منو
نواحی و مناطق قالی بافی

تاریخ نانوشته فرش کرمانشاه (سید عبدالله از فرش تا هویت)

توسط Hamed
Ghalikadeh

سارا نوری –کارشناسی ارشد فرش دستباف-مدرس دانشگاه

در این پژوهش تلاش شده است با توجه به قدمت بافت منسوجات در استان کرمانشاه و بویژه فرش نگاهی به تاریخ نامکتوب این هنر داشته باشیم .با توجه به اینکه منابع معتبری در دسترس نمی باشد این پژوهش برگرفته از تاریخ شفاهی است که نسل به نسل در خانواده های کرمانشاهی و به فرزندان ایشان  منتقل شده است .

خانواده پیروی از سال 1270در بازار ظهیرالملک واقع در سبزه میدان کرمانشاه فعالیت داشته اند . این خانواده پس از تخریب تیمچه از سال 1298در راسته بازار کرمانشاه و بصورت غیر مستقیم با فرش در ارتباط بوده اند ،اما فعالیت حرفه ایی و تخصصی ایشان در زمینه فرش بوسیله حسن آقا فرزند کلبعلی  از سال 1342 آغاز می شود .در این پژوهش فرزند حسن آقا بنام غلامرضا پیروی که هم اکنون در راسته بازار کرمانشاه دنباله رو حرفه پدر هستند ،پل ارتباطی ما با دوره ی تاریکی از تاریخ فرش استان خواهند بود.

سید عبدالله اجاق از بستگان حاج حسن اجاق که چهارراه معروف شهر کرمانشاه بنام ایشان نام گذاری شده ،می باشند .روایت عزیزانی  که بصورت مستقیم با سید عبدالله در ارتباط بوده اند در باره ی ظاهر ایشان حاکی از آن است سید عبدالله فردی بوده ریز جسه ، دارای محاسن سفید و صورت نورانی .

شروع کار ایشان در زمینه فرش برمی گردد به زمانی که شوروی در ایران و جهان  به شدت تبلیغاتی برای ایجاد دولت های کمونیست انجام می داده  است .

سید عبدالله سال ها بعد برای دوستان خود قنوتی و  سید علی اصغر کتیرایی که از قدیمی ترین فرش فروشان کرمانشاهی است چنین نقل کرده است :که بعد از اینکه فریب تبلیغات شوروی را می خورد تصمیم می گیرد به این کشور سفر کند. وی چند سال در کشورهای کمونیسی شمال ایران حضور دارد و متوجه می شود که تمام این صحبت ها و تبلیغات سرابی بیش نبوده است .

بعد از اقامت چندساله در این کشورها  ایشان تصمیم به بازگشت به ایران را می گیرد .در مسیر بازگشت اقامتی در شهر مشهد دارد.

او هنگامی که در شهر مشهد در حال قدم زدن است  احساس تشنگی می کند .در همان نزدیکی متوجه یک کاروانسرا می شود .بعد از ورود به کاروانسرا به  دنبال آب برای رفع تشنگی است که متوجه شخصی می شود که با عصبانیت به کارگرهای خود تذکر می دهد که چرا پشم ها را جابجا نکرده اید .

سید عبدالله بین کلام صاحب کار می پرد و می گوید: آقا دیگر کافی است این همه بحث جدل ندارد؛ بنده خودم همه ی پشم ها را جابجا می کنم .

صاحب کار تحت تاثیر رفتار سید عبدالله قرار می گیرد ،از او میپرسد که اهل کجا هستی ؟ و به او پیشنهاد کار می دهد.

سید عبدالله با توجه به سفر ناموفق که داشته ، پیشنهاد کار را می پذیرد و با خود فکر می کند شاید با این کار بتواند دست پر به شهر خود برگردد.

عمو اوغلی شخصیت برجسته فرش ایران همان صاحب کاری بود که به سیدعبدالله پیشنهاد کار در کارگاه قالی بافی را داد و سید عبدالله اینگونه پا به عرصه هنر فرش گذاشت .

شاگردی عمو اوغلی باعث می شود که بعد ها  تاثیر رنگ در فرش های این استاد نمایان شود.

وی تمام فنون فرش را که شامل رنگرزی ،طراحی،بافت  می شود در نزد عمو اوغلی فراگرفته و بعد از سالها تصمیم به بازگشت به وطن را می گیرد .

بعد از بازگشت به کرمانشاه بعلت نداشتن سرمایه کافی به بازار توپخانه قدیم یا درب طویله قشون امروزی می رود .او با فردی بنام قنوتی که در بازار دارای سرایی بوده و از نظر مالی متمول محسوب می شده است ،در زمینه تولید فرش شریک می شود .

مدتی بعد از شروع به کار سفارشات زیادی پذیرفته می گردد و از آن جمله فرش هایی با متراژ حدود 18 متری برای آقای جلیلی که اکنون یکی از مساجد زیبای شهر بنام ایشان است بافته می شود. بعد از مدت کوتاهی اعیان و اشراف هم به سفارش دهندگان فرش سیدعبدالله اضافه می شنود. در این سالها کرمانشاه محل ترانزیت فرش به بغداد بوده و فرش هایی از سراسر ایران جمع آوری و از این شهر به کشور عراق و شهر بغداد ارسال می شده است .

سید عبدالله در تولید فرش های هیچ گونه تقلیدی از کارهای فرش عمواوغلی نداشت .فرش های او درشت باف بودند با طرح هایی که مخصوص خود اوست .

بعد از مدتی سید عبدالله تصمیم می گیرد به آموزش و پرورش مراجعه کرده و برنامه ایی با عنوان فرش بافی دانش آموزان برای یادگیری حرفه را مطرح نماید.

آموزش و پرورش آن زمان از  این برنامه استقبال می کند و مدرسه ایی در محله ی علافخانه کرمانشاه با نام مدرسه کاری ،پیشرو انجام این برنامه می گردد.

سید عبدالله به دلیل اینکه دانش آموزان زود خسته می شوند و طاقت و صبر بالایی ندارند و دوست دارند زودتر نتیجه کار خود را ببینند .در انتخاب سایز بسیار دقت می کرد و بر تمام مراحل تولید نظارت داشت  .به همین دلیل اکثر تولیدات این مرکز در سایز های کوچک 70در70یا سایز 60در60 با نقشه گل و بلبل تولید می شد .

فرش های مدرسه کاری رجشمار بالاتری از فرش های سیدعبدالله داشتند و گاها در بازار فرش تهران با فرش های کاشان اشتباه گرفته می شدند.

بعد ها فرش هایی که در این مدرسه بافته شد جز مرغوب ترین فرش ها به شمار میرفت .

در بازار تهران از فرش سید عبدالله به نام فرش کرمانشاه یاد می شده و این در حالی بوده که متاسفانه برخی از تجار ایرانی و خبرگان فرش ایران فرش های ایشان را به شهرهای دیگری مانند بیجار و یا فقط بنام بافت کرمانشاه بدون لقب سید عبدالله به فروش می رساندند.

یکی از خاص ترین کارهای سید عبدالله طراحی فرش هایی است که پشت آنها کرباس سفید یک دست گره خورده و بی نقش  بوده ؛در حالی که روی فرش دارای نقش و پرز بوده است .

گفته اند این چند تکه  فرش بافت دختر سیدعبدالله بوده که از سایز زرع و نیم بزرگتر و حدود دو متر  می باشد.

یک تخته از این فرش ها در سالهای پیش نزد  کتیرایی فروشنده قدیمی کرمانشاهی  وجود داشته که با مشاهده کارشناسی متوجه نوع عملیات بافت آن نشده اند.

قنوتی شریک سیدعبدالله بعد از مدتی از شراکت با این فکر که تمامی اصول فرش را از سیدعبدالله فراگرفته ،شراکت خود با ایشان را بهم میزند. بی خبر از اینکه او تنها فن فرش باشی را از سید آموخته و فوت فرش بافی هنوز در دستان اوست .

سید عبدالله رنگرزی را با بهترین مواد موجود انجام میداده چنانکه پوست گردوی یک منطقه  را به پوست گردوی مناطق دیگر  ترجیح میداده ،او همچنین نسبت به انتخاب سایر مواد رنگزا حساس بوده همین حساسیت کیفیت رنگرزی او را بالا برده بود .

تولیدات فرش قنوتی پس از جدا شدن از سید عبدالله از لحاظ رنگرزی دچار مشکل بوده اند.

بعد از سالها و بافت فرش های دیگر سید عبدالله کم کم بینایی خود را از دست می دهد و دیگر قدرت کار تولید فرش را ندارد .

او بیشتر روزهای نابینایی خود را روی صندلی و در حجره ی کتیرایی در بازار کرمانشاه  سپری می کند.

کتیرایی روایت می کند که روزی شخصی به او مراجعه کرده و گفته است که فرشی از فرش ها سید عبدالله را می خواهد بفروشد ،کتیرایی به منزل شخص مورد نظر مراجعه می کند و پس از بازگشت به سید عبدالله می گوید که چنین شخصی ادعا دارد فرشی را برای او بافته ایید و اکنون قصد فروش آن را دارد .

کتیرایی به همراه سید به خانه فروشنده می روند تا از صحت ماجرا آگاه گردند .سید بعد از لمس فرش از کتیرایی میخواهد فرش را با دقت اندازه گیری کند، مشخصات طرح را به او بدهد و بعد از او میخواهد گوشه چپ بالای فرش را  چک کند و از کتیرایی می پرسد که آیا آن قسمت فرش نقص دارد ؟ در جواب بله ی کتیرایی ،سید عبدالله می گوید این فرش را من بافته ام اما نه برای این خانواده بلکه به سفارش و برای شخص دیگری بافته شده است .

کتیرایی در موقع بازگشت از سید می پرسد که چرا فرش نقص دارد .سید عبدالله در پاسخ می گوید این نقص نیست این نشانه ی فرش های من است که به عمد در بیشتر کارهایم قرار داده ام .

در همان سالها فرش هایی با قواره حدود 12زرع با طرح و رنگ سیدعبدالله تولید محدودی داشته است .این فرش ها دارای مارکی  به نام فرش آرین بوده است .کتیرایی درباره ی این فرش ها چنین می گفته : شخصی بنام آرین که در شهرداری کرمانشاه مشغول به کار بوده تصمیم به تولید فرش می گیرد و در همان زمان به سید عبدالله که دوستی نزدیکی باهم داشته اند مراجعه و با گرفتن پشم و نقشه و رنگ های مخصوص فرش سید عبدالله شروع به کار میکند .اما تولیدات آرین تنها  محدود به چند تکه فرش کپی شده از فرش های سید عبدالله است .

سالهای پایانی عمر سید عبدالله در نابینایی به سر می شود و روایت ها حاکی از آنست که در بین سالهای 1346تا 1348 تن خاکی را وا می نهد و به دیدار دوست می شتابد.

 

 

*در پایان از تمام عزیزانی که اطلاعات بیشتری از این شخصیت و کارهای ایشان دارند تقاضا می شود در جهت کامل شدن مطلب ما را یاری بفرمایند .sara.m6561@gamil.com*

 

 

تصویر از جناب سعید رونقیان

 

 

 


منبع: سارا نوری

درباره وبلاگ

این وبلاگ پایگاهی برای انعکاس رودیدادهای فرش و صنایع دستی ایران؛ تجزیه و تحلیل اهم رویدادهای فرش و انتشار فعالیتهای پژوهشی و مقالات و دیدگاههای فرهیختگان و فعالین فرش و صنایع دستی است