منو
نقوش و طرح های فرش

نگاهی به ترنج در قالی (قسمت دهم)

توسط Hamed
19 اسفند، 1398
نگاهی به ترنج در قالی (قسمت دهم)

نقش لچك و ترنج چيست

نقش لچک و ترنج، طرح مخصوص در قاليبافي است.

نوعي از طرح فرش است كه نقشه لچك و ترنج آن با يك ديگر يكسان نباشد، يا نقشه اي بسيار رايج كه در آن نگاره مركزي ترنجي است كه يك چهارم آن به نام لچك در چهارگوش فرش به كار رفته است. زمينه قالي بين ترنج و لچك ها، با گلهاي شاه عباس تزئين شده است. در اين طرح، گاهي به نام نو آوري، لچك ها و كوچكتر از حد معمول نقش مي شود و رنگ آنها با رنگ ترنج مركزي فرق مي كند؛ ولي در مجموع براي اندازة لچك و ترنج در اين طرح، قاعدة سه گانه اي است:

 1ـ درازاي ترنج يعني قسمت بيضي آن( غير از دو سر و گردن آن ) بايد مساوي3/1  درازاي تمام قالي باشد.

 2ـ پهناي حاشيه بايد مساوي5/پهناي قالي باشد

 3ـ مجموع پهناي حاشيه هاي باريك بايد مساوي پهناي حاشيه اصلي باشد.

 و يا به گفته ديگر: 

در اكثر فرش هاي ايران نقش لچك و ترنج ديده مي شود. معولاً نقش ترنج در وسط فرش قرار دارد و شكل آن ممكن است، دايره، بيضي و يا چند پره باشد. اندازه ترنج در فرش هاي نقاط مختلف تغيير میكند. مثلاً در قاليچه ها و قالي هاي بافت اصفهان ، كاشان، نائين و آباده ابعاد آن كوچك و در فرش هاي تبريز، هرسين و مشهد معمولاً تا حدودي بزرگتر است.دربرخي از طرح هاي ترنج دار به جاي واحد مياني دو تا سه ترنج كوچك در يك خط عمودي غالباً در اشكال هندسي و گاهي چندين ترنج در فرش به فواصل منظم تنظيم مي شود.

در بال و پايين ترنج مياني معمولاً دو سر ترنج بافته مي شود كه در اصطلاح طراحان شمسه يا كلاله ناميده مي شود گاهي ممكن است اين كلاله ها به تعداد زياد تعاي محيط ترنج را در بر گيرند. از آنجايي كه برخي ازاين شمسه ها شكل خربزه را تداعي مكنند، اصطلاحاً آن را ترنج خربزه‌اي مي‌نامند (نمونه ترنج فرش تاريخي اردبيل) در حد فاصل ترنج و سر ترنج گاهي شكلي به نام كتيبه ترسيم مي‌شود كه در آن ممكن است نام اشخاصي نوشته شود.

به يك چهارم نقش ترنج مياني و يا شكلي مشابه و يا اكثراً متفاوت باآن در چهار گوشه متن فرش در اصطلاح قاليبافان لچك مي‌گويند . و اگر اين لچك ها توأم با ترنچ باشند طرح را لچك و ترنج مي‌نامند. 

هرگاه چند ترنج در داخل يكديگر قرار گرفته باشند ترنج را تودرتو و يا به عبارتي كاسه و نيم كاسه مي‌نامند. در صورتي كه ترنج در متن فرش حالت پيشرفته و مسلط داشته باشد به آن ترنج مداخل مي‌گويند ( نمونه فرش هرسين) .

 صورتي كه لچك ها با گردش اسليمي ها يا خطوط هم بند ديگري در داخل متن فرش پيشرفت نموده و در كنار حاشيه به يكديگر اتصال پيدا كنند اصطلاحاً به آن طرح سلسله و يا طرح طره اي مي‌گويند ( مانند برخي از فرشهاي مشهد و اصفهان).

و يا به گفته ديگر : در دايره المعارف ايرانيكا در بحث قالي ايران از ميان 14 مقاله ‌اي كه در مباحث مختلف فرش ايران نوشته شده در مقاله نهم ،‌دانيل واكر، در بررسي فرش هاي صفوي به صراحت اين اعتقاد تقريباً عام را دوباره بيان مي‌دارد كه عناصر اصلي طرح قالي هاي ترنجدار آن عصر نقاشان و طراحان كارگاه‌هاي سنتي هستند. كه يكراست از هنر كتاب پردازي بر مي‌گرفته اند. بدين معنا كه نقاشي روي جلد كتاب ها كه اغلب در ميانه و چهار لچك يا ربع ترنجي در چهارگوشه داشته الگوي نخستين طرح پاسخ مي‌دهد كه تأئيدي است بر مطالب قبل و در مقاله دانيل واكر،‌وي مي‌نويسد: گذشته از آن كه ميان آغاز جلدسازي كتاب و قاليبافي ،‌ صد‌ها بلكه هزاره‌ها فاصله است و نمي توان يك هنر متقدم باستاني را بدين صورت متاثر از يك هنر متاخر دانست . اين استنباط ريشه در محدود ساختن فرش‌بافي سده دهم به دستبافته هاي كارگاه هاي سنتي يا كارگاه‌هاي شهرهاي بزرگ آن عصر دارد كه به سبك رايج دوران فرش مي‌بافته‌اند . و اين بدان معناست كه هزاران فرشي را كه در همان زمان در شهرك، ها و روستا ها و مناطق ايل نشين مي‌بافته‌اند و نيز فرشهاي سلطنتي تيموريان و ايلخانان و اميران آق‌قويونلو را يكسره نديده بگيريم . آيا اين فرض منطقي تر از جهت تاريخي درست تر نيست كه طرح لچك ترنج را بر گرفته از فرش هاي لچك ترنج همان روزگاران يا دوران پيشين بدانيم . هرچند كه نمودگار بافته‌هاي آن نمانده باشد ما ندانيم كه بر كدام طرح و رسم و قاعده نهاده بوده است. نقاشي جلد كتاب هنر خواص بوده و هنر مندان و خواستار دانش همه جا انگشت شمار بوده‌اند حال آنكه هنر و صنعت فرش بافي چه از حيثيت توليد كنندگان و چه از حيث مصرف كنندگان به نهايت فراگير تقريباً همگاني بوده و عقل تاريخي و اجتماعي حكم نمي كند كه هنري كه دامنه تاريخي بسيار تنگ و برد اجتماعي و فرهنگي بسيار محدود دارد به دور افتاده ترين مناطق يك سرزمين پهناور راه پيدا كند و طرح و نقشه‌هاي سنتي چند هزار ساله را زير و رو سازد اگر چنين باشند چگونه مي‌توان توجيه كرد فرش هاي لچك و ترنج عشايري و روستايي را كه اگر نه از سده دهم به تحقيق از اواخر سده يازدهم و اوايل سده دوازدهم ه زمان ما رسيده و دستاورد كساني است كه هرگز بخت آن را نداشته اند كه فرش هاي شكوهمند صفوي يا كتاب هاي آنچناني ببيند. 
  


منبع: 

1) فرهنگ معين ـ دكتر محمد معين

2 ) فرهنگ جامع فرش ايران ،‌احمد دانشگر

3 ) فرشنامه ايران ، حسن آذر پاد و فضل ا... حشمتي رضوي . 

 4 ) فرشنامه ايران ، حسن آذر پاد و فضل ا... حشمتي رضوي .كتاب قالي ايران سيسيل ادواردز

5 ) پژوهشي در فرش ايران ـ تورج ژوله 

 


 


 


منبع: آتوسا فرقانی

درباره وبلاگ

این وبلاگ پایگاهی برای انعکاس رودیدادهای فرش و صنایع دستی ایران؛ تجزیه و تحلیل اهم رویدادهای فرش و انتشار فعالیتهای پژوهشی و مقالات و دیدگاههای فرهیختگان و فعالین فرش و صنایع دستی است