رنگ و رنگرزی

رنگ گبه (قسمت اول)

هنوز هم بسیاری کسانند که گبه واقعی را گبه های ((خود رنگ)) می دانند و به گبه های رنگین و آغشته به رنگ های تند و شاد به دیده اجناسی فاقد عمق و معنا می نگرند. طرفداران این عقیده گبه را زیر انداز چادرنشینان و صوفی مسلکان می شمرند و برآنند که چون این مردم خاکسار و فقیر پیشه اند، خلوص را در بی رنگی و یا رنگ خاک می بینند.

 

لذا از بکار بردن رنگ در گبه هایشان می پرهیزند و ترجیح می دهند همان پشمی را که بر گرده گوسفندانشان روییده، بدون هیچ دخل و تصرفی در زیراندازها و گبه هایشان بکار برند. این عقیده هنوز هم که هنوز است در بین دستجات زیادی از چادر نشینان و روستایان فارس طرفدار دارد و هنوز این دسته گبه های خود را به هیچ رنگی جز آنچه طبیعت در پشم گوسفندانشان جا داده، نمی آلایند.
علی رغم این تفکر عمیق و صوفیانه این گونه گبه ها هیچ گاه در بازارهای فرش محبوبیتی نیافتند و به رغم مصالح و بافت خوبشان در رده ارزان ترین فرش ها محسوب می گردند و مصرف کنندگان آن ها هنوز عشایر و روستاییان و یا مردمی بی بضاعت و از طبقات فقیرند.
گبه های رنگین نقطه مقابل گبه های خالی و خود رنگ اند. این گبه ها از همان آغاز محبوب بازار شدند و با اینکه فلسفه و یا نقطه نظر ویژه ای در ورایشان نبود، اما همگونی و نزدیکی شان با هنرها و سلیقه های غربی، به سرعت جایی برایشان در آن دیار باز نمود. زنانی که چنین رنگ آمیزی های بدیعی در این گبه ها به کار برده بودند نه دانشی غربی گونه از درهم کردن رنگ ها داشتند و نه قادر به بیان چگونگی به کار گرفتنشان می شدند. میزان، برای این زناناحساس شان و رنگ وسیله ای برای بیان درونشان بود. قول سهرودی بهترین زبان حال این زنان است که گفته بود ((رنگ پدیده ای حس کردنی است و نه تعریف کردنی))_گفته سهرودی چندان دور از حرف کاندیسکی که رنگ را چون موسیقی احساس برانگیز میدانست و یا نقاش هلندی تئو وان دوزبرگ که را مثل خط و سطح واقعی می شمرد، نیست.

منبع : کتاب گبه هنر زیرپا

منبع :