواهد، داخل آن ها کار بگذارد، به شرط آنکه استخوان بندی قالب را بهم نریزد.
در مقایسه با نقاشی که حد و حدودی در قالب های آن نیست، شانزده قالب در گبه رقم ناچیزی است. با این وجود بافندگان این رشته توانسته اند در همین دنیای محدود، اثاری باور نکردنی بیافرینند.
بر خلاف بسیاری از هنرها، محدودیت در گبه عملی بازدارنده نیست بلکه نوعی سجیه هم هست و می تواند چالشگر خلاقیت باشد. برای تشریح این گفته "هنر اسلامی" بهترین مثال است. ممنوعیت اندام انسانی و دیگر جانداران، نه تنها موجب خشکیدن هنر در سرزمین های اسلامی نشد، بلکه باعث شکوفایی نوع دیگری از هنرهای دیداری، از جمله خط و رسم و عربسک (اسلمی) گردید. سجیه محدودیت تنها منوط و مربوط به جوامع اسلامی و نظایر آن نیست، بلکه به مراتب جهان گستر از آن است و حتی در هنر مدرن که آزادی عمل را در آن حد وصفی نیست، کاربردی شکوفنده دارد.
در اوایل قرن بیستم پس از آنکه نقاشان غربی قالب های سنتی گذشته را در هم ریختند، به فکر حد و مرزی در کارهای شخصی خود افتادند. فی المثال موندریان که کار خود را با تجربیات گوناگونی آغاز کرده بود، در آخر به اشکال هندسی روی آورد و از میان اشکال هندسی خطوط مستقیم عمودی و افقی را برگزید و از بکار بردن خط مورب یا منحنی پرهیز کرد. در رنگ آمیزی نیز وی خود را مقید به رنگ های اصلی چون قرمز، آبی و زرد کرد و از بکار گرفتن رنگ های ترکیبی چون قهوه ای و سبز دوری گرفت. بنابراین سخن کسانی را که طرح های گبه را "مشتی طرح کلیشه ای"     می شمرند، نباید جدی گرفت. طرح های ریشه دارای چون خشتی، راه راه و یا خانه درهم برای زن گبه باف به منزله ماده اولیه کار است. وی با مراجعه به این طرح ها- و از طریق دخل و تصرفاتی که در ابعاد آن ها و انتخاب رنگ- می نماید، می تواند به بیان احساسات خود دست یابد و مثل هنرمندان، لحظات بهشت گونه ای را در خلوت خود سیر کند.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :