منو
نواحی و مناطق قالی بافی

شناخت فرش ایل قشقایی

توسط Hamed
19 اسفند، 1398
Ghalikadeh

گردآوری: رئوف مفیدی

ابتدا تاریخچه ی ایل قشقایی را بررسی میکنیم:::
مطمئنا دانستنی های ما درباره گذشته ی ایل قشقایی ناچیز و ناقص است و پراکنده و جسته گریخته و به درستی معلوم نیست که این ایل بزرگ ترک زبان کی و از کجا و بر اثر چه حوادث و رویدادهایی به ایران کوچ کرده است.حتی نمیدانیم که از ابتدا به قشقایی موسوم بوده یا بعدها به این نام شهرت یافته و از چه وقت؟ ریشه لغوی لفظ قشقایی مبهم است و محقق نیست که از واژه ترکی ((قاچ قایی)) به معنای گریخته گرفته شده،یا از (قاشقه) که در زبان ترکی (اسب پیشانی سفید)) است یا از کاشغر که به روایت تاریخ مسعودی گروهی از قاراتاتارها در زمان حکومت سلجوقیان در آن شهر اقامت گزیدند و بیست هزار تن از آنان به همراه سعد بن زنگی به فارس آمدند،که میتوان فرض کرد کاشغری یه مرور زمان ((قشقری)) و سپس قشقایی شده است.

پژوهش هایی که ((گرهارد دورفر)) درباره ی زبان ایل قشقایی به انجام رسانیده و آن را از شاخه زبان ترکان غز و ترکی باختری دانسته میتواند رهنمودی باشد به منشا و زادگاه قشقاییها و اینکه از حدود جمهوری ترکمنستان شوروی کنونی و قفقاز به ایران آمده اند
(از اوایل سده هفتم مسیحی ترکان به دو گروه خاوری و باختری تقسیم شدند:؛مغولستان تا دامنه کوههای اورال زیر سلطه ترکان خاوری قرار گرفت و کوههای آلتایی تا حدود تاشکند قلمرو ترکان باختری شد.

طبق گفته های ((پی یر اوبرلینگ)) قشقایی ها یکی از طایفه هایی هستند که در سده ی پنجم و ششم در پی هجوم غزنویان و سلجوقیان همراه با (مهاجرت بزرگ قبایل ترک) از آسیای مرکزی به خاورمیانه و ایران آمده اند.

آنچه مسلم است مهاجرت قشقایی ها از نواحی شمال غربی و مرکزی ایران به خطه فارس یکباره و همزمان انجام نگرفته و طایفه ها و تیره های ترکزبانی که در سده دوازدهم تحت لوای جانی آقاقشقایی متحد شدند به صورت یک ایل واحد و سازمان یافته به آنجا نیامده و در دورانهای متفاوت روی به جنوب آورده اند و اولین بار در اواخر عهد صفویه است که نظام ایلی در میان قشقایی ها مستقر میشود و گروه های پراکنده خلج و قشقایی را تحت نظام واحد متشکل میسازد.

طایفه ها و تیره های بافنده

طایفه کشکولی:
مهمترین طایفه فرشباف ایل قشقایی است.تیره کوچک شصت خانواری بولو یا بولی (معروف به چغال) که یکی از ممتاز ترین قالیچه های قشقایی را تا حدود نیم قرن پیش میبافته،وابسته به آن است.جز بولی بافته های دیگر تیره های کشکولی بزرگ و نیز طایفه کشکولی کوچک به کشکولی مطلق معروف است.کمتر از یک دهم دستبافتهای قشقایی از آن کشکولیهاست.کشکولیها عناصر کرد و لر را به میزان قابل ملاحظه ای در خود جذب کرده اند.

طایفه شش بلوکی:
بزرگترین طایفه فرشباف قشقایی است که از بیست و چند تیره آن هشت تیره به کار بافندگی اشتغال دارند(یا داشته اند) و معروفترین آنها هیبت لو،عرب چربانلو،کوهی و دوقزلو است.سایر دستبافتهای این طایفه زیر نام تیره خاصی قرار نمیگیرد و مانند کشکولی به شش بلوکی مطلق شناخته میشود.بیشترین دستبافتهای قشقایی که نزدیک به دو پنجم است از این طایفه میباشد.شش بلوکیها در بخش اعظم سرحد چهار ناحیه و قسمتی از سر حد شش ناحیه ییلاق دارند و قشلاق آنان از حوالی بوشگان بخش خورموج شهرستان بوشهر آغاز میشود و در امتداد دشت پلنگ به دارالمیزان از بخش کنگان منتهی میگردد.

طایفه عمله:
بسیاری از اعضای این طایفه طبق سنت ایلی در خدمت خوانین بوده اند و به همین سبب عمله نام گرفته اند.(در هر یک از طوایف غالبا تیره ای به نام عمله هست).قالیهای تیره بولی طایفه عمله معروف به هاشم خانی است که به همان نقش رایج بولی کشکولی است با ظرافت کمتر.گلیم و گبه تیره آردکپان این طایفه مشهور است.طایفه عمله در اطراف فیروز آباد و قیر و کارزین قشلاق دارد و ییلاق آن منطقه سمیرم است.

طایفه صفی خانی:
متحمل است که از لرستان آمده باشند.
چندی است هویت مستقل خود را از دست داده و دستبافته های آن هم به استقلال قابل شناسایی نیست.محل ییلاقی صفی خانی در سرحد چهار ناحیه و قرارگاه زمستانی آن در حوالی فراشبند است

طایفه رحیم لو:
دیگر استقلال طایفه ای ندارد و تیره ای ا طایفه صفی خانی شده است.ییلاق رحیم لو در حد شش ناحیه و قشلاق آن در نواحی خورموج بوده است

طایفه ایگدر:
تا حدود نیم قرن پیش از سه تیره بافنده تشکیل میشد که امروز در طایفه های دیگر مستحیل شده اند.گروهی از ایگدرها در حال حاضر جزو طایفه عمله به شمار میروند و گروهی بزرگتر در دهستان خنج ساکن و تخته قاپو شده اند.قالیچه های ایگدر،که بیشتر برای خوانین بافته میشده بسیار ممتاز و به همان حد کمیاب است.
بر اساس اطلاعاتی که ملک منصور قشقایی گردآورده است اکثریت طایفه ایگدر از پشت ترکمنهای عراقی(خلج)هستند.

طایفه چنگی:
متشکل از دو تیره بافنده بوده است ولی دیگر استقلال طایفه ای ندارند و یکی از تیره های عمله شده و به همراه آن ییلاق و قشلاق میکنند

طایفه دره شوری:
بیشتر گبه و گلیم بافی دارد و ییلاقش در سرحد شش ناحیه و پادنا و قشلاقش در بخش ماهور میلاتی افتاده است.

قالی_خورجین قشقایی:
عشایر و مردم کوچرو و چادر نشین در تلفیق عناصر کاربرد مصرفی با عناصر زیبایی و سلیقه ی تزیینی بیهمتا هستند.پیش پا افتاده ترین و معمولیترین وسایل مصرفی زندگی بی آلایش و معیشت ساده و بدوی خود را آنچنان ظریف و زیبا و دلپذیر_و گاه با شکوه و پر جلال_می آرایند که یک ابزار خانگی ساده  ی ابتدایی و یک توشه دان(دم دستی) به مرتبه بلند عالیترین آثار هنری مصنوع اعتلا می یابد.

شگفتی در این است که این تلفیق کارایی و هنر غالبا مبتنی بر آرایش پیش پا افتاده ترین و بدشکلترین و نازیباترین چیزها با بدیعترین سلیقه ها و عالیترین ذوق ها و طرفه ترین زیبایی ها است

این شگفتی دو چندان میشود آنگاه که شکل و هیات این دست افزار ها و توشه دان ها را در جامعه ی شهری با شکل و هیات آنها د جامعه ی عشایری مقایسه کنیم.ما مردم شهر نشین برنج و آرد و دانه های خوراکی را در گونیهایی و قوطی هایی حلبی میریزیم و آنان در خورجین ها و جوال هایی که هر یک هزار نقش برآورده است

از این نظر وسواس در آراستن انواع خورجین بیشتر شگفتی آفرین است.
زیرا بر خلاف انواع فرش و روزینی و جُل اسب و سیه بند مادیان و نوار خیمه که عوامل تزیینی و زیبایی در هستی آنها نقش عمده دارد،جورجین صرفا ابزار کار و اسباب و معیشت و داد و ستد پایاپای و لازمه ی زندگی ایلیاتی و کوچ و حرکت مداوم است.

هدف اساسی درست کردن یک خورجین کارایی و فایده عملی آن است،نه آفرینش زیبایی و برانگیختن خیال.البته باید آن دسته از دستبافته های اختصاصی و استثنایی که برای هدیه و جهزیه عروس بافته میشود را از این امر جدا کرد.


رویه قالی_خورجین شش بلوکی،دهه ی دوم تا ششم قرن سیزدهم


رویه قالی_خورجین کوهی_دهه ی هشتم تا دهم قرن سیزدهم ه.ق


رویه و آستر گلیمی قالی_خورجین کوهی_دهه ی هشتم تا دهم قرن سیزدهم ه.ق


رویه قالی_خورجین کوهی_دهه ی هفتم قرن چهاردهم ه.ق
رویه قالی_خورجین آرد کپان_دهه ی پنجم قرن چهاردهم ه.ق
رویه قالی_خورجین کوهی_دهه ی پنجم قرن چهاردهم ه.ق


رویه قالی_خورجین شکرلو_دهه ی دوم تا سوم قرن چهاردهم ه.ق


رویه قالی_خورجین_اوایل دهه ی هشتم قرن چهاردهم ه.ق


رویه و بند و جابند قالی_خورجین،کشکولی/رحیم لو_اواخر دهه ی ششم قرن چهاردهم ه.ق


چنته کشکولی_دهه ی دوم تا سوم قرن چهاردهم ه.ق


جل اسب سوزنی_دهه  ششم قرن چهاردهم

دیدیم که زنان قشقایی سرآمد قالیبافان عشایری ایران و بلکه جهان هستند.به این معنی که بیشترین قالیهای ممتاز و طراز اول ایلیاتی را از نظر تنوع و نقش پردازی و غنای رنگ آمیزی و ظرافت بافت در مقایسه با هر ایل و طایفه دیگر قشقایی ها بافته اند.

اما دستبافتی که بافندگان قشقایی را در سرتاسر دنیای فرشبافی بی رقیب ساخته و هیچ گروه بافنده دیگر نتوانسته برتر از آن عرضه کند،جل اسب یا رو اسبی سوزنی است که ممتازترین و رنگارنگ ترین را زنان قشقایی فرا آورده اند.

قالیچه ها،گلیم و گبه و .......هر یک از لحاظ ظرافت و رنگ و ریزه کاری های باورنکردنی همانند خود را کم و بیش در بافته های دیگر ایلات و طایفه ها و روستا ها دارند،اما تنها جل اسب سوزنی قشقایی است که همتا و همپایه ندارد

یکتایی جل اسب قشقایی هیچ توجیه و انگیزه ای جز این نتواند داشت که ارزش اسب برای چادر نشینان کوچرو حیاتی است و میدانیم که ایل قشقایی تنها ایل بزرگ است که هنوز بخش بزرگ آن در کوچ سالانه میان ییلاق و قشلاق به سر میبرند.

جُل که مصرف اصلی آن جنبه ی تزیینی ندارد و پوششی است برای گرم نگه داشتن اسب و شکل و اجزای کم و بیش ثابت و مشخصی دارد

هر جُل دو بازوی پهن دارد که سینه ی اسب را میپوشاند و آن را (دستک) میخوانند

دستکها توسط نوار دستبافته ای (به همان طرح و نقش جل) به پهنای تقریبی ۱۰ سانتی متر و درازای حدود هفتاد سانت به یکدیگر بسته میشود.این نوار را (خفتک) میگویند.

نوار باریکتر و تسمه مانندی در دوسمت بدنه ی جل میدوزند که در زیر شکم اسب گره میخورد و جل را محکم و چسبان نگه میدارد

 


منبع: رئوف مفیدی

درباره وبلاگ

این وبلاگ پایگاهی برای انعکاس رودیدادهای فرش و صنایع دستی ایران؛ تجزیه و تحلیل اهم رویدادهای فرش و انتشار فعالیتهای پژوهشی و مقالات و دیدگاههای فرهیختگان و فعالین فرش و صنایع دستی است