کلکسیون فرش

بررسی حفاظت فرش های موزه ای در ابعاد کوچک با مطالعه موردی نمونه فرش لهستانی واقع در موزه ی فرش

استاد راهنما: محمدتقی آشوری | استاد مشاور: امیرحسین چیت سازیان | دانشجو: سرور امینی

مقدمه : گروهی از فرش های پرنس زارتوریسکی مزیّن به طلا و نقره ، در سال 1878 میلادی در نمایشگاه پاریس به نمایش درآمد . وجود آرم پادشاه لهستان در شماری از این فرش ها سبب شد که آن ها را کار دستگاه های بافندگی لهستان به شمار آورند . به همین دلیل این گروه از فرش ها عنوان لهستانی یافتند بعدها نظریه لهستانی بودن رد شد و شرقی بودن بافت و طرح فرش ها به ایران دوران صفوی نسبت داده شد . شمار زیادی از این فرش ها زینت بخش موزه های دنیا است . امروزه شماری از نوع گره دار آن در موزه ی فرش ایران موجود است . یک نمونه از آن نیز در موزه ی آستانه ی مقدسه ی قم قرار دارد . ابعاد این فرش ها در کل ، متوسط و کوچک اند . در سال 1356 شمسی فرش واگیره ای با گل های شاه عباسی ( معروف به لهستانی ) ، وارد موزه ی فرش ایران شد که هم اکنون در سالن موزه ی فرش به صورت افقی در داخل حوضچه ، بر روی پانل به نمایش در آمده است . پرسش این است که روش های مناسب جهت حفاظت و نگاهداری فرش های کهن مانند اثر مورد نظر چیست؟ شرایط نگاهداری فرش و محیط پیرامون آن درخور بررسی و نیازمند راه کارهایی است . برای این منظور باید درک درستی از اثر ، عوامل موثر بر تخریب و شرایط محیطی آن داشت . با توجه به استاندارد های لازم برای حفاظت آثار ، باید محیطی پایدار با حداقل نوسان ها ایجاد کرد و نیز حفاظت و نگاهداری فرش های با ابعاد کوچک و بزرگ با شرایط مناسب ابعادشان ، مد نظر قرار گیرد . در این تحقیق برای انجام بعضی آزمایش ها نیاز به نمونه برداری کامل تری وجود داشت اما به دلیل قدمت فرش نمونه برداری با محدودیت روبه رو شد . نخست ، بررسی های تاریخی در مورد فرش بافی ، به ویژه فرش دوره ی صفوی و فرش های معروف به لهستانی صورت گرفت . پس از معرفی اثر در ادامه ، مستند نگاری ، فن شناسی و آسیب نگاری از آسیب های فرش مورد نظر ، انجام شد و سپس در مورد آسیب های موجود در فرش ، بررسی انجام گرفت . مراقبت و نگاهداری فرش های موزه ای به ویژه در ابعاد کوچک و راه های حفاظتی و اقدام های پیشگیرانه برای اثر مورد نظر ، مطرح شده است . به طور کلی در مورد حفاظت و نگاهداری از آثار ، با دو رویکرد مواجه هستیم : رویکرد مستقیم یا مداخله آمیز شامل اقدام ها ، فعالیت ها در جهت تثبیت ، استحکام بخشی و مرمت شیء است . رویکرد غیر مستقیم و غیر مداخله آمیز شامل مجموعه ی اقدام ها بر روی شرایط و محیط پیرامون شیء است اما برای حفاظت آثار موزه ای رویکرد دوم ترجیح داده می شود . در مبحث حفاظت آثار موزه ای ، نگاهداری ماهیت خود شیء و نیز نگاهداری اطلاعات و دانشی که در مورد آن شیء وجود دارد به اندازه ی خود شیء دارای اهمیت است . 2-1 هنر فرش بافی در مورد تاریخ و چگونگی پیدایش هنر فرش بافی ، اطلاعات دقیقی در دست نیست ، با توجه به آثار باستانی و کشفیات پژوهش گران ، روشن شده است که هنرهایی نظیر سبدبافی ، بوریابافی و گلیم بافی مقدمه ای بر پیدایش هنر اصیل فرش بافی بوده است و فرش های نخستین دارای طرح های ساده ی شکسته و ذهنی باف بوده و بیش تر برای رفع نیاز تولید می شده اند . عشایر به پیشرفت هنر و فن فرش بافی کمک ارزشمندی کرده اند . رواج فرش های گره بافته در میان عشایر ، امری تدریجی بوده است . نوع زندگی عشایری ، به ویژه کوچ رو ، بر تولید دست بافته ها تأثیر گذاشته است . تولید فرش با ابزار و لوازم ساده انجام می شده ، محصولات با ابعاد کوچک و طرح های ذهنی بافت جنبه ی خود مصرفی داشته است . می توان پیش بینی کرد که فرش های عشایری در پیدایش فرش های امروزی نقش مهم داشته اند . هنر فرش به تدریج تکامل یافته و در شهرهای بزرگ ، با ابزار و لوازم کاربردی پیشرفته تر به صورت تولید کارگاهی و با ابعاد بزرگ تر رواج یافته است . در مورد هنر فرش بافی در ایران قبل از دوره اسلام ، مدارک دقیقی در دست نیست ، ‹‹ در سال 1949 میلادی سرگئی رودنکو باستان شناس روس هنگام کاوش در گورهای اقوام سکائی منطقه ی پازیریک در سیبری به یافتن دست بافته ای کامیاب شد که تاریخ فرش بافی را دگرگون کرد . این دست بافته به طور کامل از پشم درست شده و گره آن از نوع ترکی است . رودنکو پس از مشاهده این دست بافته به جهت شباهت های بسیار تصاویر ، آن را به شاهکارهای هنر هخامنشی نسبت داد . پیش از کشف این فرش عمده ی نظرها متوجه ترکان به عنوان مبتکران صنعت فرش بافی بود اما این کشف در منطقه ی پازیریک در این تصور ، تردید ایجاد کرد . تصور نمی شد که بافته ای با این قدمت تا این حد کامل و پیشرفته از نظر فنون بافت و حتی نقشه در ردیف بافته های امروز باشد . در خصوص اظهار نظر در مورد هنر بافندگی و قالی بافی در دوران حکومت اشکانیان با کمبود اسناد و مدارک لازم روبرو هستیم . تنها سندی که با تردید می توان به دوران اشکانیان نسبت داد یافته هایی است که در کاوش های سال 1967 میلادی در شهر قومس ( نزدیک دامغان امروزی ) انجام شد و برجسته ترین این کشفیات قطعه منسوجی است پُرزدار ، که شاید کهن ترین فرش پُرزدار ایرانی باشد که در داخل ایران پیدا شده است . برخی این تکه فرش را متعلق به دوره اشکانیان و برخی دیگر آن را به دوران ساسانیان نسبت دادند . در دوره ی ساسانیان اطلاعات بیشتری از موّرخان باقی مانده است که مهم ترین فرش این دوره فرش معروف به بهار خسرو یا بهارستان است . تکنیک بافت فرش گره دار از قدیم ترین زمان ( که ما از آن بی اطلاع هستیم ، براساس یک سند تاریخی یعنی فرش پازیریک ) تاکنون تغییری نکرده است و در واقع حدود 2500 سال از آخرین مراحل پیشرفت فنون و ابزار بافت می گذرد و فقط ذهن خلاق بشر امروز تسهیلاتی را در ظاهر و نوع کارآیی دارها و ابزار بافت بوجود آورده است . در منابع تاریخی مربوط به قرن های نخستین هجری در بسیاری از مناطق ایران هنر فرش بافی وجود داشته است . مهمترین این منابع ، کتاب حدود العالم است . متأسفانه هیچ دست بافته ی گره داری به دست ما نرسیده است . تعداد هشت قطعه فرش در دوره سلجوقیان در آسیای صغیر به دست آمده است . به نظر می رسد که در دوره ایلخانیان نیز با وجود سنت گرایی و ضوابط مشخص نگاره های فرش متأثر از هنر سلجوقی باشد . در این دوره گرچه هنر فرش بافی دچار رکود شد اما هیچ گاه به طور کامل نابود نگردید . از دوره تیموریان ، تعداد معدودی فرش در موزه ها موجود است . همچنین در تصاویر مینیاتورها ، انواع فرش ها با نقوش متعدد اعم از هندسی و حتی نقوش لچک و ترنج دیده می شود . فرش بافی در آن زمان جزء صنایع مهم شهر هرات بود که از بزرگ ترین مراکز هنری ایران به شمار می رفت . ›› ( ژوله ، 1381 ، 16-4 ) 2-2 فرش دوره ی صفوی ‹‹ نقطه ی اوج هنر فرش بافی در ایران با حمایت سلسله ی صفوی به دست آمده است . عواملی چون حمایت دربار ، نفوذ طراحان دربار در تمام سطوح خلق آثار هنری ، دسترسی فراوان به مواد اولیه و رنگ ، پذیرش فرش به عنوان کالای تجاری به ویژه در بازارهای خارجی ، باعث فراهم آمدن این شرایط شده است . ›› ( واکر ، 1384 ، 75 ) ‹‹ عصرطلایی هنر بافندگی در ایران از سده ی دهم آغاز می شود . تجمل گرایی فرمانروایان صفوی باعث پیشرفت ناگهانی در هنر بافندگی شد . کمال فنی پارچه های ابریشمی ، زربافت و مخمل که در کارگاه های سلطنتی کاشان و احتمالاً یزد تولید می شدند نتیجه سازماندهی عالی کارگاه های بافندگی تحت نظارت هنرمندان درباری بود . فرمانروایان صفوی نه فقط در تبریز بلکه در کاشان ، هرات ، اصفهان و جاهای دیگر کارگاه های متعدد برای بافتن پارچه و فرش برپا کردند ، برخی از نفیس ترین فرش های جهان در سده های دهم و یازدهم با حمایت شاه اسماعیل اول ، شاه طهماسب اول و شاه عباس اول بافته شدند . به استثنای قالی های جفت ، هیچ فرشی شبیه دیگری نبود . قرینه سازی موزون ، مطلوب ترین ضابطه ی ترکیب بندی بود . اسلیمی و ختایی از نقش مایه های اصلی در تزیین فرش ایرانی هستند . به طور معمول چند نوع ختایی ( پیچک های برگ نخلی و شکوفه دار ) و اسلیمی ( ساقه های پیچان و شاخه های خمیده ) در هم بافته می شوند ، گل ها و برگ ها در جهت ساقه ها نظم می یابند و به طور قرینه در سراسر سطح پخش می شوند . ساقه ها دارای برگ های مختلط کوچک و بزرگ ، الهام گرفته از گیاهانی چون نیلوفر آبی است . افزون بر ختایی ها ، ابرهای موج دار ( گرفته شده از هنر چین ) جزء اساسی تزیین عهد صفوی شد . برخی از فرش های عصر صفوی با نقوش جانوری تزیین شده اند . فرش های عصر صفوی را بر اساس طرح ( نه محل تولید آن ها ) دسته بندی کرده اند ، هنوز هم اطلاعات ما درباره ی مراکز فرش بافی کم و بیش فرضی است . ›› ( اتینگهاوزن و یارشاطر ، 1379 ، 293 و 283 ) ‹‹ به علت دگرگونی های مهم و پراهمیت اوایل قرن یازدهم هجری قمری ، مناسب است فرش های بافته شده ی قبل و بعد از آن را از هم تفکیک کنیم . در آغاز سده ی دهم هجری ، صنعت فرش در شمال غربی ایران به مقام هنری ظریف دست یافته بود . شاه اسماعیل و شاه طهماسب دو تن از حامیان بزرگ این هنر بوده اند . دو نوع از طرح ها و نقشه های اساسی فرش در این دوره عبارتند از طرح ترنج دار و عنصرهای تصویری که به طور مستقیم از هنر کتاب آرایی اخذ شده است . در این زمان صدور فرش های ایرانی به خارج از کشور صورت می گرفته است . فرش های معروف این دوره عبارتند از : فرش های ترنج دار شمال غربی ایران ، فرش های تار و پود ابریشم ، فرش های ابریشمی کاشان ، فرش های هرات و فرش های سانگوژکو در قرن یازدهم هجری ، عوامل بسیاری در دگرگونی سازمان بافت فرش در این قرن دخالت دارند مهم ترین آن ها پذیرش فرش ایران به عنوان کالای تجاری و نیز تجارت گسترده ی فرش توسط شرکت های انگلیسی ، هلندی و پرتقالی است . کارگاه های شاهی به وسیله ی شاه عباس اول در اصفهان و سپس در جاهای دیگر ایجاد شد . در آغاز این قرن ، سبک بافت فرش نیز تغییر کرد . به نظر می رسد رابطه ی بین طرح فرش و هنرهای کتاب آرایی که در قرن دهم هجری قمری از اهمیت ویژه ای برخوردار بود ، از میان رفته است . تمام فرش های قرن یازدهم هجری قمری ، مزیّن به گل و بوته هستند . فرش های مهم این دوره عبارتند از : فرش های گلدانی ، فرش های باغی ، فرش هایی با اسلوب فرشینه بافی ( گلیم بافت ) و فرش های لهستانی ( پولونزی ) ›› ( واکر ، 1384 ، 84-75 ) ‹‹ فرش های لهستانی ، گروهی از فرش های این دوره را به خود اختصاص داده است در قرن یازدهم هجری قمری ، بازرگانی ارمنی از جانب زیگموند سوم از خاندان واسا که علاقمند به آثار هنری بود ، به ایران اعزام می شود و فرش های ابریشمی زربفت و فرش های گلیم بافت به بافندگان و نساجان سفارش می دهد . ›› ( فریه ، 1374 ، 130 ) بنابراین این فرش ها به سفارش پادشاه لهستان و در کارگاه های شاهی بافته شده و وجود آرم پادشاه لهستان روی این فرش ها سبب شده است که به فرش های لهستانی معروف شوند . ‹‹ در اکثر این گروه فرش های ابریشمی ( گاهی مقداری نخ پنبه در ساختار آن ها ) برجسته دوزی با نخ طلا و نقره صورت گرفته است . فرش های لهستانی نوع جدیدی از زیبا شناختی را ارائه می دهند ، شاید این امر مدیون سلیقه ی شاه عباس اول یا تأثیر تجاری آن دوران باشد . در طرح آن گل و بوته ، شامل گل نیلوفر و شاخ و برگ پیچان پیچک مو استفاده شده است . ›› ( واکر ، 1384 ، 84 ) 2-2-1 فرش های معروف به لهستانی ‹‹ فرش های ابریشمی غنی شده با تارهای نقره یا نقره ی مطّلا (گلابتون) ، که به تعداد زیاد در دوره ی سلطنت شاه عباس اول تولید می شد ، ولی آن ها را به غلط فرش های" لهستانی" یا "پولونز" نامیده اند . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2737 ) ‹‹ تعدادی از فرش های ابریشمی پرنس زارتوریسکی که با طلا و نقره غنی شده اند ، در سال 1878 میلادی در نمایشگاه تروکادرو در پاریس به نمایش درآمدند . چون بعضی از این فرش ها با آرم هایی از خانواده سلطنتی لهستانی زارتوریسکی برودری دوزی شده بودند کار دستگاه های بافندگی لهستانی به شمار می آمدند . ›› ( Havemeyer & Etal , 1930 , vii [7] ) ‹‹ در طول سال ها عنوان لهستانی ادامه پیدا کرد . به این علت که در لهستان در سده ی هفدهم میلادی فرش تولید می شد و سپس این کشور به بافت شال های ابریشمی زربفت شهرت یافت . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2738 ) ‹‹ برخی بر این باور بودند که این فرش ها در اسلاک لهستان تهیه شده اند ، دراین شهر فردی به نام مازارسکی که زمان زیادی را در شرق گذرانده بود ، درسال 1757 میلادی کارگاهی را تأسیس کرد ، این کارگاه به دلیل تولید شال های ابریشمی با سوزن دوزی طلا و نقره و طرح های برگرفته از ایران و ترکیه مشهور بود . ›› ( Havemeyer & Etal , 1930 , vii [7] ) ›› در مورد این فرش های زیبا ، اشتباه های زیادی در اذهان است که اگر باعث ابهام در مزّیت هنری آن ها نشده باشد ، موجب ابهام در تاریخ فرش بافی شده است . این نظر ( عنوان لهستانی بودن فرش ها ) چند دهه دوام داشت تا آن که با نبود صنعت نسبتاً وسیع و پیشرفته ی فرش بافی در لهستان ، شرقی بودن بافت و طرح این فرش ها آشکار شد . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2738 ) ‹‹ ریگل اولین کسی بود که نظریه ی لهستانی بودن فرش ها را مورد تردید قرار داد ، وی از روی طرح آن ها تشخیص داد که قدمت آنها باید قبل از قرن هجدهم باشد . پس از بررسی های ریگل ، بُد و مارتین و یافتن شواهد هنری و تاریخی کافی ، ثابت شد که این فرش ها ایرانی و مربوط به قرن هفدهم اند . این بررسی ها نتوانست برخی از دانشجویان فرش های شرقی به ویژه دانشجویان لهستانی را قانع کند . در سال 1911 میلادی مقاله ای توسط کروگوسکی انتشار یافت که در آن مجدداً نظریه قدیمی لهستانی بودن این فرش ها مطرح شد . به عقیده ی وی ، این فرش ها در لهستان اما توسط بافنده های ایرانی بافته شده و این بافنده ها رنگ ها و طرح های شرقی معمول را مطابق با سلیقه ی اروپایی تغییر دادند . ›› ( Havemeyer & Etal , 1930 , vii [7] ) ‹‹ نظریه ی ایرانی الاصل بودن این فرش ها بدین دلیل رد شده بود که هیچ یک از آن ها در خود ایران پیدا نشده بود . طرفداران این نظریه ، از این نکته غفلت کرده بودند که جهانگردان اروپایی در سده ی هفدهم میلادی ( یازدهم هجری ) در سفرنامه ی خود بارها و به تفصیل ، این فرش ها را زینت بخش کاخ های پادشاهان ایران ذکر کرده بودند . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2738 ) ‹‹ در حمایت از نظریه ی ( لهستانی بودن فرش ها ) کروگوسکی بیان کرد که نمونه های این فرش ها در هیچ کشور آسیایی دیده نشده و فقط در لهستان یافت شده است و بازرگانان ایرانی نیز آن ها را تولید ایران محسوب نمی کردند . حقیقت این است که فرش های لهستانی ، نه تنها در لهستان بلکه در ایتالیا ، آلمان ، دانمارک ، فرانسه و ترکیه یافت شده اند . مقایسه ی این فرش های ابریشمی با فرش های پشمی بافته شده در لهستان که توسط کروگوسکی نقل شد ، نشان می دهد که تفاوت زیادی در طرح و الگوی رنگ آنها وجود دارد . یکی از فرش های پشمی متعلق به تاریخ 1698 میلادی دارای الگویی با سبک کاملاً اروپایی است . فرش های دیگر بدون آرم یا با آرم دارای ویژگی شرقی و طرح ها نیز بیش تر شبیه فرش های ترکیه ای هستند تا فرش های لهستانی مورد بحث . اما عقاید کروگوسکی مورد قبول قرار نگرفت و در حال حاضر تردیدی وجود ندارد که این فرش های غنی ، دارای اصلیّت ایرانی هستند ، گرچه استفاده از اصطلاح لهستانی به عنوان لقبی برای این نوع فرش های ایرانی ادامه پیدا کرده است . ››( Havemeyer & Etal , 1930 , vii – viii [7-8] ) ‹‹ هنگامی که ایرانی بودن این فرش ها پذیرفته شد ، می توان گفت که علت اروپایی پسند بودن این فرش ها و روی آوردن غربیان بدان ها از آن جهت بوده است که طرح کلی و رنگ آمیزی آن ها بسیار تحت تأثیر منسوجات اروپایی قرار داشته است و در واقع گوبلن هایی از سده ی شانزدهم میلادی ، دردست است که در آن ها رنگ سبز روشن با تارهای طلا جمع شده است و این طیف رنگ از ویژگی های برخی از این فرش ها است . از آن گذشته ، شاه عباس به نظریات اروپاییان توجه ویژه داشت و نقاشان اروپایی هم آثاری از خود در اصفهان برجای نهاده اند . اما رنگ هایی که آن نقاشان به کار برده اند با رنگ هایی که در فرش های ابریشمی به کار رفته است کاملاً فرق دارد و رنگ سبز ، بیش تر محتمل است که از رنگ مرمر سبز در نقاشی های چینی ملهم باشد و نیز هیچ جزیی از اجزای کلی طرح نیست که واقعاً اروپایی باشد جز آن که اروپایی ها آن ها را از شرق به عاریت گرفته اند ، همه ی اجزا نمونه های ایرانی دارند . رنگ های نقره ای پُر تلألو و درخشش طلایی ، که گاهی نواحی بزرگی را به نحو مجللی می پوشاند ، نقطه مقابل رنگ ها را تأمین و آن ها را تکمیل می کند . به راستی که ظریف ترین فرش های این نوع ، به اوج شکوه و جلال می رسند . جای شگفتی نیست که جهان گردان اروپایی از دیدن آن ها دچار حیرت می شدند . زمانی که این فرش ها به مغرب زمین راه یافتند همچنان تا به امروز جزو اشیای گران بهای خزانه های سلطنتی و کلیساهای اروپا و گواه راستین داستان هایی بوده اند که درباره تجمل و زرق و برق مشرق زمین نقل می شد . برخی از این فرش ها برای روسای دولت ها به عنوان هدیه فرستاده شده ، اما بخش عمده این فرش ها از طریق تجاری به اروپا رسیده و بازرگانان اروپایی آن ها را خریداری کرده اند . هم چنین دلیلی در دست نیست که این فرش ها ویژه ی بازارهای اروپا طراحی شده باشند . جهان گردان اروپایی اطلاعات جالبی درباره چگونگی استفاده از این فرش های ابریشمی گلابتون به دست آورده اند . این فرش ها نه تنها به صورت وسیع به صورت زیرانداز به کار می رفته اند ، بلکه آن ها را روی میز هم می انداخته اند و حتی برای تزیین از دیوار می آویختند . قبر امام زاده ها و پادشاهان ، به ویژه قبر شاه عباس دوم نیز با همین فرش ها پوشیده می شده است . در این گروه از فرش ها مشابهت بیش از تفاوت آن ها است و با دیدن تفاوت های آن نمی توان به ارتباط آن به منطقه ی خاصی پی برد . اما تلاش در رده بندی آن ها به هر حال مطلوب است . به رغم تنوع طرح ، نقش ، رنگ و بافت ، این فرش ها گروه خاصی را تشکیل می دهند ، بدین معنا که آن ها همه روح حاکم بر دربار اصفهان را نشان می دهند . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2740-2738 ) ‹‹ در طرح های لهستانی ، طرح ترنج دار ، طرح با زمینه ی چند بخشی ( قاب قابی ) ، طرح اسلیمی ختایی ، طرح واگیره دیده می شود . در تعدادی از فرش های لهستانی ، به ویژه انواع فرشینه های پشمی تنها گردش های ختائی به طور متقارن گرد آمده اند . نگاره های ختائی گلیم ها به طور معمول نسبت به انواع گره دار ، طبیعت گرایانه تر هستند . گردش های ختائی از نگاره های مختلف خارج می شوند و تعداد زیادی برگ نیزه ای خمیده و نخلی بزرگ دارند . برگ های نیزه ای که ویژگی فرش های لهستانی هستند از فرش های ختائی قرن هفدهم میلادی که به دستگاه های بافندگی هرات نسبت داده می شود ، شناخته می شوند . در بعضی از فرش های پشمی لهستانی ، نگاره های ختائی دیده می شود که در میان انواع فرش های سنتی ایران ، نادر است مانند گل های لاله و میخک ، این دو نوع گل ، به طور معمول ، با هنر ترکیه مرتبط است و این امر موجب این باور نادرست می شود که این گلیم ها محصول ترکیه هستند در صورتی که فرش ها و منسوجات ابریشمی که شکّی در اصلیّت ایرانی آن ها نیست نیز دارای گل های لاله و میخک می باشند . در میان هدایایی که در سال 1639 میلادی توسط سفیر ایران به دوک هولستاین گوتورپ داده شد ، فرش برودری دوزی شده ای وجود دارد که هم در حاشیه و هم در زمینه ، دارای گل های لاله است . گل میخک در چندین فرش گلدانی ایرانی و فرش های ختائی مشابه یافت می شود . تصویر انسان ها ، حیوانات و پرندگان به ندرت در فرش های گره دار لهستانی دیده می شود ، اما اغلب این نوع طرح در گلیم ها وجود دارد . نمونه ای از فرش گره دار با تصویر حیوان در موزه رزیدنس مونیخ قرار دارد . در بعضی از فرش های ابریشمی که به کاشان نسبت داده می شود و از ظریف ترین نمونه های آن که متعلق به موزه متروپولیتن است ، چندین ردیف حیوان که تک تک یا دو به دو به یکدیگر حمله می کنند ، دیده می شود . هم چنین در موزه رزیدنس ، با شکوه ترین نمونه از گلیم با صحنه های شکار وجود دارد و یادآور فرش های شکار مشهور قرن شانزدهم میلادی است و در وین و در مجموعه ی روتشیلد پاریس نگهداری می شود . از ترکیب و نوع لباس شکل ها می توان به آسانی تاریخ فرشینه را قرن شانزدهم میلادی تعیین کرد اما تضاد شدید رنگ ، جزییات منظره ها و نگاره ها ی ختائی با تمایلات طبیعت گرایانه ، بیش تر به نیمه ی اول قرن هفدهم میلادی اشاره دارد. حاشیه های فرش های معروف به لهستانی به روش های متفاوت تزئین شده است . طرح عامه پسند حاشیه که گردش های حلزونی متناوبی را به همراه برگ های نخلی بزرگی نشان می دهد . طرح های حلزونی از این دست در فرش های بی شماری از فرش های هرات قرن هفدهم میلادی دیده می شود . اثر تزئینی بی نظیر فرش های لهستانی ، هم از نوع گره دار و هم از نوع فرشینه ، توسط رنگ های تند و درخشان و کاربرد زیاد طلا و نقره ، بسیار افزایش یافته است . توصیف این طراحی رنگ آسان نیست باید آن ها را دید تا به طور کامل از زیبایی و شکوه و جلالی که چشم درباریان اروپایی را خیره کرده لذت برد . گوناگونی رنگ ها در زمینه و حاشیه به حدی زیاد است که ساختار طرح را تحت الشعاع قرار می دهد . این طرح ها به طور معمول ، فرش های ایرانی قرن شانزدهم میلادی و گاهی فرش های جدیدتر ( هفدهم میلادی ) را مشخص می کند . به طور کلی این رنگ ها در مقایسه با دیگر فرش های ایرانی ، روشن تر و درخشان تراند . ته رنگ ها غالب هستند اما به طور معمول در کنار رنگ خالص و یکدست تر و پررنگ تر ، متعادل می شوند . رنگ های مطلوب ، شامل گلبهی ، یاقوتی ، سبز ، نارنجی ، صورتی ، قهوه ای ، بنفش و درجه های گوناگون آبی هستند . ازآنچه از طرح ، برآورده می شود ، فرش های لهستانی به نیمه ی اول یا اواسط قرن هفدهم میلادی نسبت داده می شود . معمول ترین نگاره فرش های لهستانی مانند برگ ها ، چه طبیعت گرایانه و چه نیزه ای و طرح های نخلی اسلیمی بزرگ با نگاره ای ابری ، از ویژگی تزئین ایرانی قرن هفدهم هستند . افزون بر فرش های " هرات " قرن هفدهم ، تزئین قصرهای اصفهان به ویژه چهل ستون و عالی قاپو که در زمان شاه عباس ساخته شده اند (1629-1587 م ) ، همانندهای بی شماری از تزئین فرش های لهستانی هستند . ›› ( Havemeyer & Etal , 1930 , x-xvi [10-16] ) ‹‹ اغلب فرش های ابریشمی و زربفت که تاکنون باقی مانده است به نسبت از نظر ابعاد ، کوچک است . فرش کاخ رزنبورگ حدود 520 سانتیمتر طول دارد و بزرگ ترین فرش از این نوع است . اما شماری از این فرش ها ابعاد میانه ای با حدود تقریباً چهارمتر طول دارند ، این فرش ها شاید تعدادشان درمجموع به بیست هم نرسد و از زیبا ترین فرش های این گروه به شمار می روند . تاریخ گذاری برای فرش های لهستانی بسیار دشوار است . نمونه های شناخته شده باید بین اواخر سده ی دهم تا اواخر سده ی یازدهم هجری قمری بافته شده باشد و برخی از نمونه های ضعیف تر شاید از کارهای سده ی دوازدهم هجری قمری باشد . هیچ کدام از این فرش ها تاریخ ندارد و فقط دو تخته از آن ها کتیبه دارد . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2749 و2743 ) ‹‹ افزون بر این ، شباهت هایی که در طرح فرش لهستانی وجود دارد ، شواهد مستندی به دست آمده است که فرش های لهستانی را به نیمه اول یا اواسط قرن هفدهم میلادی نسبت می دهد . اولین فرش لهستانی که شواهد مستندی ازآن وجود دارد در اوایل قرن هفدهم میلادی به ونیز آورده شد . در 1603میلادی ، گروهی ایرانی به ریاست فتی بِی به ونیز رفت و هدایای ارزشمندی را از طرف شاه عباس برای مارینوگریمانی رئیس جمهور ونیز به همراه داشت . ( تصویر 1 ) تصویر1 - دوک مارینو گریمانی ، سفیر کبیر ایران را در 1603 میلادی در کاخ دوکال ونیز به حضور می پذیرد . ( Havemeyer & Etal , 1930 , III {3}) خاطره ی این گروه ایرانی که باشکوه ترین فرستاده به ونیز بود در یک اثر نقاشی توسط گابریل کالیاری ، در ونیز گرامی داشته شد . در میان این هدایا ، فرشی گره دار ابریشمی ، طلائی و نقره ای وجود داشت . در سال های 1613 و 1622 میلادی دو گروه ایرانی دیگر نیز به ونیز رفتند و به همراه خود افزون بر هدایای دیگر ، چهار فرش ابریشمی به همراه داشتند که امروزه سه تای آن ها درگنجینه سنت مارک نگهداری می شود . در 1639میلادی گروهی ازطرف شاه ایران هدایای با ارزش زیادی برای دوک فردریک هولستاین گوتورپ به همراه برد که شامل سوزن دوزی های ایرانی ، مخمل ها و شِش فرش ابریشمی گران بها بود ، که بعدها به قصر رزنبرگ در کُپنهاک منتقل شد . در موزه ی رزیدنس در مونیخ ، فرشینه با شکوهی با صحنه های شکار وجود دارد . این مورد و گلیم های دیگر شامل نمونه ای با آرم لهستانی ، بخشی از جهیزیه ی شاهزاده لهستانی آنا کاترینا کوستانزا در ازدواج با صاحب منصب رومی فیلیپ ویلهم در سال 1642 میلادی بودند . فرش شماره ی 20 از مجموعه مور دارای اهمیت تاریخی است . پشت فرش شامل نام مالک یعنی ویلکونسکی ، تاریخ 12سپتامبر 1683 میلادی و محل اصلی آن ، ونیز است در سال 1683 میلادی شاه لهستان ، وین را از اشغال ترک ها نجات داد و این فرش را که توسط ترک ها به وین برده شده بود به غنیمت گرفت . بیشتر فرش های لهستانی در کشورهای اروپائی یافت شده اند و یکی ازآن ها که توسط پوپ ، اطلاع رسانی شد ، اخیراً در ایران یافت شده است . این فرش در مقبره ی شاه عباس دوم در قم نگهداری می شود و زمانی به عنوان پوشش مقبره مورد استفاده بود . روی یکی از فرش های کوچک ابریشمی این نوشته دیده می شود : کار استاد نعمت اله از جوشقان در سال 1072یا 1082 هجری قمری ( تصویر 5 ) . نادر بودن فرش های لهستانی در شرق ، طرح های رنگی غیرمعقول ، آرم های خانواده های اروپائی و شواهد تاریخی ، منجر به این نتیجه می شود که این فرش ها در کارگاه های سلطنتی برای فرمان روایان و اشراف زادگان اروپائی بافته شده است ، که ممکن است طبق سفارش آن ها یا به احتمال بیش تر از هدایای شاه باشد . فرش های ابریشمی و گلیم های دارای نخ های طلا و نقره در طی قرن هفدهم میلادی در دربار یا خانه های اشراف ایرانی هم مورد استفاده بود اما نمی توان به طور دقیق روشن کرد که آن ها مشابه فرش های لهستانی بودند یا خیر . شاید تولید فرش های لهستانی در زمان شاه عباس کبیر 1629-1587 میلادی آغاز شده باشد ، او مشوّق بزرگ هنر و صنعت بود که روابط نزدیک تری با اروپا برقرار کرد . فرش های گُل دار در گنجینه ی سَنت مارک که در سال 1903 میلادی ارائه شد ، به طور مسلم به این دوره تعلق دارند . گرچه بیش تر فرش های لهستانی ، احتمالاً در زمان شاه صفی I(1642-1629م ) و شاه عباس II (1667- 1642م ) بافته شده اند . بیشتر صاحب نظران ، کاشان یا اصفهان را محل تولید فرش های لهستانی گره دار می دانند . اخیراً پوپ نظریه ای ارائه داد که بر اساس آن ، فرش های لهستانی به همراه فرش های گلدانی در جوشقان در نزدیکی اصفهان تهیه شده اند . اما بخشی از استدلال های او قانع کننده است ، گرچه روشن است که بین فرش های لهستانی و فرش های گلدانی ارتباط وجود دارد . طرح فرش لهستانی در قم ، دارای چند جفت گلدان با چندین شکوفه و نگاره های دیگر است که در فرش های گلدانی دیده می شود ولی این نکته که آیا هر دو نوع فرش ایرانی در یک مکان بافته شده اند مورد تردید است . فرش های ابریشمی با سوزن دوزی طلا و نقره محصولات تجملاتی بودند و این طور تصور می شود که در کارگاه های سلطنتی مانند آنچه در کاشان ، یزد و اصفهان وجود دارد و به دلیل سوزن دوزی هایشان شهرت دارند ، تولید می شدند . فرشینه های لهستانی به ماشین های نساجی داراب گرد در جنوب ایران نسبت داده شده اند . به عقیده پوپ ، این نوع گلیم های ابریشمی ممکن است در دهاج ، بین اصفهان و یزد تولید شده باشند . در این منطقه به طور سنتی گلیم هائی به ظرافت سوزن دوزی تولید می شود . ›› ( Havemeyer & Etal , 1930 , xvii -xx [17-20] ) ‹‹ از سده ی یازدهم هجری قمری به بعد روز به روز از وابستگی فرش بافی به سایر هنرها کاسته شده است . در اوایل سده ی دوازدهم هجری ، سبک های سلطنتی عملا ًمتروک شده بود ، هرچند که نوعی فرش بافی در برخی از کاخ های سلطنتی قاجار تا سده سیزدهم هجری ادامه یافت . فرش های به اصطلاح سلطنتی و هراتی مدت ها بود که دیگر رابطه مهمی با اسلاف خود نداشتند . برخی از سبک های کهن به صورت ساده تری ادامه یافت اما درآن ها نوآوری هایی شده است که نمایان گر سلیقه زمان است . این بافته ها با دستاوردهای عظیم سده های دهم و یازدهم هجری قمری از جهات بسیار قابل قیاس نیست . ›› ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2776 ) 2-2-2 فرش های معروف به لهستانی در ایران ‹‹ از تعداد فرش معروف به لهستانی در جهان ، هفت تخته در موزه فرش ایران ( تصاویر 2 ، 3 ، 4 ) و حدود شش تخته و چند تکه در موزه ی دوران اسلامی نگهداری می شود . فرش های لهستانی موزه ی فرش ایران تماماً گره دار است . در حالی که از این نوع فرش در موزه ی دوران اسلامی تنها یک فرش گره دار و بقیه بدون گره (گلیم) اند . با توجه به این که پوپ از فرش معروف به لهستانی گره دار در جای دیگری جز مقبره ی شاه عباس دوم یاد نکرده است ، برمی آید که تمام فرش های لهستانی موزه ی فرش ایران در دهه ی 1350 هجری شمسی از خارج از کشور خریداری شده اند . فرش لهستانی گره دار موزه ی دوران اسلامی همان فرشی است که پوپ از آن به عنوان پوشش قبر شاه عباس دوم در قم یاد کرده است . در حال حاضر این فرش در موزه ی آستانه مقدسه قم نگهداری می شود . ( تصویر 5 ) بزرگ ترین فرش معروف به لهستانی موزه ی فرش ایران که در بخش اصفهان ، روی سکویی قرار دارد ، لنگه ای از یک فرشی است که قبلاً به پرنس دوریا تعلق داشت و در سال 1976 میلادی توسط کلنقی در لندن به فروش رسید . ( تصویر 6 ) جفت دیگر این فرش که توسط جان راکفلر خریداری شده بود ، بعد ها از طرف وی به موزه ی متروپولیتن نیویورک اهدا شد . موزه ی متروپولیتن نیویورک بزرگ ترین مجموعه ی فرش های معروف به لهستانی جهان را در اختیار دارد . ›› ( حسین حاجی ، 1376 ، 7 و 8 ) این فرش در موزه هنری متروپولیتن نیویورک ، با عنوان The Doria Carpet )) نگهداری می شود و اخیراً در گالری462 به نمایش گذاشته شده است . ( تصویر 7 ) تصویر2- از مجموعه فرش های معروف به لهستانی ، طرح شاه عباسی ( آرشیو موزه فرش ایران ، 1389 ) تصویر3-از مجموعه فرش های معروف به لهستانی ، طرح قاب قابی ( آرشیو موزه فرش ایران ، 1389 ) تصویر4- از مجموعه فرش های معروف به لهستانی طرح ترنجی شاه عباسی( آرشیو موزه فرش ایران ، 1389 ) تصویر5- فرش معروف به لهستانی واقع در موزه آستانه مقدسه قم ( نگارنده ، 1390 ) تصویر6- فرش معروف به لهستانی مورد نظر در موزه فرش ایران ( نگارنده ، 1390 ) تصویر7- The Doria Carpet)) واقع در موزه ی متروپولیتن ، 2011 میلادی ( www.metmuseum.org ) فصل سوم بخش اول : مستندنگاری 3-1-1 معرفی موزه فرش ایران موزه ی فرش ایران ، در خیابان کارگر شمالی ، در شمال غربی پارک لاله و در منطقه ی وسیعی بنا شده است و ساختمان زیبای آن الهام گرفته از هنر معماری امروز و سنتی ایرانی است . ساختمان شامل دو تالار جهت نمایش انواع گوناگون فرش ها و گلیم ها است . ‹‹ نمایشگاه موزه ی فرش شامل دو بخش است : - نمایشگاه دائم : در طبقه ی همکف جای دارد و مساحت آن در حدود 1500 متر مربع است . فرش ها براساس منطقه ی بافت فرش ، طبقه بندی شده اند . - نمایشگاه موقت : این نمایشگاه با مساحت تقریبی 800 متر مربع در طبقه دوم واقع شده و از فضایی شبیه نمایشگاه دائم برخوردار است . در این نمایشگاه نمونه هایی از بافته ها به طور موقت به نمایش گذارده می شوند . ›› ( امانی ، 1380 ،33 ) تصویر1- نمای بیرونی موزه ی فرش ایران ( نگارنده ،1390 ) تصویر2- فرش معروف به لهستانی واقع در طبقه ی همکف در موزه ی فرش ایران ( نگارنده ،1390 ) 3-1-2 معرفی اثر فرش واگیره ای ترنج دار با گل های شاه عباسی معروف به فرش لهستانی ، بر اساس برگ شناسایی موجود در موزه در تاریخ 22 بهمن 1356 هجری شمسی ، از طرف صنعت نفت به موزه ی فرش اهداء شده و در کنار فرش نام آن ‹‹ ترنج دار با گل های شاه عباسی ›› ذکر شده است . مشخصات فرش در چندین برگ شناسایی آمده است . در قدیمی ترین مشخصات برگ شناسایی ، نوع بافت آن دو پوده ذکر شده که درست نیست . اما در مشخصات انگلیسی این اثر ، به سه پوده بودن این فرش تأکید شده است . در این مشخصات ، به این نکته اشاره شده که جفت دیگر این فرش در موزه ی متروپولیتن نیویورک قرار دارد . شماره ی جدید اموال این فرش 168 است . و شماره ی اموال قدیم آن ، 40 بوده است . شناسنامه ی این اثر در موزه ی فرش ، نیاز به اطلاعات کامل تری دارد . ( نگاه کنید به صفحات 30 ، 31 ، 32 ) تصویر3 - عکس قدیمی از فرش معروف به لهستانی همراه با شناسنامه اثر ( آرشیو موزه فرش ایران ، بی تا ) 3-1-3 مشاهده های عینی در طبقه ی همکف نمایشگاه ، هشت حوضچه ، قرار دارد که فرش های قدیمی تر مانند فرش های دوره صفویه ، به صورت افقی در داخل آن جای دارند . فرش لهستانی مورد نظر ، در قسمت جنوبی طبقه ی همکف بر روی چارچوبی افقی در داخل حوضچه قرار گرفته است . روی چارچوب چهار پانل به صورت افقی و موازی کنار هم قرار دارند ، پانل از جنس چوب فشرده ای است و روی آن ، پارچه ای مخصوص با بافت درشت کشیده شده و آن پارچه نیز با پارچه ای مخملی و سورمه ای رنگ دیگری پوشیده شده است . خود چارچوب از دو قسمت تخته سه لایی و نئوپان تشکیل شده که به هم متصل شده اند . جهت چارچوب ، شرقی – غربی است و از نظر ابعاد کمی بزرگ تر از فرش است . همان طور که مشاهده می شود فرش فاقد پشتیبان است . گویا در گذشته فرش پشتیبان داشته است . حوضچه ، دارای سه پله است و دستگاه اگزوز فن ( هوا ساز ) در پله ی اول و دوم حوضچه تعبیه شده و کف سالن از موکت موشی رنگ با بافت درشت پوشیده شده است . در سالن نمایشگاه از سقف کاذب استفاده شده که از جنس فلز و به شکل مربع های تو و خالی است این مربع ها با اختلاف سطح در کنار هم قرار گرفته اند و شامل لوله هایی است که سیستم گرمایش و سرمایش متصل به موتور خانه را تأمین می کند و نیز مجهز به سنسورهای حرارتی ، متصل به سقف کاذب است . در بالای این سنسورها پشت سقف کاذب ، مخازن گاز هالون نصب شده است که امروزه کاربرد ندارد و هم اکنون برای اطفای حریق از کپسول های آتش نشانی استفاده می شود . برای روشنایی ، چراغ هایی با فیلتر مخصوص ، به کار رفته که بر روی ریل هایی در مقابل فرش ها قرار دارند و قابل جابجایی بوده و زاویه ی تابش آن ها نیز قابل تنظیم است . فرش ، از درب ورودی فاصله دارد ، در کنار حوضچه پانل های عمودی قرار داده شده اند که فرش ها به صورت عمودی روی آن جای دارند ، پانل های عمودی در ضلع های شرقی ، شمالی و غربی فرش قرار دارند و بقیه فضا باز است و دسترسی به فرش امکان پذیر است . یک تابلو از جنس پلکسی که مشخصات فرش روی آن حک شده در قسمت شمالی چارچوب و کنار فرش قرار دارد . ( نگاه کنید به تصویر 2 در همین فصل ) 3-1-4 مستند نگاری از اثر برای مستند نگاری روش های متعددی وجود دارد ؛ عکاسی صنعتی ، اسکن کردن . در این اثر برای مستند نگاری از عکاسی استفاده شده است . ‹‹ برای عکاسی نکات زیر لازم است : •استفاده از نور مناسب •کار بر روی سطحی صاف برای داشتن تصویری تخت و بدون پرسپکتیو •نشان گذاری برای ثبت اندازه و رنگ اصلی کار با استفاده از اشل رنگی •نمایش کلیه ویژگی ها ، عوارض و آسیب های روی اثر با استفاده از تصاویر با نمای عمومی و یا درشت در مستند نگاری مراحل زیر باید مستند شود : •ساختار اثر : اندازه و ابعاد ، تکنیک بافت ، مرمت های قبلی •رنگ اثر : رنگ اصلی ، رنگ پریدگی ، تغییر رنگ ، لکه •آسیب ها : فرسودگی ها ، تغییر ابعاد ، جدا شدن قسمت ها ›› ( هاشمی ، حسن پور ، بی تا ) - در ضمن تهیه ی طرح خطی برای نشان دادن آسیب نگاری در تهیه ی طرح خطی اثر مورد نظر ، از نرم افزار کامپیوتری ( طراحی فرش و فتوشاپ ) استفاده شده است . 3-1-4-1 ساختار اثر : - اندازه و ابعاد ابعاد فرش مورد نظر واقع در موزه ی فرش ایران : 180?410 سانتی متر تصویر4 - اندازه و ابعاد فرش مورد نظر ( نگارنده ، 1390 ) تصویر5 - تصویر فرش مورد نظر با زمینه رنگ خنثی ( نگارنده ، 1390) تصویر6 - تصویر فرش مورد نظر با زمینه رنگ روشن ( نگارنده ، 1390 ) - تکنیک بافت در بافت این اثر از تار و پود به صورت خطوط عمودی - افقی و گره استفاده شده است . تصویر7 - تکنیک بافت فرش مورد نظر ( نگارنده ، 1390 ) تصویر8 – بزرگ نمایی تکنیک بافت ( نگارنده ، 1390 ) پود ضخیم پود نازک گلابتون گره نامتقارن تار رو تار زیر تصویر9 - مستند نگاری تکنیک بافت ( نگارنده ، 1390 ) - تزیینات در ابتدا و انتهای فرش گلیم بافی همراه با تزیین ملیله به کار رفته است . تصویر10 - گلیم بافت فرش مورد نظر ( نگارنده ، 1390 ) تصویر11- بزرگ نمایی گلیم بافت ( نگارنده ، 1390) تصویر12 - مستند نگاری گلیم بافت ( نگارنده ، 1390 ) 3-1-4-2 رنگ اثر تصویر13 – رنگ های به کاررفته در فرش مورد بررسی ( نگارنده ، 1390 ) رنگ های به کار رفته در اثر زرد لیمویی ، سبز سیر و روشن ، صورتی سیر و روشن ، خاکی سیر و روشن آبی سیر و روشن ، قهوه ای سیر و روشن ، مشکی و سفید 3-1-4-3 نمونه آسیب های موجود در اثر تصویر14 - فرش مورد بررسی همراه با نمونه ی آسیب ها ( نگارنده ، 1390 ) - تغییر ابعادی تصویر15 - تغییر ابعادی در اثر ( نگارنده ، 1390 ) 3-1-5 طرح خطی از اثر در تهیه ی طرح خطی از فرش ، از نرم افزار کامپیوتری استفاده شده است . تصویر16 - طرح خطی از اثر ( نگارنده ، 1390 ) 3-1-5-1 واحد تکرار ( طرح خطی ) از اثر همان طور که از طرح مشاهده می شود طرح و نقشه ی فرش از نوع ( یک دوم ) است . یعنی طرح از پهنا به صورت قرینه بافته می شود . تصویر17 - فرش مورد نظر ( نگارنده ، 1390 ) تصویر18 - واحد تکرار و طرح خطی از اثر ( نگارنده ، 1390 ) 3-1-5-2 طرح خطی همراه با فضای گره دار و الیاف فلزی ( گلابتون ) در فضای رنگی مورد نظر ، تکنیک گره فارسی استفاده شده که حدود دو سوم از کل فضای فرش است . در فضای رنگی مورد نظر ، گلیم بافی با تارهای فلزی و نقره ای ( گلابتون ) به کار رفته که در حدود یک سوم کل فضای فرش است . تصویر19 - مستند نگاری از اثر همراه با قسمت های گره دار ( نگارنده ،1390 ) تصویر20 - مستند نگاری از اثر همراه با قسمت های گلابتون ( نگارنده ،1390 ) تصویر21 - مستند نگاری از اثر همراه با تلفیق قسمت های گره دار و گلابتون ( نگارنده ،1390 ) بخش دوم : فن شناسی 3-2-1 شناسایی الیاف : شناسائی الیاف در منسوجات از اهمیت برخوردار است و برای این کار ، نیاز به نمونه برداری است . به علت وجود محدودیت در نمونه برداری از اثر ، فقط نمونه برداری از الیاف فلزی و یک نمونه ابریشم ، توسط کارشناس مرمت موزه ی فرش ، صورت گرفته است . تصویر22- نمونه برداری از الیاف ابریشم از اثر ( نگارنده ، 1390 ) تصویر23 - نمونه برداری الیاف فلزی از اثر ( نگارنده ، 1390 ) - بررسی ماکروسکوپی در یک آزمایش از تست سوختن ، برای شناسائی الیاف در دسترس ، استفاده شد . مشاهده گردید که الیاف هنگام نزدیک شدن به شعله چروک شده و در شعله به سرعت سوختند و هنگام خارج شدن از شعله به سوختن ادامه ندادند و خاکستر آن حالت سیاه ، براق و نرم داشت و بوی سوختن الیاف حیوانی به مشام رسید . تصویر24 - سوختن لیف ابریشم ( نگارنده ،1390 ) تصویر25 - خاکستر حاصل از سوختن ( نگارنده ، 1390) - افراد حرفه ای می توانند با ذره بین یا چشم غیر مسلح و لمس کردن ، نوع الیاف طبیعی را تشخیص دهند . تصویر26 - استفاده از ذرّه بین برای شناسایی الیاف تار ( پنبه ای ) و پود ( پنبه ای و ابریشم ) ( نگارنده ، 1390 ) تصویر27 - شناسایی الیاف تار ( پنبه ای ) ( نگارنده ، 1390 ) - بررسی میکروسکوپی در مواردی که به روش ماکروسکوپی امکان بررسی دقیق وجود نداشته باشد ، این روش به کار می رود . در این آزمایش برای شناسایی الیاف ، میکروسکوپ الکترونی SEM استفاده شد . تصویر28 - تصویر میکروسکوپی الکترونی SEM، لیف ابریشم فرش مورد نظر با بزرگ نمائی X1000 ( نگارنده ، 1390 ) همان طور که در تصویر 28 دیده می شود لیف ابریشم ، استوانه ای و میله ای شفاف است و در تصویر 29 الیاف گلابتون دور الیاف ابریشم پیچیده شده است . تصویر29 - تصویر میکروسکوپی الکترونی SEM ، الیاف گلابتون فرش مورد نظر با بزرگ نمایی X 250 ( نگارنده ، 1390 ) تصویر30 - تصویر میکروسکوپ الکترونی SEM ، الیاف گلابتون فرش مورد نظر با بزرگ نمایی X 1000 ( نگارنده ، 1390 ) آنالیز عنصری EDX - SEM در الیاف فلزی ( نقره ای ) ، در فرش مورد نظر 100% نقره وجود دارد . تصویر31 - آنالیز عنصری EDX - SEM الیاف فلزی گلابتون ( نقره ) از اثر مورد نظر ( نگارنده ، 1390 ) آنالیز عنصری EDX - SEM از الیاف فلزی ( نقره زراندود ) ، فرش مورد نظر 78/15% نقره و 22/84 % طلا دیده می شود . تصویر32 - آنالیز عنصری EDX - SEM الیاف فلزی گلابتون ( نقره زراندود ) از اثر مورد نظر( نگارنده ، 1390 ) 3-2-2 تکنیک بافت : ‹‹ کار هنری را زمانی می توان ارزیابی کرد که فرآیندهای فنی ساخت آن درک شده باشد ، چون کیفیت زیبایی شناختی آن ها همواره تا حدی به این فرآیندها وابسته است و تفاوت های فنی غالباً کلید ضروری شناسایی بافته ها است . شالوده ی فرش پُرزدار ، مرکب از مجموعه ای از تارها و نظام نسبتاً پیچیده ای از پود است که خامه های پُرز را به روش های متعدد و کمی متفاوت بر این شالوده استوار می کند . نفیس ترین و گرانبهاترین فرش ها با تارهای فلزی ( طلا و نقره ) به روش گلیم بافی تزیین شده اند . ›› ( پوپ و اکرمن ،1387 ، 2787 ) از نظر فنی ، فرش لهستانی مورد نظر ، فرش گره دار ابریشمی و سوزن دوزی شده با نوارهای فلزی نقره و نقره ی زراندود است . ‹‹ در تکنیک فرش های لهستانی ، گره های ابریشم ، چنان بر روی نخ های تار ، گره زده شده اند که گره به طور کامل یکی از دو نخ تار را دور زده و از بین این دو خارج می شود ، طرف دیگر گره به قسمت جلویی نخ تار دوم منتهی می شود . این گره ، گره فارسی یا گره سِنِه نامیده می شود ، که از گره قیوردس یا گره ترکی متمایز است . در بیشتر فرش های لهستانی ، دو روش گره زدن و سوزن دوزی کردن به شیوه ی ماهرانه ای با هم تلفیق شده اند . برای هر ردیف از گره ها ( نگاه کنید به تصویر 37 در همین فصل ) پنج ردیف سوزن دوزی وجود دارد که بین دو ردیف پود موج دار ، قرار می گیرند . ردیف های سوزن دوزی که شامل نوارهای نقره یا نقره ی زراندود هستند که نزدیک به هم در اطراف یک مرکز ابریشم زرد یا سفید ، کوک زده شده اند ، نخ پیوسته ای را تشکیل می دهند که از روی سه تار و زیر یک تار از تارهای جلوئی نخ های تار کشیده می شود . ( نگاه کنید به تصاویر 40 ، 41 ، 42 در همین فصل ) بافنده های فرش لهستانی با عبور دادن این نخ های فلزی از روی سه تار ، سطوح بزرگی از فلز درخشان بدست می آوردند ، که امروزه نقره ی برخی از آنها ریخته شده و تنها مرکزهای ابریشمی از آن ها باقی مانده است . به طور کلی در فرش های معروف به لهستانی گره ها درشت تر از گره های دیگر فرش های ابریشمی ایرانی است . ›› ( Havemeyer & Etal , 1930 , viii-ix-x [8-10] ) روش مورد استفاده در اثر مورد بررسی ، به شرح زیر است . -الیاف فلزی ( گلابتون ) به صورت پارچه بافت ، زیر یک تار و روی سه تار در سطح بالایی قرار دارد . تصویر33 - گلابتون به صورت پارچه بافت زیر یک تار و روی سه تار رو ( پوپ و اکرمن ، 1387 ، 2792 ) ‹‹ تعداد رج های پود در شالوده و زیر ساخت فرش ، میان گروه های تارهای فلزی ممکن است برحسب ساختار فرش از یک تا شش ( و یا بیش تر ) متغیر باشد ولی سه رج پود ، بسیار معمول است . در همان حال تعداد پودهای فلزی ( گلابتون ) در مقابل یک رج از گره ها هم متغیر است و تعداد متعارف آن ، سه ، چهار یا پنج ردیف است . ›› ( پوپ و اکرمن ،1387 ، 2790 ) اثر مورد بررسی دارای سه پود و پنج ردیف الیاف فلزی ( گلابتون ) است که در مقابل یک رج گره ، به کار رفته است . 3-2-3 فن شناسی فرش مورد بررسی : قسمت های مختلف این فرش شامل : - بافت گره دار - تزیین به روش گلیم بافی با تارهای فلزی و نقره ای ( گلابتون ) - شیرازه - تزیین و گلیم - بافت ابتدا و انتهای فرش 3-2-3-1بافت گره دار ‹‹ گره یا ریشه ی فرش که عامل اصلی تمایز آن با کلیه ی زیر اندازها ( جاجیم ، گلیم ، ورنی و غیره ) می باشد .

لینک دانلود:
http://ganj.irandoc.ac.ir/articles/574536

منبع :